داشتن احساس خفگی و محاصره شدن توسط مشکلات زندگی باعث میشود تا آندرس هیل در زمینهی شغلی بازنشسته شده و همسرش را نیز ترک کند ، به امید اینکه به زندگی بهتری دست پیدا کند. اما…
در یک پارک تفریحی شگفتانگیز، قوهی تخیل دختری بسیار خلاق به نام جون زنده میشود و او جایی پر از سواریهای شگفتانگیز و حیوانات سخنگوی جالب به نام پارک عجایب را پیدا میکند که در جنگل متروکه شده است و...
فانی خوان یک خواننده قدیمی و سخت کوش هست که میخواهد نام دخترش را در دنیای موسیقی پرآوازه کند اما با چالش هایی روبرو میشود که به خاطر آن مجبور میشود برای موفقیت دست به هر کاری بزند و...
یک دانش آموز کالج، که به صورت اتفاقی بشقاب پرنده ای را می بیند، از مهارت های استثنایی ریاضی خود برای بررسی این رویداد با دوستانش استفاده می کند در این بین FBI به دنبال پشت پرده این ماجراست و...
کریستین به عنوان یک کارگر چیدمان در یک سوپرمارکت شروع به کار میکند و خودش را در دنیایی جدید و ناشناخته که شامل راهروهایی طولانی ، شلوغی صندوقها و لیفتراکها است ، مییابد و…
مدل نوجوانی به اسم کورا دختر رئیس یک سازمان مدلینگ سازی بزرگ است و همواره تلاش کرده است تا به انتظارات مادرش بپردازد. هنگامی که یک فیلم شخصی از کورا لو می رود، او برای گذراندن وقت با عمه مارگو به استرالیا می رود. مارگو نیز با مشکلات خود دستو پنجه نرم می کند و هم زمان هر دو آنها درس هایی از زندگی یاد میگیرند…
در سال 1993، نوجوانی به نام کامرون بدلیل اختلالاتی، به مرکز درمانی به نام وعده خدا در منطقهای دوردست فرستاده میشود. در حالی که او در معرض درمان و معالجههای سوالبرانگیز قرار میگیرد، با دیگر ساکنین این مرکز ارتباط برقرار میکند و آنها تصمیم میگیرند تا زمانی که از آن مرکز خلاص شوند، تظاهر به همکاری با برنامه آن مرکز کنند…
یک کارمند کارخانهی اسلحهسازی، متوجه میشود که نوعی نوشیدنی انرژیزا باعث شده همکارانش تبدیل به زامبی شوند، اما بسیار متفاوتتر از آن چیزی که معمول است و…
هنگامی که جیمز یک رانندهی تاکسی اینترنتی همراه با مسافرش با مردی مرموز به نام برونو مواجه میشوند ، شب آرام آنها تبدیل به شبی برای زنده ماندن میشود و…
یک پسر جوان که تحت تاثیر شخصیت مادربزرگ فوت شدهاش قرار گرفته است ، به یک مدرسهی شبانهروزی دورافتاده برای افراد استثنایی که تحت مدیریت یک سرپرست مرموز و همسرش میباشد ، فرستاده میشود. اما…
این فیلم داستان مردی جوان به نام توماس ریچاردسون را روایت میکند که به خانه خود بازگشته است و متوجه میشود که یکی از نزدیکانش توسط گروهی مرموز ربوده شده است. توماس تصمیم میگیرد تا به هر قیمتی که شده او را نجات دهد و به همین منظور به جزیرهای عجیب و غریب که این گروه در آن حضور دارند سفر میکند. اما همانطور که توماس در تلاش است به این گروه نزدیک شود ، رازهای ترسناکی را کشف میکند و این رازها بسیار تاریکتر از تصورات او هستند و…
هنگامی که مردان یک خانواده که در یک مزرعه زندگی میکنند به جنگی بزرگ و مهم در سال 1915 فرستاده میشوند، اعضای خانوادهی آنها میبایست به تنهایی از پس مشکلات زندگی و مزرعه بر بیایند و…
پائولا ماکس یک بانوی بازیگر تئاتر در پاریس هست که روز به روز به شهرت و محبوبیتش افزوده میشود. اما ایا بین تئاتر و رازهای زندگی واقعی اش ارتباطی وجود دارد؟
داستان انیمیشن بر روی یک یتی (موجود افسانهای در کوههای هیمالیا) دانشمند به نام میگو تمرکز دارد که متقاعد شده است موجودات نادری که با نام «پاکوتاهها (انسانها)» شناخته می شوند، واقعاً وجود دارند. بعد از اینکه میگو بصورت اتّفاقی با یک پاکوتاه برخورد میکند، او این موضوع را در میان همنوعان خود مطرح میکند امّا هیچکدام حرفهای او را باور نمیکنند. طولی نمیکشد که میگو تصمیم میگیرد تا به تنهایی به جستجوی پاکوتاهها بپردازد. این موضوع در نهایت باعث میشود تا زندگی آرام و بهدور از دغدغهٔ یتیها به سمت دنیایی پر سروصدا و شلوغ کشیده شود...
این فیلم داستان مردی به نام دل (پیتر دینکلیج) را روایت میکند که در این جهان تنها است. پس از نابودی نژاد بشر، او در شهر کوچک و خالی از سکنه خود زندگی میکند که توانسته در تنهایی این شهر کوچک را به یک آرمانشهر تبدیل کند تا اینکه او گریس (ال فانینگ)، را پیدا میکند که دارای گذشته و انگیزه مبهم و مرموزی است و بدتر از همه اینکه او میخواهد پیش دل بماند و زندگی کند....
نوآ و مایکل تحت مراقبت پرستار جدیدشان به نام لئونور در می آیند اما نوآ به او مشکوک است و باور دارد که او باطن مخرب و شیطانی ایی دارد و سعی دارد تا چهره واقعی او را آشکار کند و…
یک دامپزشک روانی و یک کارآگاه برای کشف پروندههای شهری کوچک به نیروهایشان میپیوندند - اما مهارتهای آنها زمانی آزمایش میشود که راز قاتل زنجیرهای را کشف کنند.
تناسخ در دنیایی دیگر با وعده یک قدرت "فریبنده" یک چیز است... اما اینکه در کودکی دوباره به دنیا بیایید و بعد از اینکه والدین سلطنتی تان فکر می کنند شما ناتوان هستید مرده را ترک کنید؟ این کاملاً یک چیز دیگر است! اکنون راینهارت تازه متولد شده - یا هارت به دوستان جدیدش - باید راه خود را در دنیای خطرناکی بیابد... اما خوشبختانه او جادویی دارد که به معنای واقعی کلمه از نمودارها خارج شده است!
آینده اینجاست و گونه جدیدی در میان مردم زندگی می کند: انسان نماها. این موجودات روباتیک مانند انسان بسیار حساس هستند و از بیماری های منحصر به فردی رنج می برند. خوشبختانه، دکتر هیکارو سودو می تواند کمک کند. او قول میدهد که انساننماها را حتی با وسایلی که ممکن است غیرقانونی تلقی شوند، درمان کند و باعث شود زندگی دوگانهای داشته باشد. اما زمانی که بیماری های عجیب به دلیل این همزیستی پدیدار می شوند، خطوط اخلاقی تار می شود.
در گذشته دور، هیولاها به برخی از مقامات منتخب توانایی کنترل پنج عنصر را می دادند. اما برای این کار، باید از کوه های مه آلود خطرناک عبور می کردند. این داستان ماجراجویی یکی از این مقامات منتخب را دنبال می کند که در تلاش است این توانایی را به دست آورد.
مستندی درباره باشگاه فوتبال نیوکاسل یونایتد یکی از سنتیترین باشگاههای فوتبال سطح بالای انگلستان که به داشتن یکی از بهترین فضاهای استادیوم در این کشور معروف است.
پادشاه جانوران و شیاطین مرتباً قربانی های زن را برای خوردن می پذیرد تا تسلط مردم خود را بر نژاد بشر تثبیت کند. با این حال، برای قربانی نود و نهم، دختر انسانی که به پایتخت، ساریفی آورده شد، پادشاه هیولا را مجذوب خود می کند. در واقع، او نه از او و نه از هیچ جانور دیگری نمی ترسد و حتی بدون التماس و گریه مرگ او را می پذیرد، زیرا در صورت آزادی نه خانه دارد و نه خانواده ای که به آنجا برگردد. پادشاه او را جذاب می یابد و به او اجازه می دهد با وجود انسان بودن، به عنوان همسرش در کنار او بماند. این داستان چگونگی تبدیل شدن ساریفی به ملکه شیاطین و جانوران است.
در گرنبل کینگدام، یه شهربازی متروکه، شیکی تمام عمر خودشو لا به لای دستگاه ها سپری کرده. اما یک روز، ربکا و گربه ـش، هپی، جلوی شهربازی ظاهر میشن. این تازه واردا نمیدونن که این اولین باریه که گرنبل توی این صد سال بازدیدکننده های انسان به خودش دیده! در حالی که شیکی به دنبال پیدا کردن دوست جدیده، همسایه های سابقش منتظر یه فرصتن تا یه شورش رباتی به راه بندازن... و وقتی که اونجا برای شیکی خیلی نا امن میشه، اون باید به ربکا و گربش بپیونده و با بشقاب پرندشون به یه کهکشان بی حد و مرز فرار کنه.
این سریال سه اپیزودی به کارگردانی و نویسندگی پتریک گراهام داستان یک زندانی است که به یک مرکز دورافتاده بازجویی نظامی وارد میشود و بازی بازجویان را با افشاگری از ترسناکترین رازهایشان به هم می ریزد، ماجرایی که رگه هایی از عناصر ماوراء الطبیعی هم در خود دارد.
آیانو وارث خاندان کانناگی است. کازوما، پسر عموی آیانو، پس از شکست در مبارزه با او، از خاندان اخراج میشود. او فرار میکند و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد. کازوما با روح باد قرارداد میبندد و به یک کاربر قدرتمند باد تبدیل میشود. چهار سال بعد، او به خاندان کانناگی بازمیگردد. قتلهای اخیر در خاندان کانناگی توسط یک کاربر باد قدرتمند انجام میشود. کازوما ادعای بیگناهی میکند، اما در حال آماده شدن برای جنگ با خاندان کانناگی است.
هو فنگچی، یک جوان بیخانمان، شاهد قتل وحشیانه خانوادهاش توسط هموطنان خود بود. او به تمرینات رزمی پرداخت تا روزی بتواند انتقام خانوادهاش را بگیرد. او با یک فن و نام مکانی که سرنخهایی از دشمن را نشان میداد، به راه انتقامجویی قدم گذاشت.
ژاپن ممکن است پر از هیولاهای مرموز به نام یااکاشی باشد، اما آنها یک نیروی نینجا جن گیر ویژه برای مقابله با تهدید دارند! نینجا جن گیر جوان ماتسوری روزهای خود را با یاکاشی می گذراند تا از دوست دوران کودکی اش سوزو محافظت کند. اما وقتی یک گربه یاکاشی به نام شیروگان ظاهر می شود، همه چیز برعکس می شود!
واتارو ساجو، دانش آموز دبیرستانی، عاشق همکلاسی زیبایش، آیکا ناتسوکاوا است. آیکا او را مزاحم می داند، اما واتارو هر روز در رویای عشق متقابل اوست. اما یک روز، او ناگهان از این رویا بیدار می شود و تصمیم می گیرد از آیکا دوری کند. اما این تصمیم او، آیکا را آشفته می کند.
کومورا (Komura) در سال تحصیلی جدید، همکلاسی جدیدی به نام می (Mie)، دختری عینکی، پیدا میکند. او خیلی زود به می (Mie) علاقهمند میشود، اما از اینکه در کنار دختری که دوست دارد قرار بگیرد، دچار استرس میشود.