زندگی لورا، یک مدیر فروش ساده، زمانی تغییر می کند که او به سیسیل سفر می کند اما توسط ماسیمو، یکی از اعضای مافیا ربوده می شود. ماسیمو او را به مدت 365 روز گروگان نگه می دارد تا او را عاشق خود کند...
در دنیای آینده، اغلب افراد جوان به یک بازی شبیه سازی به نام «آوالون» اعتیاد پیدا کرده اند. «اش» یکی از برترین بازیکن های این بازی است که شایعاتی در مورد یک سطح پیشرفته تر از این بازی میشوند و به جستجو برای یافتن آن می پردازد. اما آیا او می تواند بعد از رسیدن به سطح بالاتر بازی، دوباره به واقعیت بازگردد؟...
یک افسر امنیتی از دوست دخترش میخواهد تا به زندگی یک اندیشمند عمومی نفوذ کند و گزارشهایی از فعالیتهای او تهیه کند. دوست دختر که با این کار مخالف است با اکراه این کار را میپذیرد...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 66 جایزه و نامزد دریافت 83 جایزه دیگر.
لهستان 1960، آنا یک راهبه نوآموز 18 ساله است که در شرف یاد کردن سوگند راهبگی از رازی تاریک در مورد خانوادهاش باخبر میشود که به دوران اشغال نازیها باز میگردد ...
فیلم «فقط دخترها» زندگی سه زن لهستانی را در بستر اجتماعی لهستان که فضایی محافظهکار و رو به رشد ضد دگ.ر.ب.ا.ش.ا.ن. .ج.ن.س.ی دارد، به تصویر میکشد؛ آنها هر روز با بیتحملی مقابله میکنند تا به آرزوی شادی درونی خود برسند.
در فقیرترین منطقه بیابانی کالیفرنیا، گروه رنگارنگی از مردم عادی و سگ هایشان در کافی نت راب برای قهوه و وای فای در "آخرین مکان رایگان در آمریکا" جمع می شوند....
مالگوسیا زن جوانی است که از یک روستای کوچک به بزرگترین شهر کشور نقل مکان کرده است. در اینجا او امیدوار است که رویای خود را محقق کند. شغل خوبی پیدا کند و با مردی آشنا شود تا با او خانواده تشکیل دهد...
رابطه عاشقانه Kaska و Patryk زمانی که به یکدیگر مشکوک به خیانت می شوند مورد آزمایش قرار می گیرد. بدتر شدن اوضاع، همسایگان آنها مدام در امور آنها دخالت می کنند.
یک نجیب زاده جوان لهستانی به نام یاکوب، که در جریان تهاجم پروس در سال ۱۷۹۳ آزاد شد، با مرگ پدرش و خیانت روبرو میشود. او که از این اتفاقات آسیب دیده، از ناجی خود پیروی میکند و قتلهای وحشیانهای را در سراسر کشور انجام میدهد.
خط اصلی داستان حول محور تادئوش کرزاکوسکی (کریستوف کوالوسکی) مدیر یک شرکت دولتی در حال ورشکستگی می چرخد. وقتی معشوقه او، دختر یکی از بزرگان حزب کمونیست، اعلام می کند که باردار است تادئوش می داند که برای حفظ آبرو و شغلش باید با او ازدواج کند...