در شهر کوچکی، زنی تنها گرفتار صداهایی میشود. این صداها او را وادار میکنند تا افرادی با نیات پلید را به قتل برساند. او همیشه از این قتلها جان سالم به در میبرد و دستگیر نمیشود، اما آخرین قتلش او را به دنیایی از فساد گسترده، قاچاق انسان و تصاویری ماوراءالطبیعه میکشاند.
وقتی زنی در"دانشگاه بریگام یانگ" هاوایی هاوایی نامزد می کند، مادرش تمام تلاش خود را می کند تا عروسی را برنامه ریزی کند. با این حال، زمانی که برنامه ها آنطور که انتظار می رود پیش نمی روند ، هر دو مادر و دختر باید بر این مشکلات غلبه کنند...
آدری، دانشآموز دبیرستانی، زمانی که خود را از دوستش باردار میبیند که بر ازدواج و تشکیل خانواده اصرار دارد، در یکی از دانشگاههای برتر پذیرفته میشود. آدری بدون او برای آینده برنامه ریزی می کند و تصمیم می گیرد امور را به دست بگیرد...
داستان فیلم در مورد یک پُلیس بازنشستهی معتاد به الکُل است که جسد یک زن جوان را پیدا میکند و تصمیم میگیرد تا قاتل او را پیدا کند اما ناخواسته خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد و…
زنی در کما فرو میرود اما متوجه میشود که روحش بیدار است، بنابراین سعی میکند با مردم شهرش ارتباط برقرار کند و آنها را متقاعد کند که نظر خود را در مورد توسعه املاک و مستغلات در جامعه خود تغییر دهند...
«وین» خون آشامی است با مشکلاتی در زندگی خود. دندان های او دیگر رشد نمی کنند همچنین او عشق خود را ۳۰۰ سال پیش کشته و هنوز نتوانسته او را فراموش کند و ...
همسر مارتا او را با دو دختر و پسر خوانده ش ترک میکند و تمام پولها را هم با خود می برد، مارتای بی پول و درمانده شهر را برای یافتن شغل و مکان خواب ترک میکند اما...
داستان درباره چارلی جونز، بازیکن سابق لیگ برتر فوتبال، و اینکه چگونه با مدیریت یک تیم بیسبال یهودی و ارتدوکس یشیووا، شانس دومی برای زندگی و عشق پیدا می کند...
داستان دربارهی امدادگری به نام مارکوس است که تلاش میکند جان زن جوانی به نام اما را که مورد حمله با چاقو قرار گرفته نجات دهد. همزمان، بیمار دیگری در همان بیمارستان دو نفر را به قتل رسانده و فرار میکند. مارکوس پس از بازگشت به خانه با خیانت همسرش مواجه میشود.
یک قاتل زنجیره ای قربانیان خود را می کشد و سپس آنها را به زندگی باز می گرداند. مامور افبیآی، مایا قربانی او، از این نیرو استعفا میدهد. اما وقتی خواهرزاده یکی از همکارانش ربوده می شود، با او همکاری می کند تا او را نجات دهد...
زنی بعد از اینکه شوهرش او را ترک می کند، به اجبار شغلی را در یک سالن مخصوص سلامتی و زیبایی قبول می کند، در حالی که کاملا ناسازگار با روحیات او می باشد ولی این فرصت را از دست نمی دهد و دو زندگی متفاوت، یکی به عنوان یک مادر مطلقه در یک شهر سنتی و دیگری به عنوان یک ماساژور که با زن های خشن و غیر قابل پیش بینی سر و کار دارد را شروع می کند…