در برخی نوشته های تاریخی آمده که شاه بائینانگ در حال گذشت از تنگه مالاما بود که به آیوتابا حمله کند و سپس بعد از یک جنگ طولانی مدت شاه آیوتابا با آن همه عظمتش شکست می خورد ولی چرا؟ به خاطر ارتش مخصوص بئینانگ به نام “مرگ سیاه” …
لک و کنگ در مرکز خرید در کنار هم کار می کنند. لک یک قفل ساز تنها است و کونگ یک نویسنده مشتاق. زمانی که کونگ طرحی را ارائه میکند تا از مهارتهای انتخاب قفل لکها به خوبی استفاده کند، آن دو شروع به نفوذ به خانههای افراد دیگر میکنند، نه برای سرقت چیزی، بلکه فقط برای اینکه موقتاً در زندگی دیگران غوطهور شوند....
تائو پسر بچه ای است که ستون تجربیات خواننده یک مجله ، "سایو" را می نویسد. تائو با نداشتن تجربه و تخیل برای نوشتن ستون خود، تصمیم میگیرد با افراد واقعی ملاقات کند تا حسابهای دست اول به دست آورد...
تون و جک دو جوکر دبیرستانی هستند که به خاطر ساختن کلیپهای ویدیویی به چالش کشیدن ارواح در اینترنت معروف میشوند. آنها به مکانهای تسخیر شده یا مقدس مراجعه کرده و به نیروهای نامرئی دست دعوت میدهند تا بیرون بیایند و با آنها روبرو شوند. هر چه آنها مشهورتر میشوند، اعتماد به نفس آنها برای عبور از خطی که نباید عبور میکردند، بیشتر میشود...
نیک، بیو، جیمز و دوستانش در حال آماده شدن برای پذیرش دانشگاه خود هستند. از آنجایی که آنها بیش از حد بازی کردند و در امتحانات خود با شکست بدی روبرو شدند، جیمز دوستانش را به مقبره مهناک میبرد تا برکت بگیرند و امیدوار است که بتواند وارد دانشگاه شود...
دو شاهزاده توسط پدرشان پادشاه سوداس از حضور در راتانا محروم می شوند. در طول سفر، یکی از برادران، آپای مانی، توسط یک جادوگر دریایی غول پیکر که عاشق او شده بود، ربوده می شود. برادرش سری سووان و چند جنگجو می خواهند او را نجات دهند...
جینگ نوجوانی است که با ایام، زنی که 20 سال از او بزرگتر ، آشنا می شود. همه چیز در ابتدا خوب پیش می رود، اما وقتی ایام 40 ساله می شود و جینگ شروع به بلوغ می کند، این زوج به طور فزاینده ای درگیری و مشاجره را تجربه می کنند...
یک زوج هم.ج.ن.س.گ.را پس از سالها تلاش مشترک، خانه و مزرعهای را ساختند. اما مرگ یکی از آنها و نبود شناسنامه قانونی، باعث شد خانوادهی مرد متوفی، تمام داراییهای آنها را تصاحب کنند. حالا، شریک بازمانده برای پس گرفتن حقش میجنگد.