جما یک برنامهریز مراسم موفق با زندگیای پربار است. او تقریباً از قرار گذاشتن با کسی دست کشیده است تا اینکه یک فالگیر به طرز مرموزی در یکی از مهمانیهای کاملاً برنامهریزیشدهاش ظاهر میشود و پیشبینی میکند که جما فقط یک قرار ملاقات وحشتناک دیگر تا عشق واقعی فاصله دارد.
جوی، زنی موفق در کارش، درست هنگام نزدیک شدن تعطیلات و امید به ترفیع، ناچار به بازگشت به شهر زادگاهش و کمک به عمهاش میشود. در آنجا، به طور غیرمنتظرهای با عشق قدیمیاش، بن، روبهرو میگردد...
سه دوست یک ماشین مرموز را پیدا می کنند که از 24 ساعت آینده زندگی عکس می گیرد و آن را نمایش می دهد . حال این سه دوست تصمیم می گیرند تا در پی منافع شخصی خود از وسیله استفاده کنند تا اینکه ....
یک سرآشپز جدی و امیدوار به تحصیل در آشپزی، زمانی که به یک سرآشپز مشهور مشهور درگیر می شود تا کتاب آشپزی او را بنویسد. در حالی که آنها در تلاش برای به دست آوردن هر دستور غذا با هم هستند، سبک آشپزی ناهماهنگ و گذشته های اشتباه آنها را تهدید می کند که کتاب آشپزی را در آتش می کشد. اما پس از اینکه هر دو عمیقتر در قلب شور و شوق مشترکشان کاوش میکنند، یک عاشقانه تبدیل میشود
این فیلم درباره گروهی از ماهیان خطرناک به نام پیرانا (نوعی ماهی گوشت خوار با دندان های بسیار تیز) است که بعد از اتفاقات قسمت اول که در “دریاچه ویکتوریا” رخ داد، در قسمت جدید برای یافتن غذا راه جدیدی را می یابند که این راه سر از یک پارک آبی در می آورد…
کتی لپ زیبا همیشه چیزی را در وجود ساده آمیش خود احساس می کرد - تا اینکه یک "انگلیسی" مرموز به شهرستان لنکستر می آید و به دنبال دختر بچه ای می شود که او 19 سال پیش برای فرزندخواندگی سپرد.
این داستان در مورد معلمی است که در یک دبیرستان در حومه شهر تدریس میکند. او در تعطیلات تابستانی، همسر خود را از دست میدهد و در نتیجه، تعادل و ثبات زندگی خود را کاملاً از دست میدهد.
در یک شهر کوچک بعد از اینکه سمی مرموز منبع آب شهر را آلوده می کند، ساکنان شهر با خوردن آب دچار جنون شده و بعد از مدتی می میرند. در این شرایط عدهای از ساکنان که هنوز آلوده نشدهاند، برای زنده ماندن می جنگند.
داستان فیلم در مورد گروهی از جوانان است که برای تفریح به ک دریاچه میروند و در آنجا به خوش گذرانی و تفریح مشغولند. اما این ساعات خوش زیاد به طول نمی انجامد، وقتی که قاتلی روانی سعی در کشتن تمامی آنها کرده و یکی یکی آنها را شکار میکند...
ارل بروکس» (کاستنر)، مرد سال پورتلند، يک قاتل زنجيره اي است که هويت واقعي او بر همه مجهول مانده. او دو سال است که مرتکب قتل نشده، اما خود ديگر شيطاني او، «مارشال» (هرت)، تشنه ي جنايت است. تا اين که بار ديگر مرتکب قتل مي شود، اما اين بار ناشيانه...
در دنیایی که ابرقهرمانان نزد مردم پذیرفته شده اند و در میان آن ها زندگی می کنند، «ویل استرانگ هولد» که فرزند دو ابرقهرمان است، سعی می کند تعادل را بین زندگی اش بعنوان یک نوجوان معمولی و همینطور یک موجود خارق العاده برقرار کند…
بریتانی، یک نوجوان خسته از زندگی حومه شهری، هیجان را زمانی پیدا میکند که گوشی او با گوشی جردن کاهیل، تنها خواننده پاپ نوجوان محبوب، که برای ساخت یک موزیک ویدیو به شهرش آمده، عوض میشود.
مبارزان آزادی: ری، در یک دنیای موازی از زمین به نام Earth-X، گروه Nazis ها تواسته اند جنگ جهانی دوم را برنده شوند. ری و دوستانش Black Condor, Red Tornado و گروهی دیگر از جنگجویان، می بایست در مقابل Nazis مبارزه کنند تا دنیا را آزاد کنند…
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
داستان در مورد "بری آلن" است، کسی که بعد از انفجار در آزمایشگاه S.T.A.R و قرار گرفتن در معرض ذرات شتاب دهنده به کما میرود. چند ماه بعد از کما بیرون میآید و متوجه سرعت و قدرتی عجیب درون خود میشود که این امکان را به او میدهد تا در سنترال سیتی مثل یک فرشتهی نگهبان که قابل رویت نمیباشد، حرکت کند. در حال حاضر تنها دوستان بری می دانند که او تبدیل به سریعترین مرد زنده جهان شده است. اما او بزودی متوجه میشود که تنها کسی نیست که در هنگام انفجار، قدرت فرا انسانی به دست آورده و افراد دیگری هم هستند که این قدرت را به دست آورده اما در راه درستی از آن استفاده نمیکنند. بنابراین "بری آلن" با آزمایشگاه استار همکاری میکند و مامور میشود تا از مظلومان شهر در برابر حوادث دفاع کند...
گزارشگر ریموند "ری" تریل در حال بررسی گروهی از دانشمندان دولتی است که در حال توسعه سلاحی با استفاده از نور هستند، زمانی که او با یک "بمب نور ژنتیکی" مورد حمله قرار می گیرد که در نهایت به او قدرت های فوق العاده مبتنی بر نور می دهد.
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...