این داستان که ادای احترامی صمیمانه به فرهنگ هواداران است، ساگار، یک هوادار سرسخت را دنبال میکند که زندگی، روابط و هویتش حول تحسین او از الگوی سینماییاش، سوریا کومار، «پادشاه آندرا»، میچرخد.
یک رویاپرداز رمانتیک وقتی مجبور میشود در یک آژانس همسریابی زیر نظر یک رئیس عملگرا کار کند، با واقعیت روبرو میشود. پس از اینکه میفهمد عشق نیاز به تلاش دارد، شانس خود را از دست میدهد. سالها بعد، سرنوشت فرصت دیگری را پیش روی او قرار میدهد.
گروهی از دوستان ناسازگار وقتی یکی از آنها عاشق دختر لجباز یک سیاستمدار میشود، دچار هرج و مرج میشوند و این منجر به کمدی از اشتباهات میشود که زندگی ساده آنها را به یک آشفتگی تماشایی تبدیل میکند.
یک وارث بیرحم امپراتوری آموزش و پرورش و یک کارمند دلسوز یتیمخانه، زمانی که زنی گذشته پنهان وارث را فاش میکند، با هم درگیر میشوند و این درگیری به یک رویارویی خشونتآمیز منجر میشود.
دکتر شیام، روانپزشکی الهامگرفته از جنگجوی مهابهاراتا (بارباریک)، در جستجوی نوهاش نیدی که ناپدید شده، با یک پلیس همکاری میکند. این جستجو، او را وارد مسیری میکند که با دو مرد (رام و دِو) که در پی کسب درآمد سریع هستند، برخورد میکند.
مردی که از بخت و اقبال خوبی برخوردار نیست، همواره با شکستهای پیدرپی و ناکامیهای عاطفی روبرو است. او به دلیل رویکرد کمالگرایانهاش در عشق، موقعیتها را برای خودش دشوار میکند. سرانجام، در یک برخورد کاملاً اتفاقی، با کسی آشنا میشود که تمام معیارهای ایدهآل او برای عشق را دارد.
یک مرد ثروتمند برای انتقام از یک تاجر قدرتمند که از او کلاهبرداری کرده است، دست به هر کاری می زند، حتی اگر مجبور شود با این دشمن قدرتمند روبرو شود و با او وارد مذاکره شود...
یک زندانبان بازنشسته برای یافتن قاتلان پسرش تعقیب و گریز را شروع می کند. اما راه او را به مکانی آشنا و البته کمی تاریک تر می برد. آیا او می تواند با موفقیت از این وضعیت پیچیده خارج شود؟..
یک زوج عاشق به طور تصادفی والدینی نوجوان می شوند. موقعیت های ناخوشایند آنها را از هم می پاشد. مانیکندان که با پسرش تنها مانده است، به عنوان یک پدر نوجوان مجرد در زندگی مبارزه می کند...