داستان درباره شخصیت «هری ملیکوز» است؛ او ورزشکار و قهرمان شنا است. اما در این میان یک اتفاق هری و دوستان اش را وارد مسیر تازه ای می کند. شخصیت «ماتیس» دوست هری، و «کارولا» خواهر هری، قصد دارند از راه فاضلاب به برلین غربی بگریزند؛ اما در حین فرار «کارولا» باز می ماند و دستگیر می شود. اینک، هری به همراه ماتیس و عده ای دیگر به فکر ایجاد یک تونل هستند که آنها را از غرب به شرق برلین برساند تا هر کدام بتوانند از این طریق، بازمانده هایشان را به نزد خود بیاورند...
یک کارگردان فیلم مقیم آمریکا از ایالات متحده به آلمان باز می گردد، جایی که او به همراه دیگر زندانیان اردوگاه کار اجباری مجبور شد در یک فیلم تبلیغاتی ضد یهود در سال 1942 شرکت کند...
"ویلی" خواننده ای آلمانی در سوئیس عاشق "رابرت" آهنگسازی یهودی می شود.اما خانواده او تصور می کنند "ویلی" نیز یک نازی بوده و برای آنها خطر دارد.روزی "ویلی" به "رابرت" کمک می کند اما مجبور می شود در آلمان بماند.وقتی "ویلی" شروع به خوانندگی می کند بسیار مشهور شده و همه سربازان صدای او را از رادیو می شنوند.حتی با وجود اینکه "هیتلر" خواهان ملاقات با او می شود او "رابرت" را فراموش نکرده است...
معلمی که رابطه ای مخفیانه با یکی از دانش آموزان دارد او را برای قایق سواری می برد.آنها در ساحل شاهد یک قتل می شوند.قتلهای وحشتناک دیگری مدتی کوتاهی پس از این اتفاق به وقوع می پیوندد و معلم تصور می کند شاید خود او عامل این اتفاقات باشد…
یک زندانی جنگی که در یک باغ وحش کار می کند فرصتی برای فرار از آلمانی ها دارد، بنابراین او فیلی را که ازش مراقبت می کرد با خود می برد. با هم به سوی سرزمین سوئیس و آزادی می روند ...
مردان ثروتمند و دارای بیمه سنگین با سرعت نگران کننده ای به قتل می رسند. اسکاتلندیارد تحقیق می کند و سرنخ هایی را پیدا می کند که به حلقه ای از مردان نابینا منجر می شود که توسط یک "کشیش" مرموز رهبری می شود...