دانشمندی که در حال کار برای درمان آنفلوانزا است ، توسط رئیس بی پروای خود قربانی می شود ، وی واکسن را قبل از آماده سازی آزاد می کند و منجر به فاجعه می شود...
"دوک" عاشق "فلاکسون" می شود.او پولهایش را به قماربازی به نام "تیتو" باخته،به خانه بازگشته و قمار کردن را یاد گرفته و سپس باز می گردد.پس از بدست آوردن پول او به همراه "فلاکسون" کلوپ خود را راه اندازی می کند اما...
"چاک اومالی" پدری جوان پیش از پیوستن به روحانیون کاتولیک زندگی رنگارنگ از ورزش،موسیقی و روابط عاشقانه داشت. اما او مطمئن است که انتخاب درستی کرده است. پس از پیوستن به یک گروه محلی او با دانش خود به گروهی از کودکان کمک می کند راه زندگی خود را پیدا کنند...
"وودرو ترواسمیت" که پس از ابتلا به تب یونجه از نیروی دریایی مرخص می شود، احساش شکست کرده و به زادگاه خود باز نمی گردد. او در میان غم و اندوه، با گروهی تفنگدار آشنا می شود که او را تشویق می کنند به خانه بازگردد و به مادرش بگوید در جنگ مجروح شده و با سربلندی به خانه بازگشته است...
یک مخترع به مقداری پول احتیاج دارد تا ایده بزرگش را عملی کند. همسرش که عاشق اوست تلاش میکند با طلاق دادن او و ازدواج کردن با یک میلیونر این پول را جور کند.
دو معدنچی به نامهای "روی گلنیستر" و "دکستری" که توسط مالک یک سالن حمایت مالی می شوند،برای محافظت از طلاهای خود در مقابل "الکساندر مک نامارا" کمیسری فاسد مبارزه می کنند...
"اگبرت سوسه" که از طرف خانواده دستکم گرفته می شود،برای جایگزین شدن با یک کارگردان الکلی استخدام شده،سپس یک سارق بانک را دستگیر کرده و به عنوان نگهبان در بانکی که نامزد دخترش تحویلدار آن است استخدام می شود...
باب هوپ، یک نویسنده بیکار، در خانه می ماند و کارهای خانه را انجام می دهد، در حالی که همسرش برای نامزد سابقش که هنوز هم به او علاقه دارد، کار می کند. این موضوع باعث ناراحتی باب هوپ می شود...
لرد "برنستد" پیشخدمت انگلیسی خود "راگلز" را از دست می دهد.صاحبان جدید او "اگبرت" و "افی فلود" او را به شهری دور افتاده در واشینگتن می برند.اما وقتی مردم او را به مرد ثروتمند انگلیسی اشتباه می گیرند،او برای خود اسم و رسمی بدست می آورد و...