همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
نوجوانی سرکش به نام بینی و پدربزرگ محافظهکارش اهل بیهار پس از یک حادثهی دراماتیک با هم آشنا میشوند. آیا این دو شخصیت متضاد میتوانند شکاف نسلی را پر کنند و بر زندگی یکدیگر تأثیر بگذارند؟
این داستان که ادای احترامی صمیمانه به فرهنگ هواداران است، ساگار، یک هوادار سرسخت را دنبال میکند که زندگی، روابط و هویتش حول تحسین او از الگوی سینماییاش، سوریا کومار، «پادشاه آندرا»، میچرخد.
سفر سنت توکارام برای اصلاحات اجتماعی و برابری از طریق نوشتههایش، با حمایت همسرش آوالی. داستان او از طریق شعر و موسیقی، تجسم فداکاری، عشق و اصول پایدار، آشکار میشود.
یک داستان عاشقانه شدید بین دوا و بیندو در جریان است. در طرف دیگر، مردی نقابدار که خود را خدا می نامد، شهر را با قتل های زنجیره ای وحشیانه اش تکان می دهد.
دومینیک، یک پلیس سابق بدنام که حالا کارآگاه شده، پروندهای به ظاهر ساده را برای یافتن صاحب یک کیف پول قبول میکند، اما این پرونده پرده از شبکهای تاریک از افراد گمشده، قتل، یک تعقیبکننده و رقصندهای مرموز به نام ناندهیتا برمیدارد.
یک جنگجوی افسانهای از زندگی ساده و فروتنانهاش ظهور میکند تا نیروهای قدرتمندی را که سرزمینش را تهدید میکنند، به چالش بکشد، در حالی که پیشگوییهای باستانی و پیوندهای خانوادگی، سفر او را شکل میدهند.
زنی که در لکنو (شهری کوچک در هند) زندگی میکند. او تمام عمرش را برای حمایت از خانوادهاش کار کرده است، با این حال هویت او هنوز مجرد است زیرا ازدواج نکرده و ساکن نشده است.
زندگی آرام ریتا در پوندیچری زمانی که خانوادهاش درگیر خشونتهای گروهی میشوند، از هم میپاشد. او باید با هوش و شجاعت خود از آنها در برابر جنایتکاران خطرناک محافظت کند.
یه زوج عجله میکنن و با یه گردنبند مقدس دزدی ازدواج میکنن. همین باعث میشه زن تسخیر بشه. شوهرش هم مجبوره با چند نفر دیگه بره دنبال تاریخچه سیاه اون گردنبند تا بتونه همسرش رو از این بلای ماورایی نجات بده.
داستان درباره دو دلداده سابق در دهلی است که تلاش برای احیای عشق قدیمیشان، باعث زنجیرهای از اتفاقات مضحک و فریبکارانه میشود. در پی این ماجراها، یک رابطهی جدید به طور غیرمنتظره شکل میگیرد و ابهام این است که در نهایت، کدام یک از شخصیتها به سرانجام خوش دست مییابند.
بازرس باگوات به شهری کوچک در اوتار پرادش منتقل میشود و در آنجا پروندهی یک دختر گمشده را پیگیری میکند. در همین حال، سمیر عاشق میرا است و قصد فرار دارد. زندگی آنها چگونه به هم گره میخورد؟
ازدواج بینقص یک زوج پس از اولین ملاقاتشان، زمانی مورد آزمایش قرار میگیرد که زن به رفتار عجیب شوهرش مشکوک میشود و این موضوع منجر به کشفی میشود که دیدگاه آنها را نسبت به عشق تغییر میدهد.
تاجر ثروتمند، کریشنا، پسر سرکش خود، کومار، را برای اصلاح به کرالا میفرستد. در آنجا، کومار عاشق مرسی، دختری با اختلال استرس پس از سانحه و تمایل به خودکشی میشود. داستان عاشقانه آنها زمانی که کومار تصمیم به پایان دادن به همه چیز میگیرد، با چالشهایی روبرو میشود.
یک نویسنده با مهمترین ضربالاجل خود روبرو میشود، در حالی که خانهاش در هرج و مرج خانوادگی فرو رفته و او را مجبور میکند تا یک برنامهی ۱۲ ساعته برای نوشتن را با یک وضعیت اضطراری خانگی که در حال وقوع است، هماهنگ کند.