شش دوست که عازم کنسرتی هستند، در مکانی دورافتاده دچار نقص فنی خودرو میشوند و با یک خانوادهی روانی ساکن در بیابان مواجه میگردند که هر رهگذری را به قتل میرسانند.
راسل هاچ، که به عنوان یک مأمور اینترپل فعالیت میکند، پس از مرگ یک خبرچین در عملیاتی که به اشتباه انجام شد، نقش پدرانهای را برای جیدن، فرزند آن خبرچین، ایفا میکند.
دو نمایشنامهنویس ماموریت مییابند که فیلم هیجانی آوانگارد بعدی را بنویسند. با این حال، در حین نوشتن، داستان به واقعیت تبدیل شده و احساسات و نزاعات خود آنها در فیلم به تصویر کشیده میشوند...
هنگامي که قلدري و آزار و اذيت بي امان ، زندگيِ لينکلن را به يک کابوس تبديل مي کند ، او به يک مدرسه ي دور از شهر فرستاده مي شود تا در آنجا کمي در امان باشد. اما در عوض ، او پس از مدتي معناي واقعي ترس و وحشت را در آنجا مي فهمد و…
ویلیام بورگنز یک نویسنده ی تحسین شده است که از سه سال پیش که همسرش اریکا او را به خاطر یک مرد دیگر ترک کرده یک کلمه هم ننوشته است. در بین جاسوسی کارهای همسرش او درگیر مسائل نوجوانانه ی دخترش سامانتا و پسرش راستی است …
بدون هیچ گونه هشدار قبلی, منبع انتشار نا معلوم, در ظرف فقط چندین دقیقه, … یک سری اتفاقات عجیب و ترسناک در شهرهای بزرگ آمریکادر حال وقوع است؛ برخی از مردم به عقب گام برمیدارند, برخی دیگر در هنگام حرف زدن دچار آشفتگی میشوند و یا حرف خود را تکرار میکنن و یا در کل بیحرکت میشوند. برخی دیگر دست به خودکشی میزنند
بابانوئل این دفعه دو وظیفه داره : یکی اینکه باید بفهمه چطوری خانواده ی جدیده شو خوشحال و راضی نگه داره و یکی دیگه اینکه نزاره " جک فروست " کریسمس رو خراب کنه...
سالها قبل گروه"زینت"گروهی بودهاند متشکل از تعدادی جوان با نیروهای فوق العاده که با گروهای تبهکار و خلافکاران میجنگیدهاند. این گروه به رهبری کاپیتان "زوم" و برادرش "کنکاشن" فعالیت میکرده و جانهای زیادی را نجات دادهاند تا اینکه قرار میشود با استفاده از اشعه گاما 130 نیروی افراد این گروه افزایش یابد، اما اشعه گاما "کنکاشن "را تبدیل به یک تبهکار میکند و ...
گرگ يک پرستار مرد است که چند ماهی است به دختری به اسم پم علاقمند شده و اکنون آنها با هم نامزد شده اند. گرگ که می خواهد به رابطه بین شان رسمیت ببخشد و با پم ازدواج نماید خود را آماده می کند تا با خانواده همسر آینده اش ملاقات کند. بنابراین بهمراه پم نزده خانواده او می رود. پدر زن آينده گرگ جک نام دارد و مامور سابق اف.بی.آی بوده است. جک مردی است خشن با پیش داوری های سفت و سختش که معتقد است گرگ بدرد پم نمی خورد. او تصميم دارد گرگ را توسط دستگاه دروغ سنجی که خودش اختراع کرده امتحان نماید. گرگ نيز جوانی است دست و پا چلفتی بنابراین رابطه آنها بدون مشکل از آب در نمی آید و بدين ترتيب ماجراهای بين اين دو آغاز می شود.
یک مرد عجیب و غریب وارد روستای کوچکی می شود که قرار است به زودی تحت تاثیر یک طوفان زمستانی قرار بگیرد. وی قصد دارد در مورد موضوعی به مردم آن روستا هشدار دهد...