دختر نوزاد ژانگ کی-مائو ربوده میشود. او در جستجوی دخترش، به ناحق زندانی شده و سپس متوجه میشود که از دخترش برای قاچاق اعضای بدن استفاده شده است. کی-مائو که از این ماجرا خشمگین و غمگین است، تصمیم به انتقامی خشونتآمیز میگیرد.
پدر جوانی، در آپارتمان اجارهای خود که مهمان قبلیاش در آن خودکشی کرده، جعبهای مرموز پیدا میکند. پس از آن، توسط نیرویی شیطانی تسخیر میشود که زندگیاش را به نابودی میکشاند.
داستان دربارهی یه نوجوان دردسرساز به اسم «یه زیجیه» هست که برای جلب توجه، وانمود میکنه مریضه و بعد متوجه میشه این کار میتونه برایش فرصتهای جدیدی ایجاد کنه.
روزنامهنگاری به نام «یه پن» در تحقیقات خود درباره یک حادثه سقوط، دو نفر را به عنوان مظنون معرفی میکند. این اقدام باعث خشم عمومی میشود و اوضاع به سرعت از کنترل خارج میگردد.
داستان در آیندهای اتفاق میافتد که انسانها با استفاده از فناوری پیشرفته، در کهکشانها سفر میکنند. اما یک سفینه فضایی در میانه راه دچار مشکل شده و مسافرانش در شرایط بسیار سختی قرار میگیرند. کمبود منابع و ترس از مرگ، باعث میشود یکی از مسافران دست به اقدامی وحشیانه بزند و هیولایی را آزاد کند تا بقیه را بکشد.
پس از وقوع یک فاجعه، پیوندی غیرمنتظره بین دو مهاجر چینیتبار در منطقه کویینز نیویورک شکل میگیرد. این دو نفر که از خانه و خانواده خود دور هستند، در میانه زندگی سخت و پر از کار، با هم همراه میشوند تا برای عزیزان از دسترفته سوگواری کنند و به دنبال یافتن پیوندهای خانوادگی جدیدی باشند.
یک دختر شاغل به صورت ناخواسته مقروض میشود و در ادامه مسیر با یک کلاهبردار روبرو میشود. آنها در دنیایی پر از فریب، به سفری پرمخاطره دست میزنند و در نهایت مسیر زندگی خود را زیر سوال میبرند.
بابِلز هنگام تماشای مکرر یک فیلم، متوجه تغییراتی در رفتار یکی از شخصیتهای آن میشود. این شخصیت در نهایت از دنیای تخیل به واقعیت تبدیل شده و آرزو میکند که به دنیای واقعی فرار کند.
تایشی ون جونگ با ارتش سلسله شانگ به شیکی حمله میکند، اما جی فا با کمک جاویدانان کونلون، به ویژه جیانگ زییا، ارتش و مردم شیکی را برای دفاع از شهرشان رهبری میکند.
جویس، زنی جسور و سر به هوا، در روز عروسی خود با جسارتی غیرقابل انتظار، "نه" قاطعی میگوید و مسیر زندگی خود را به کلی تغییر میدهد. او از ساحل عاجی، سرزمین مادری خود، دل میکَنَد و به سوی گوانگژو، شهری پررمز و راز در چین، رهسپار میشود. در این سفر پرفراز و نشیب، جویس با چالشهای متعددی روبرو میشود و باید با تمام توان برای ساختن زندگی جدیدی تلاش کند.
یک دانشجوی بااستعداد رشته مالی از طریق عرضه اولیه سهام (IPO) کسبوکار خانوادگی دوستش، در بانک بلواستون (Bluestone) کارآموزی میگیرد. او با وجود اینکه در میان کارآموزان نخبه احساس غریبگی میکند، زیر نظر تاد (TODD) عملکرد درخشانی از خود نشان میدهد؛ بیخبر از چالشهای پنهانی که در پیش رو دارد.
در سال 1900، قتل یک زن سفیدپوست در محله چینیهای سان فرانسیسکو و متهم شدن یک مرد چینی به این جنایت، جامعه را تکان داد و منجر به درخواستهای عمومی برای بستن این محله شد.
در سال 2080، زمین که میزبان مهاجران بود، بر اثر برخورد شهابسنگ "بولونیا" دچار جهش ژنتیکی شد و انسانها به موجوداتی عنکبوتی با موهای صورتی تغییر یافتند. اما یک قهرمان چینی با نابودی آنها، زمین را نجات داد.
مغولها، به فرماندهی چنگیز خان، به سوی غرب حرکت کردند تا سلسلهی جین را سرنگون سازند و قصد داشتند برای نابودی سلسلهی سونگ به جنوب نیز لشکرکشی کنند. در این میان، استادان هنرهای رزمی از مکاتب گوناگون در دشتهای مرکزی چین، با گردآوری نیرو، برای دفاع از شهر شیانگ یانگ آماده میشدند.
شیائو مای ناشنوا و دخترش مومو، تکیهگاه اصلی یکدیگرند. مومو به عنوان رابط پدرش با دنیای بیرون عمل کرده و در تأمین معاش او یاری میرساند. با این حال، با بزرگتر شدن مومو و نیاز به ورود او به دنیای شنوندگان، زندگی مشترک آنها در آستانه تغییر است. در همین حین، یک باند تبهکار که ناشنوایان را هدف قرار میدهد، شیائو مای را نشانه میگیرد. شیائو مای برای محافظت از دخترش، ناگزیر وارد دنیای جرم و جنایت میشود.
دونگنان، کارمند ۵۸ ساله یک رستوران، به دلیل کمکاری و غرور، پس از سالها کار، به سمت نگهبانی تنزل رتبه یافته است. او در خانه نیز با همسرش درگیر است و مورد بیتوجهی خانوادهاش قرار دارد.
در یک شهر مرموز و پر از جرم و جنایت، کارآگاه هوانگ مینگجین با ارباب جنایت وی یونژو درگیر میشود. پلیسها برای حفظ آرامش و جنایتکاران برای گسترش قدرت خود با هم میجنگند. در این میان، رازهای تاریکی آشکار میشود و همه باید تصمیمات مهمی بگیرند.
داستان سه دوست را دنبال میکند که کشف میکنند با عطسهای ساده میتوانند ۲۰ سال به عقب یا جلو در زمان سفر کنند. اما آیندهای که به آن میرسند به خوبی چیزی نیست که انتظار داشتند و مجبور میشوند مسئولیت نجات جهان را بر عهده بگیرند.
کاترینا و دوستانش با شاهزاده جوانی روبرو میشوند که فقط کاترینا میداند او قهرمانی از یک بازی ویدیویی با آیندهای شوم است. آیا او میتواند او را نجات دهد؟