دو دختر، "کاترین" و "آیشواریا" با یکدیگر در یک پرواز به سمت حیدرآباد آشنا می شوند ، آن ها با هم در رابطه با دوسـت پسرهایشان صحبت می کنند تا اینکه کاترین از حرف های "آیشواریا" شوکه می شود چرا که او ...
«راجو» (باچان)، پسر یک راجای خلع ید شده، که به «مرد» معروف است، این لقب را بهعنوان نشانهای از قدرت جسمانی روی سینه خود خالکوبی کرده است. ناپدری و نامادری «راجو»، که او را بزرگ کردهاند، پیش از مرگشان، «راجو» را از هویت واقعیاش آگاه میکنند. «راجو»، که به دخالت بیگانگان غارتگر انگلیسی در سرنوشت خود و پدرش پیبرده است، سر به شورش برمیدارد و به مبارزه برمیخیزد. در این بین، با دختری «آمریتا سینگ» آشنا میشود
در هند، تیلو قدرت پیش بینی آینده را دارد. وقتی که پدر و مادرش توسط راهزنان کشته میشوند تیلو دزدیده میشود ولی فرار میکند و توسط زنی که ملکه آیین سنتی ادویه هاست بزرگ میشود. تیلو بانوی ادویه ها میشود و با سه قانون اساسی به بازار ادویه های سانفرانسیسکو فرستاده میشود: با کمک ادویه ها به مشتریانش کمک کند تا فقط آنها و نه خودش، به خواسته هایشان برسند، هرگز مغازه را ترک نکند، و کسی پوستش را لمس نکند و...
رائول و بوجا زوج سالخورده ای هستند که سالها با عشق زندگی کرده و در زندگی هیچ کم و کاستی برای فرزندانشان انجام نداده اند. به خاطر مشکلات مالی فرزندانشان خود را بازنشسته کرده و فرزندانشان تصمیم میگیرند انها را از هم جدا کرده و باعث رنجشش انها میشوند….
"آنانت شریواستاو" مامور انتقال تروریست معروف "اقبال انصاری" می شود.سازمان تروریستی او مصمم است او را آزاد سازد.این نقشه توسط "یاشوانت آنگر"،قاتلی بی رحم و افسر سابق پلیس رهبری می شود و...
کدخدای یک روستا به مظنونی فراری پناه میدهد. رئیس کلانتری که آدمی سنگدل و جاهطلب است، برای دستگیری فرد فراری روستا را به آتش میکشد و اهالی آن را به قتل میرساند اما…
"سیدهانت" به همراه برادرش "شاشنک" و خواهرش "آنو" زندگی مرفه ای را سپری می کنند. هر دو آنها برای سازمان ضد تروریستی هندوستان کار می کنند. پس از بازجویی از یک مضنون، آنها به اطلاعاتی در مورد حمله ای بزرگ در کانادا دست پیدا می کنند و...
"سریاویر" (آمیتا باچان) افسرِ سابق ارتش ، به همراه دوستش "شخار" (آرجون رامپال) مامور میشوند تا از دختری به نام "انامیکا" محافظت کنند ( بازسازی از فیلم هالیوودی Man on Fire 2004 )
پلیسی درستکار به درخواست ربایندگان پسرش جواب منفی می دهد.پسر او نجات پیدا می کند اما زندگی اش برای همیشه به دلیل خواست پدرش مبنی بر قربانی کردن او در مقابل اعتقادات شغلی اش،تغییر می کند...