همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
پس از شورش های خشونت آمیز سال 2002 در گجرات، افرادی که در طول هرج و مرج قربانی، مجرمان و ناظران خاموش بودند، عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتند به گونه ای که زندگی آنها را برای همیشه تغییر داد...
یک پلیس تعلیق شده به دنبال یک جنایتکار به کلگری میرود و در آنجا عاشق دختر یک تاجر موفق هندی و پدری محافظ میشود که مدتی طول میکشد تا داماد آیندهاش را بپذیرد...
دو ناسازگار در شهر کوچک به زندگی کلاهبرداری روی می آورند و به دو نفر بدنام تبدیل می شوند که به نام های بانتی و بابلی شناخته می شوند. با این حال، آنها به زودی توجه یک کمیسر پلیس سختگیر را به خود جلب می کنند...
ساسی (جاگاپاتی بابو) و سایلاجا (پریامانی) که فکر میکنند در دوران کالج عاشق شدهاند، راههایشان را از هم جدا میکنند. ده سال بعد ساسی به هند برمی گردد و سعی می کند عشق او را به دست آورد...
شیوارامان نیر پس از از دست دادن خانه اجدادی خود به آراکال ماداوانونی، از ستوان مورد اعتماد خود، ندونگادی، کمک می گیرد تا آراکال را بکشد و خانه آنها را پس بگیرد...
بلید برای نجات خانه های زاغه نشینان خود از یک بانک سرقت می کند. وقتی او یک ایستگاه پلیس را در جایی که پول را مخفی کرده بود می بیند، اوضاع تغییر می کند...