جین بونگ، قهرمان سابق تیراندازی با کمان المپیک، برای نجات شغل خود به آمازون می رود و با سه تیرانداز ماهر آشنا می شود. او آنها را به کره می آورد تا بتواند موقعیت خود را در شرکت بهبود ببخشد. سرنوشت او اکنون به این سه جنگجوی آمازونی وابسته است.
قسمت دوم فیلم بیگانه، داستان سفر پرمخاطره گروهی از پیروان مذهب تائو در زمان و فضا برای یافتن شمشیر الهی را روایت میکند. آنها با عبور از گذرگاههای زمان و سرزمینهای ناشناخته، با چالشها و دشمنان متعددی روبرو میشوند. اما ایمان، شجاعت و مهارتهای آنها، راه را برای پیروزی و دستیابی به شمشیر الهی هموار میکند. با به دست آوردن این شمشیر، پیروان تائو قدرت و توانایی لازم برای برقراری صلح و عدالت در جهان را پیدا میکنند.
چیهو، متخصص موفق شیرینیجات که از زندگی یکنواخت خود خسته شده، به جای برادر بدهکارش به یک شرکت وام میرود و با ایلیونگ، کارمند بازاریابی پرشور آنجا آشنا میشود. این آشنایی تصادفاً منجر به صرف غذا با یکدیگر میشود.
فیلم «کانت» روایتگر زندگی شیهئون (با بازی جین سون-کیو)، قهرمان مدالآور پیشین است که اکنون بهعنوان معلم تربیت بدنی دردسرآفرین شناخته میشود، و یون-وو (با بازی سونگ یو-بین)، شورشی بالفطرهای که به شکلی دلخواه و رضایتبخش با چالشهای زندگی روبرو میشود.
براساس داستاني واقعي كه در سال ٢٠٠٧ اتفاق افتاد و به "حادثه ي هوك ساپا" معرف شد. داستان درباره ي جنگي خياباني كه بين گروهي محلي به سركردگي گاريبونگ دونگ در محله ي گورو در سؤل و گروه هوك سابا از يانبيانِ چين شكل گرفته است. به پليس خبر داده ميشود تا صلح و آرامش را برقرار كند..
این فیلم روایتگر زندگی در سال 2092 است ، زمانی که فضا پر از آشغال ها و سفینه و ماهواره هاییست که توسط انسان ها دور انداخته شده اند ، پس خلبان تائه هو (Song Joong-Ki) به کمک کاپیتان خود (Kim Tae-Ri) به فضا سفر کرده تا به وسیله ربات آدم نمای خود ، آشغال ها را گردآوری و به ثروت برسند و…
"پارک می جونگ" یک کارگردان تازه کار است که در 8 سال گذشته مشغول ساختن یک فیلم ترسناک بوده است. یک روز او در مورد یک فیلم ممنوعه می شنود و پیگیر این موضوع می شود تا اینکه "جه هیون"، کارگردان فیلم رو پیدا می کند. "جه هیون" به او هشدار می دهد که بیخیال این فیلم شود اما "می جونگ" توجهی نمی کند و این موضوع او را به سمت موارد عجیب و ترسناک می کشاند …
جانگ سه چول رئیس یک باند است. او در 3 سال گذشته عاشق کانگ هیون بوده است، هرچند او به طور مداوم ردش می کند و سعی می كند او را دور كند. کانگ هیون پس بارها تلاش برای پس زدنش، بالاخره به جانگ میگوید که نمیتواند با او باشد و میخواهد بانوی اول کره شود...
چندین دوست قدیمی در کشور کره برای صرف شام دور هم جمع میشوند. اما زمانی که آنها تصمیم میگیرند تمام پیامکها و تماسهایی را که دریافت میکنند با هم به اشتراک بگذارند، رازهایشان آشکار میشود و…
پاستور پارک در تلاش هست تا راز گروهی مشکوک به نام دیرمانت را افشاء کند. به همین منظور او استخدام میشود تا دربارهی این گروه تحقیق کند. اما در همین حال فرماندهی پلیس یک پروندهی قتل مرموز را بررسی میکند که مضنون اصلی عضوی از گروه دیر مانت است و…
گروهی از کارآگاهان باتجربه برای سرنگون کردن باندی خلافکار تصمیم میگیرند عملیات مخفی خود را از طریق تاسیس یک رستوران پیش ببرند. اما هنگامی که رستوارن آنها معروف میشود، شرایط تغییر میکند و…
درامی تاریخی-خانوادگی که در بستر بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷ روایت میشود. داستان درباره پسر جوانی است که پس از مرگ پدرش مجبور میشود کنترل شرکت خانوادگی را به دست گیرد و در برابر طوفانهای اقتصادی و خانوادگی ایستادگی کند
سریال کرهای Aema داستانی پرکشش از پشتپردهی صنعت سینمای دهه ۱۹۸۰ کره جنوبی را روایت میکند، جایی که دو زن با شخصیتهای متضاد—یکی بازیگر تازهکار و دیگری ستارهای در حال افول—درگیر ساخت فیلمی جنجالی و پرفروش میشوند. این سریال با ترکیب طنز، درام و واقعیت تاریخی، نگاهی انتقادی به نقش زنان در فضای مردسالار آن دوران دارد و نشان میدهد چگونه جاهطلبی، رقابت و آرزوهای شخصی میتوانند مسیر زندگی افراد را در دل تحولات فرهنگی و اجتماعی شکل دهند.
داستان زنی که از دهکده اش بیرون رانده می شود و زمانی که مردان مورد علاقه او صدمه می بینند یا می میرند، "جادوگر" خطاب می شود و مردی که جان خود را به خطر می اندازد تا او را از قانون مرگ نجات دهد.
هیچ هیونگ سو برای دیدن پارک جو یانگ از اتاق متل بازدید نمی کند. او از ظاهر او راضی است و از پرداخت هزینه خدمات او خوشحال است، اما یک شگفتی در انتظار نو هیونگ سو است. او به زودی توسط افرادی که برای خرید اعضای بدنش آمده اند محاصره می شود. آنها بر سر قیمت اعضای بدن او با پارک جو یانگ که حراج را انجام می دهد چانه می زنند، اما ناگهان زلزله ای رخ می دهد. در داخل ساختمان فروریخته، آنها برای زنده ماندن تلاش می کنند.
پارک جو هیونگ (Song Joong-Ki) در هشت سالگی به فرزند خواندگی گرفته شده و همراه خانواده اش به ایتالیا می رود جایی که نامش به وینچنزو کازانو تغییر پیدا کرده و به عنوان یک وکیل و مشاور مافیا فعالیت میکند اما به دلیل به وجود آمدن جنگ میان گروه های مافیایی مجبور می شود به کره جنوبی فرار کند. در آنجا عاشق هونگ چا یونگ (Jun Yeo-Bin) می شود کسی که یک وکیل سخت کوش است و برای برنده شدن در پرونده هایش دست به هرکاری میزند …