ماریان، پزشک، و تور، پرستار، که از رابطه اجتناب میکنند، در کشتی با هم آشنا میشوند. پس از این ملاقات، ماریان با زیر سؤال بردن هنجارها، به امکان صمیمیت ناگهانی فکر میکند.
داستان درباره بازرس آرجون است که پس از تعلیق به پاسگاه جدید میرود و با یک اتفاق غیرمنتظره روبرو میشود. سوال اصلی اینجاست که آیا او میتواند اوضاع را کنترل کند یا خیر.
مردی بدشانس و درمانده، از سر ناچاری نقشی را در یک سریال تلویزیونی تایلندی که به آن علاقهای ندارد، قبول میکند. اما به طور ناگهانی، متوجه میشود که زندگی واقعیاش با داستان آن سریال تداخل پیدا کرده است.
با بیش از 12 میلیون طرفدار، VMX در سال 2024 با فیلمهای داغ و رکوردشکن از بهترین کارگردانان فیلیپینی که ستارگان محبوب و چهرههای جدیدی را به نمایش میگذارد، تب را بالا برد. راب گینتو و اپل دی به شما میپیوندند تا...
زندگی پنهانی زاویر بابادار، طرفدار پر و پا قرص تیم کانزاس سیتی چیفس به عنوان یک سارق سریالی بانک را دنبال میکند. این مستند، دستگیری او را از طریق مصاحبههای شخصی و روند قانونی بعدیاش بررسی میکند.
این فیلم به زندگی و آثار یوناس مکاس، پدرخوانده سینمای آوانگارد، میپردازد که بیش از 70 سال زندگی خود را در قالب فیلمهای خاطرات روزانه مستند کرد و در عین حال به حمایت از سینمای مستقل پرداخت.
کریس رمزی و پاول چودری تصمیم میگیرند تا به طور علمی بدلکاریهای فیلم اکشن کریسمس را ارزیابی کنند، از جمله فرار از پشت بام و راه رفتن روی شیشههای شکسته.
«گادَمیت» (Gotdamit) در قلب بخش شرقی دیترویت، داستان جالین مو، جونیور را دنبال میکند که پس از شاهد قتل پدر و مادرش بودن، در یک جستجوی بیامان برای انتقام است. با درگیر شدن سه خانواده، قصهای جذاب از وفاداری در یک مسیر پرتعلیق برای عدالت آشکار میشود.
کتی پری، ستاره جهانی موسیقی پاپ، در شبی که مملو از اجراهای شگفتانگیز از آثار ماندگار و آلبوم جدیدش است، به صورت اختصاصی برای شبکه ITV روی صحنه میرود.
این ویژه برنامهی کریسمس که با حضور نیت بارگاتز، کمدین محبوب، برگزار میشود، به عنوان یکی از پربینندهترین رویدادهای سال، شبی فراموشنشدنی از خنده، موسیقی زنده و اجراهای کمدی را برای مخاطبان رقم خواهد زد. با انتقال جادوی کریسمس به صحنهی تاریخی گرند اول اوپری در نشویل، این برنامه، لحظاتی شاد و دلنشین را برای همه به ارمغان خواهد آورد.
در سال 1991، وندا هالووی به اتهام تلاش برای استخدام قاتل حرفهای برای کشتن رقیب تشویقکننده دخترش، شانّا، دستگیر شد تا شانّا بتواند جایگاهی در تیم تشویقکننده به دست آورد. حالا، شانّا برای اولین بار حقیقت ماجرا را فاش میکند.
کمدین رونی چیانگ در یک نمایش موفق، با استفاده از طنز به بررسی موضوعات مختلفی مانند تکنولوژیهای پزشکی، تعاملات آنلاین، سیاست و تفاوتهای نسلها پرداخته است.
داستان پیش رو، ماجرای سفری جهانی را روایت میکند که خانوادهای برای تجربه زیباییهای دنیا پیش از آنکه فرزندانشان به دلیل یک بیماری ژنتیکی نادر، بینایی خود را از دست بدهند، ترتیب دادهاند. این سفر، سفری است برای ایجاد خاطراتی شیرین و ماندگار و آمادهسازی برای آیندهای که در آن نور از زندگی فرزندانشان گرفته خواهد شد.
در سال 2024، یک موجود غولپیکر به ژاپن حمله میکند و گروهی از بازماندگان برای زنده ماندن، جامعهای تشکیل میدهند. اما دو سال بعد، یکی از اعضای این گروه به قتل میرسد.
سنت سیسیلیا، بانوی مقدس شهر، زنی ظریف و باوقار است که مورد علاقه مردم است. او دانش خود را با همه به اشتراک می گذارد، اما وقتی تنها می ماند، کاملاً ناامید می شود. تنها کشیش لورنزو است که می تواند او را آرام کند و به او کمک کند تا وظایفش را انجام دهد.
در گذشتهای دور، یک ارباب شیطانی بر جهان حکومت میکرد. یک قهرمان شجاع ارباب شیطان را شکست داد و آکادمی رزوود را تأسیس کرد تا به قهرمانان جدید آموزش دهد. داستان این آکادمی و دانشآموزانش را که در تلاشند تا قهرمانان بزرگی شوند، دنبال میکند.
پس از باخت یک شرط کوچک به خدای بزرگ گالداردیا، خدای سرنوشت زمین 10 روح بی کیفیت را به عنوان پاداش به رقیب خود تحویل داد. خدای گالداردیا با بهره گیری از پیروزی خود، از این فرصت استفاده کرد و این ارواح را در بدن های جدید دمید، در حالی که آنها را در یکی از جهان هایی که بر آن نظارت می کند دوباره متولد کرد: دنیایی جادویی. در میان 10 منتخب، یک حقوقبگیر سابق که بعد از سالها کار سخت در شرف افزایش حقوق بود، با چیزی جز خاطرات زندگی قبلی و مهارتهای تجاری تیزش در بدن لوسیل تجسم یافت. مرد ما در مواجهه با این وضعیت پوچ به خود قول می دهد: مرگ بعدی او شیرین و پیری خواهد بود. او برای این کار تصمیم می گیرد که شفا دهنده شود، غافل از اینکه این کار چندان آسان نیست...
ریوتا ساتو زمانی که ناگهان به دنیای دیگری منتقل می شود و به دست امیلی براون، ماجراجوی جوان و زیبا، غافلگیر می شود، غافلگیر می شود. این دنیای جدید حول محور شکست دادن هیولاها و سود بردن از هر چیزی که آنها رها می کنند می چرخد - غذا، پول، اقلام و غیره. متأسفانه برای ریوتا، او هیچ مهارتی برای صحبت کردن ندارد... تا زمانی که یاد بگیرد که توانایی دریافت قطره های نادر را دارد! ناگهان شانس او برمی گردد... یا اینطور است؟
در دوران جنگ و طاعون، دایگو کاگامیتسو، ارباب قلعهای در ژاپن، برای رسیدن به قدرت به شیاطین متوسل شد. او در ازای قدرت، اعضای بدن پسر تازه متولد شدهاش را به شیاطین داد. پسر دایگو، هیاکیمارو، ناقص الخلقه به دنیا آمد و دایگو او را در رودخانه انداخت. شانزده سال بعد، هیاکیمارو، که اکنون یک رونین (ساموراییای است که از خدمت ارباب خود برکنار شده است) بود، با دورورو، یک کودک سرگردان، آشنا شد. دورورو شاهد بود که هیاکیمارو با کمک اندامهای مصنوعی و مهارتهای رزمی خود، یک شیطان را شکست داد. دورورو تصمیم گرفت به هیاکیمارو بپیوندد تا به او در مبارزه با شیاطین کمک کند.
"Sound Candy" داستان گروهی از دوستان است که از نقاط مختلف دنیا به جزیره ججو سفر می کنند. آنها در آنجا آبنباتی جادویی پیدا می کنند که می تواند خاطرات را بازگرداند. این آبنبات به آنها کمک می کند تا گذشته خود را بپذیرند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آنها یاد می گیرند که خود و دیگران را ببخشند و به آرامشی دست یابند که برای ادامه زندگی نیاز دارند.
در مورد ۷ عجایب جهان شنیده اید؟ گفته می شود تمامی آنها به دست بشریت ساخته شده است, اما آیا واقعاً اهرام مصر توسط بشر ساخته شده است؟ در دنیای ما خیلی از بنا ها و ساختار های بسیار قدیمی وجود دارد که تصور آنکه توسط بشر ساخته شده است بسیار دشوار می باشد. در این مستند جنجالی به بررسی تک تک این بنا ها خواهیم پرداخت و ثابت خواهیم کرد که آیا این نشانه های خارق الاعاده حقیقتاً ساخت بشریت است یا نیرویی فراتر یا به عبارتی موجودات بیگانه ای آنها را در زمان باستان بنا کرده اند...
در ماه اگوست سال 20XX یک دروازه از دنیایی دیگر به صورت ناگهانی به توکیو باز میشه و هیولا هایی از این پورتال وارد توکیو میشن و در مدت کمی انجا را به جهنمی از خون میکشدن. نیروهای دفاعی ژاپن بلافاصله وارد عمل میشن و انهارو به پشت دروازه راهی میکنن و انها یک تیم رو برای حمله به درون این دروازه میفرستن به اسم JGSDF که یک تیم ویژه و حرفه ای هستن.کاپیتان این تیم به اسم یوجی ایتامی که 33 سال داره برای شناسای با تیم خود وارد این دروازه میشه و...
یونگ بین یک بازیگر معروف کره ایه. هو جین، جون و گو بوک ازبچگی بهترین دوستای یونگ بین هستن. اون همچنین زیرنظر یه کمپانی با مدیریت کیم ایون مشغول به کاره. این سریال، برگرفته شده از نسخه امریکایی به همین نام هست.
"آیا تا آخر عمر با من در یک گروه باشی؟" پایان بهار سال اول آنون در آکادمی دخترانه Haneoka است و تقریباً همه در یک گروه هستند. برای اینکه با بقیه کلاس هماهنگ شود، آنون که مدرسه را دیر شروع کرده است، به سرعت برای یافتن اعضای گروه میکوشد و متوجه میشود که "هانئوکا's Weirdo" Tomori هنوز به هیچ گروهی ملحق نشده است. بنابراین آنون تصمیم میگیرد در هر زمانی با توموری صحبت کند. هزینه اما... ** کبودی و نامناسب اینطور که هست، این موسیقی ماست، گریه ما.** **شاید گم شویم، اما مثل گمشده به حرکت ادامه خواهیم داد.**
هنگامی که ارواح وارد دنیای انسان می شوند، می توانند اشیاء قدیمی را در اختیار داشته باشند و شکل فیزیکی به دست آورند: تسوکوموگامی. تسوکوموگامی میتواند ملایم، خشن یا جایی در میان باشد، بنابراین قبیله Saenome به طور مسالمتآمیز به آنها کمک میکند تا آنها را به دنیای ارواح بازگردانند تا از تخریب جلوگیری کنند. کوناتو هیوما یکی از اعضای این قبیله است، اما از آنجایی که از زمانی که یک تسوکوموگامی چیز مهمی را از او دزدید، کینهای دارد، بسیار آرام است. پدربزرگ هیوما از ترس اینکه عصبانیت وقیحانه هیوما در برخورد با این ارواح منجر به فجایع ماوراء طبیعی شود، او را می فرستد تا در کیوتو با ناگاتسوکی بوتان زندگی کند، یک زن جوان غیرعادی که در واقع مانند خانواده با تسوکوموگامی زندگی می کند! آیا هیوما می تواند یاد بگیرد که هنگام برخورد با تسوکومگامی احساسات خود را کنترل کند یا اینکه روح خود او محکوم به تسخیر خشم برای همیشه است؟
یوگو، مذاکره کننده ماهر، هرگز در پرونده ای شکست نخورده. اون مصممه که هر ماموریت خود را، صرف نظر از چالش ها، به پایان برسونه. روزی زنی به سراغ او میاد و از او میخواد که پدرش را که توسط گروهی از شورشیان در خاورمیانه گروگان گرفته شده بود، نجات بده. یوگو، با کمک ارتباطات گسترده خود، به خاورمیانه رفت، اما هیچ ایده ای نداشت که از کجا شروع کنه. اما او به زودی متوجه میشه که در این ماموریت تنها نیست.
"تخیل لی جین به واقعیت تبدیل می شود؟" خواهرم در حال نوشتن یک رمان BL در مورد من و X است. اما چرا به نظر می رسد این رمان در حال تبدیل شدن به واقعیت است؟ یک داستان عاشقانه دیوانه کننده که در محوطه دانشگاه اتفاق می افتد.