«راوی» (نورتن)، جوانی پریشان حال پی می برد که به کمک مشت بازی با دست های برهنه، بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می کند. او و «تایلر دردن» (پیت) که به دوستانی صمیمی تبدیل شده اند، هفته ای یک بار با هم ملاقات می کنند تا با هم مشت بازی کنند. در حالی که افراد دیگری هم به باشگاه شان می پیوندند، محفل شان به رغم آن که رازی است بین شرکت کننده هایش، شهرت و محبوبیت یک باشگاه زیرزمینی را پیدا می کند.
فیلم در مورد مردی میانسالی به نام لستر برنهام (کوین اسپیسی) است که در یک مجله تبلیغاتی مطلب مینویسد. همسر وی کارولین(آنت بنینگ)نام دارد. آنها به هیچ وجه زندگی خوبی ندارند و روابطشان مدت هاست رو به سردی نهاده و تنها عامل حفظ خانواده آنها دخترشان جینی است. لستر علاوه بر این مشکلات دچار افسردگی نیز شدهاست و مدت هاست که زندگی خود را پوچ میداند به طوری که در ابتدای فیلم میگوید من الان یه مرده متحرکم. روابط جینی با پدرش لستر نیز زیاد خوب نیست چون او را عامل دعوا و سردی در خانه میداند.
در دهه 1950، ورنر هرتزوگ نوجوانی با اجرای فیلمی از کلاوس کینسکی جوان متحیر شد. سالها بعد، آنها در آپارتمانی مشترک بودند که در آن، کینسکی در یک خشم چهل و هشت ساعته، حمام را کاملاً ویران کرد...
داستان افسر پلیسی بنام جف کول است که بتازگی از دانشکده پلیس فارق التحصیل شده و دوست دارد یک مامور پلیس مخفی باشد که همینطور هم میشود و برای ماموریتی سری انتخاب میشود .
مادری یکی از دو قلو هایش را طی حادثه ای از دست می دهد . یکی از بچه ها در کشور همسایه، پاکستان ، رشد می کند و یک مسلمان مؤمن به نام توحید است، در حالی که دیگری به عنوان یک هندو به نام آجی می باشد…
داستان فیلم بر پایه داستان چهار پسر به نام جیمی، آز، کوین، فینچ است که در تلاشند تا قبل پایان دبیرستان از باکرگی در آیند. همچنین سرکردهٔ آنها استیو استیفلر است.
این مستند شامل صحنه های حماسی از هنرنمایی ورزشکاران در 6 ورزش کاملاً طبیعی می باشد. این ورزش ها عبارتند از: موج سواری، یخ نوردی، اسکی، اسنوبورد، قایق سواری و صخره نوردی.
این موزیکال غیرداستانی که در فهرست نهایی جایزه اسکار سال 1999 قرار گرفت، به دنبال جان والوویچ، ستاره کاباره نیویورک و شریک برترام راس، رقصنده اصلی مارتا گراهام به مدت 20 سال است. ..
این فیلم روایتگر داستان 7 نفر است که در کودکی با موجودی شیطانی که به صورت یک دلقک آدمکش ظاهر شد مقابله کردند. حال پس از 30 سال آنها دوباره باز خوانده شده اند تا مجدداً در مقابل همان دلقک شیطانی قرار بگیرند...
جلسهٔ خانمها در تعاونی مستقل بانوان تشکیل شده و شقایق مدیرعامل این تعاونی برای ساخت یک مجتمع پزشکی تخصصی کودکان احتیاج به پول بیشتری پیدا میکند. همسر شقایق، سیاوش، امتحان دوره تخصصی دکترا را در پیش دارد، اما شقایق کارهای خانه را بر عهده او میگذارد. سیاوش اعتراض میکند، اما شقایق فکر میکند که سیاوش نمیخواهد او در کار بیرون رشد کند. اختلاف بالا گرفته و شقایق با قهر به خانهٔ پدر میرود…
در دهه 2040 در منطقه بزرگ شهر کره جنوبی اتفاق می افتد. داستان مردی را به تصویر میکشد که در رنج زندگی میکند و نمیتواند همسرش را که بر اثر سرطان درگذشته فراموش کند. سپس یک روز، او یک ایمیل ناشناس دریافت می کند و تصمیم می گیرد جسد خود را رها کند تا با همسرش زندگی کند. دنیایی را به تصویر میکشد که میتوان برای همیشه بدون مرگ زندگی کرد و معنای زندگی ابدی، مرگ، خاطره و فراموشی، و خوشبختی و بدبختی را زیر سوال برد.
پنج نفر که در بورس سرمایه گذاری کرده اند، در یک مجمع مرموز سهام شرکت می کنند. در آنجا، آنها با سرمایه گذاری در سهام، زندگی، عشق و دوستی ها را یاد می گیرند.
جائه وو مرد جوانی است که با آسیب های دوران کودکی زندگی می کند و خود را در حال سفر به گذشته می بیند، جایی که با جی هون، دانشجوی حقوقی که برای امتحان وکالت آماده می شود و شخصی که جائه وو بیشتر از همه تحسین می کند، ملاقات می کند. با سفر به گذشته، آیا او می تواند سرنوشت یکدیگر را تغییر دهد؟
یون سان وو یک چابول در میان شابول ها است که صاحب گروه یونکانگ و همچنین اداره یک آژانس کارآگاهی است. یون سان وو از دوران جوانی ذهنی درخشان و توانایی های ورزشی بی نظیری از خود نشان داده است. او شخصیتی است که در دو زندگی خود به عنوان یک کارآگاه و به عنوان رئیس یک گروه کاملاً متفاوت است و به راحتی از خودپسندی به یک جنتلمن تبدیل می شود. دون سه را یک فرد شاد است که با دید فوق العاده متولد شده است. دون سه را برای پنهان کردن قدرت خود با یک عینک ضخیم به اطراف می رود تا مخفیانه از توانایی خود استفاده کند. او در حالی که مشاغل عجیب و غریب متعددی را برای کمک به افراد اطراف خود انجام می دهد، با یون سان وو آشنا می شود و یک داستان عاشقانه پر هرج و مرج را آغاز می کند.
این داستان زندگی واقعی خندهدار کارمندان Gaus Electronics را روایت میکند که همدردی و خنده را به طور همزمان منتقل میکند و غم و اندوه کارکنان اداری را در بر میگیرد.
داستان حول محور عشق میان یانگ گو و استاد هنر های رزمی او کیائو لانگ لو می چرخد . در این سری از سریال شاهد عشقی شیرین همراه با ماجرا های جذاب خواهیم یود . یانگ گو که جوانی است دردسر ساز و بازیگوش ، حالا عاشق استاد هنر های رزمی خود شده است.
آیا ازدواج می تواند یک تجارت باشد؟ سانگ یون یک مددکار مجرد با 13 سال سابقه کار است. مشتریان او کسانی هستند که تحت فشار اجتماعی برای زندگی عمومی خود به همسر نیاز دارند. جی هو مشتری شوهر سانگ یون MWF است که به مدت 5 سال با او بوده است. در حالی که کوتاه مدت و سوء استفاده از مشتریان در TTS سانگ یون را دیوانه می کند، هی جین، پیمانکار بلندمدت جدید ظاهر می شود و برنامه شوهر TTS را انجام می دهد. با دو مرد متفاوت، شوهر MWF و شوهر TTS، هفته سانگ یون به شکلی عاشقانه از مرز بین امور عمومی و احساسات خصوصی عبور می کند.
ایرو ژنما یک دانش آموز دبیرستان سال سوم است که اغلب به عنوان “خواهر بزرگتر” نامیده می شود، با وجود اینکه او کوتاه است. این نوجوان ناراحت کننده رئيس مدرسه مدل باشگاه خود است، که برای ساخت مدل های پلاستیکی از اشیاء و ساختار های مختلف مانند اتومبیل، قایق ها، و حتی روبات ها اختصاص داده شده است. او به همراه دو طبقه زیرکلاس، هزوکی “Okappa” Okamoto خشونت آمیز و Makina “Makimaki” Sakamaki منطقی است، گروه کوچک قصد دارند وظایف خود را انجام دهند، اما اغلب اوقات توسط بسیاری از حواس پرتی ها از بین می روند. از میان جنگ های بین اعضای باشگاه تا درس هایی در مورد چگونگی اعتراف به شکست شما، این سه دختر مدرسه در تمام انواع حوادث و حوادث شگفت انگیز گرفتار می شوند!
این سریال با آرشیو شخصی منحصر به فرد از غیرنظامیان و سربازان هر دو طرف درگیری، بینندگان را بیش از گذشته به واقعیت های جنگ و زندگی تحت داعش نزدیک می کند.
جی هو جون، 29 ساله، خوش شانس و خوش شانس نسل سوم گروه گومن، از پدرش اولتیماتوم دریافت می کند که: 1. خانه را بدون پول ترک کند و دو سال زنده بماند. و 2. به عنوان رهبر تیم در تیم تجاری جدید گروه گومن به نتایج برسید. هو جون اخراج شد و به ویلا منتقل شد که با فراری به آنجا آمد. هنگامی که او می رسد، سئو جائه یون، صاحب ویلا، نادیده گرفته می شود و با او مانند یک مرد باتلاقی رفتار می کند که یک ماشین لوکس بدون پول رانندگی می کند. با این حال، وقتی به عنوان رهبر تیم و زیردست ملاقات می کنند، معلوم می شود که در یک شرکت کار می کنند. چه اتفاقی بین آنها خواهد افتاد؟
داستان در مورد پسری به اسم هیمه آریکاواست که بعد از اینکه شورای دانش اموزی مدرسه قرض های اون رو میده و جونش رو نجات میده، سگ شورای دانش اموزی میشه و از اون به بعد مجبور میشه لباس دخترونه تنش کنه …
از گمنامی نسبی و یک زندگی به ظاهر عادی، تا موفقیت یک شبه و قرار گرفتن در کانون توجه هالیوود، D’Amelios با چالش ها و فرصت های جدیدی روبرو می شود که تصورش را هم نمی کردند.