ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
مردی فلج با پسری علیل، آنقدر طمعکار است که همسرش را مجبور به فحشا میکند. سپس، با یک رئیس باند خلافکار معامله میکند تا یک سرقت بزرگ انجام دهد و دوستانش را از چین دعوت میکند تا به او کمک کنند.
خانوادهای که قبلاً با ولخرجی و بدهی زندگی میکردند. با این حال، همه چیز تغییر کرد وقتی پدر خانواده، تونی، شغلش را از دست داد. تونی و خانوادهاش مجبور شدند برای نجات خود از ورشکستگی، زندگی مقتصدانهای داشته باشند.
سازندگان سینما تصمیم گرفتهاند تا انیمیشن کلاسیک دیزنی، "سفیدبرفی و هفت کوتوله" که در سال ۱۹۳۷ ساخته شده است را با استفاده از بازیگران واقعی به یک فیلم سینمایی تبدیل کنند.داستان فیلم درباره شاهزاده خانمی است که برای نجات پادشاهیاش از دست ملکه بدجنس، با هفت کوتوله همراه میشود.
وقتی کارا و هیث، دو غریبه، قبل از کریسمس تنها میمانند، سفری غیرمنتظره را آغاز میکنند که ممکن است معجزههایی را که مدتها به دنبالش بودهاند برایشان به ارمغان بیاورد.
پسر یک سرباز کهنهکار به نام آگوس با سایه غیبت پدرش روبرو شد، بنابراین به کودکی بیانضباط تبدیل شد. تا اینکه سرباز کهنهکار درگذشت و پسرش را وادار کرد که راه پدرش را دنبال کند و وارد دنیای نظامی شود.
نویا، یک گوشهگیر رنجکشیده، و فریا، یک غریبه مرموز، سفری جادهای و زیبا را آغاز میکنند که به هرج و مرج کشیده میشود. در حالی که برای فرار از گذشته تلاش میکنند، دوستی آنها در هر پیچ مورد آزمایش قرار میگیرد و همه جادهها به یک افشاگری تکاندهنده منتهی میشوند.
پس از نجات یک زن مرموز از اقدام به خودکشی در نزدیکی پل گلدن گیت، مرد جوانی عاشق او میشود، اما درمییابد که زن توسط یک روح باستانی و انتقامجو تسخیر شده است.
یک مادر تازه طلاق گرفته که برای بهبودی تلاش میکند، به قطب شمال، آلاسکا نقل مکان میکند، جایی که شخصیتهای عجیب و غریب از او حمایت میکنند تا روحیه پیشگامی از دست رفتهاش را دوباره زنده کند.
پتر و میخال، دوستانی که از دوران دبیرستان یکدیگر را میشناسند، زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند: یکی از آنها قبلاً سر و سامان گرفته، شغل پردرآمد و خانوادهای دارد، و دیگری تنهاست و آرزوهای هنریاش به سرانجام نرسیده است. اما آنها هنوز هم با شور و اشتیاقشان متحد هستند: گرافیتی.
«ما غریبهها» مطالعهای اعتیادآور و جذاب درباره نژاد، طبقه اجتماعی و جذب شدن در جامعه است که حول محور ری، زنی جذاب و مصمم که در گری، ایندیانا زندگی میکند، میچرخد.
لانگ، پس از آنکه از زندان آزاد میشود، به زادگاهش در شمال غربی چین بازمیگردد. او که به عنوان عضوی از گروهی مأمور جمعآوری سگهای ولگرد پیش از المپیک ۲۰۰۸ بوده است، با یک سگ سیاه سرگردان پیوندی ناگسستنی مییابد. این دو روح تنها، سفری تازه را با هم آغاز میکنند.
در یک ماجراجویی هیجانانگیز تعطیلات، ساموئل و سگش آتنا برای نجات کریسمس با یک رئیس مافیای حیلهگر روبرو میشوند. کلانتر جیکوبز، با بازی کوبا گودینگ جونیور، برنده جایزه اسکار، به آنها در این تلاش کمک میکند و شجاعت او برای رسیدن به یک نتیجه جشن بسیار مهم است.
مگان، مدیر اجرایی یک شرکت، برای بهبود زندگی آشفته خواهر کوچکترش، یک هیئت مدیره تشکیل میدهد و با یک استاد روانشناسی که از رفتار سرسختانه او پرده برمیدارد
ایزایا هیوارد پس از یک دهه به برادوی بازمیگردد، اما در یافتن کارگردان با چالشهایی روبرو میشود. او یک نمایش موزیکال کریسمس را نجات میدهد و عشق، خانواده و دوستی را به عنوان بزرگترین هدایای تعطیلات کشف میکند. او دوباره به خانواده و دوستانش میپیوندد.