تعدای مرد برای انجام کار خطرناکی با شبک برق به محلی می روند، ولی ناگهان گرفتار یک طوفان مرگبار می شوند و حالا باید تمام تلاش خود را برای نجات جانشان بکنند و …
داستان فیلم که در شهری زیبا در کنار دریاچه کالور رخ می دهد و در مورد یک پسر باهوش می باشد که می بایست زودتر از خواهرش گنج مدفون شده را پیدا کند. این گنج توسط یک نیکوکار غیرعادی در اطراف جزیره پنهان شده است …
گروهی از بازیگران مرد و بازیگران زن در یک شهر دورافتاده شمال شرقی گرد هم میآیند تا برای یک تولید صحنه مرموز تمرین کنند، اما در دنیایی جهنمی غوطهور میشوند...
یک بریک دانسر جوان در جریان یک نمایش استعدادیابی به سرش ضربه می خورد و به مدت بیست سال به کما می رود. او که در سال 2006 از خواب بیدار می شود، به دنبال احیای حرفه خود و تیمش با کمک دوست و والدینش است...
امریکا. در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۸، نوجوانی به نام «دانی دارکو» (جیک جیلنهال) یک شب توی خواب راه می افتد و از خانه خارج می شود و با خرگوش غول پیکر و زشت رویی به نام «فرانک» (دووال) ملاقات می کند که به او می گوید دنیا۲۸ روز و ۶ ساعت و ۴۲ دقیقه و ۱۲ ثانیه ی دیگر نابود خواهد شد …
«لوییس تامس» (واکر)، دانشجوی سال اول، تصمیم گرفته در تعطیلات تابستان هم راه برادرش، «فولر» (زان) از این سو به آن سوی امریکا برود. در جاده «فولر» با راننده ی کامیونی که به «راستی نیل» معروف است، شوخی ناجوری می کند، و خیلی زود معلوم می شود که قربانی این شوخی «فولر» قاتلی روانی است...
در مراسم خاکسپاری همسرش، پرل با دوست قدیمی ایتالیایی همسرش، مارچلو، ملاقات میکند. مارچلو سالها پیش از ترک خانه همسر پرل جلوگیری کرده بود و از آن زمان به بعد عاشق او بوده است.
کارآگاه جیم بیشاپ و دکتر ریچل کارسون باید راهی برای جلوگیری از حشره غول پیکر که در حال خوردن مردم در بیمارستان قرنطینه اش است، قبل از تولید مثل و انتشار عفونت کشنده ای که حامل آن است، بیابند...
سامانتا، مادر مجردی که از شغلش استعفا داده، برای راهاندازی استودیوی ایروبیک خود، در یک ماراتن رقص با یک غول دنیای تناسب اندام برای مربیگری تلویزیونی رقابت میکند. این تصمیم، رابطهاش با استیو را به خطر میاندازد.
چهار جوان معتاد به مواد مخدر به نامهای شلدون، وینی، جسی و گای تصمیم میگیرند در شب کریسمس از سالن بینگوی سالمندان سرقت کنند. اما آنها در یک حلقه زمانی گیر افتاده و هر بار که سعی میکنند سالن را سرقت کنند، همه چیز به شکل متفاوتی پیش میرود...
در گذشتهای دور، یک فضاپیمای بیگانه از بعد دیگری بر روی ماه سقوط کرد و یک ماشین هوشمند به نام “موجودیت” را پشت سر گذاشت. موجودیت تلاش کرد تا پیامهایی برای کمک پخش کند، اما امواج صوتی بیگانهاش اسکور ها از “التراها” (بشران فوقالعاده) را در کیهان رها کرد. هنگامی که التراها در زمین ظاهر شدند، گیجی جمعیتی و هرج و مرج گسترده به وجود آمد. برای به دنیای ترسزدهی ما اندازهای از آرامش و صلح بیاوریم، یک گروه قهرمانانه از التراها، نیروی اولترا، به وجود آمد.
خانم "فریتزل" همراه با گروهش در یک اتوبوس مستقر هستند که در آن وسایلی با تکنولوژی پیشرفته قرار دارد و کودکان را دعوت می کنند که با آنها همراه شوند و با دنیای فوق العاده علم آشنایی پیدا کنند ...
در جهان ابر قهرمانهایی وجود دارند که همه آنها به مانند انسانی ساده زندگی میکردند ولی در وجود خود قابلیتهایی خارقالعاده داشتند به صورتی که آنها را از بقیه مردم جدا میکرد . این قابلیتها گاه به سود مردم عادی بود و در جهت کمک به آنها صورت می گرفت و گاه ابزار دست افکار پلید و شیطانی بود . مردان ایکس نام گروهی است که توسط پروفسور اکسایویر ساخته شد که توسط شجاع ترین ابر قهرمان ها و تغییر یافته ها در آن عضو هستند و سعی می کنند تا با کمک یک دیگر تهدید های مهم و بزرگ در برابر بشریت را خنثی کنند...