مرد جوان پاکستانی در شرکت در وال استریت موفقیت های زیادی بدست آورده است. با این حال او خود را میبیند در یک درگیری بین رویای آمریکایی خود، بحران گروگانگیری، و تماس پایدار از میهن خانواده اش درگیر شده است...
یک یتیم دزدیده میشود، باور ها بر این است که کشته شده است، و در هنگام بازگشتش، همه فکر میکنند یک روح است از او میترسند، ولی بعد ها به عنوان یک ابرقهرمان شناخته میشود...
فیلم از ورود نیروهای انگلیسی به زمین بازی عده ای نوجوان هندی در شهر «چیتاگاون » شروع می شود , انگلیسی ها نوجوانان را بیرون می کنند و آنها تصمیم می گیرند برای بازپس گرفتن زمین بازی خود به ” سورجو ” که یک معلم انقلابیست مراجعه کنند و ...
یک مرد ساده از بمبئی بنام «ویجی» (شاهرخ خان)، توسط پلیس به کار گرفته میشود تا به جای یک تبهکار حرفه ای بنام «دون» (شاهرخ خان)، که چهرهای مشابه او دارد، وارد یک باند قاچاق شود. اما همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود و کارآگاهی که با او در ارتباط بوده کشته می شود. اکنون ویجی خودش به تنهایی باید هویت واقعی اش را اثبات کند.
“کاران” مردی تنبل است که به وسیله درآمدی که پدر و برادر بزرگش از شغل خانوادگی شان در می آورند زندگی می کند.همه کاری که او می کند خوشگذرانی با دوستان خود و ابراز علاقه به “رومی” است.او که احترام “رومی” را از دست داده تصمیم می گیرد به همراه دوستانش به ارتش ملحق شود…
مردی خوش قلب اما تهی دست، کودکان یتیم را به خانه خود می برد. پس از کشف دستگاه نامرئی کننده پدر دانشمند خود، او از این فرصت استفاده کرده و برای نجات کوکان هند از چنگال مردی شرور تلاش می کند...
پشت کار و صداقت موهان کومار برایش مشکل ساز می شود. چندین نفر برایش صحنه سازی میکنند، او را به زندان انداخته و مجبورش می کنند که قتل همسر خود را تماشا کند. چندین سال بعد او از زندان آزاد شده و تنها هدفش انتقام است...
پلیسی درستکار به درخواست ربایندگان پسرش جواب منفی می دهد.پسر او نجات پیدا می کند اما زندگی اش برای همیشه به دلیل خواست پدرش مبنی بر قربانی کردن او در مقابل اعتقادات شغلی اش،تغییر می کند...
«تاکور» (کمار)، پليسي بازنشسته که «جبار سينگ» (خان) خانواده اش را قتل عام کرده و دست هاي خودش را بريده است، دو ماجراجو، «ويرو» (دهارمندرا) و «جايديو» (باچان)، را به کار مي گيرد تا تبهکار مخوف را بيابند...
یک مرد بیمار لاعلاج خود را به قتل متهم می کند تا به خانواده اش اجازه دهد پول جایزه را دریافت کنند. پس از یک عملیات موفقیت آمیز، او از بازداشت پلیس فرار می کند و به دنبال قاتل واقعی می گردد...
سه برادر پس از قتل والدینشان از هم جدا میشوند. سالها بعد، تنها امید آنها برای انتقام از والدینشان و اتحاد دوباره بهعنوان یک خانواده در آهنگی است که در کودکی آموخته بودند.