"کنت کریستسن ون مرو" یک شکارچی ساحره و شاگرد "لرد کامبرلند" است. او به شدت به مربی خود و راه کلیسا ایمان دارد اما وقتی او را هنگامی که قصد خفه کردن "آلبینو" را داشت می بیند اعتقادش را از دست می دهد و...
کارسون، قاچاق چی آمریکایی است به تریسی، یک زن فرانسوی که به او نزدیک شده و می خواهد از او برای نجات برادرش از آلبانی که به عنوان زندانی سیاسی که در آن نگهداری می شود، کمک می کند...
سلسله ای از قتلهای وحشتناک توسط فرقه ای شیطانی در فرانکفورت انجام می شود. یک معلم مدرسه مردی سالخورده را که جعبه ای حمل می کند زیر می گیرد. مرد سالخورده به سرعت وارد زندگی زن شده و مشخص می شود نقشه هایی برای او در سر دارد...
تیک سیاره در همان مداری که زمین قرار دارد کشف می شود، اما مکانش دقیقاً مقابل خورشید است، که باعث می شود از روی زمین قابل رویت نباشد. شورای اکتشافات فضایی تصمیم می گیرد که یک فضانورد آمریکایی را بهمراه یک دانشمند بریتانیایی با سفینه با فضا بفرستد تا در مورد آن سیاره اکتشاف کنند...……
هنگ کنگ. سارق لندنی، »هری دین« (کین) و مجسمه ساز فرانسوی، »امیل فورنیه« (آبوت) تصمیم دارند مجسمه ی کوچک چینی گران بهایی را از میلیارد در شرقی، »احمد شاه بندر« (لوم« بدزدند. و با توجه به شباهتی که دختری به نام »نیکول« (مک لین) به همسر درگذشته ی »شاه بندر« دارد او را نیز در نقشه ی سرقت شرکت می دهند...
در پاریس، یک رقاص لهستانی با یک پزشک ثروتمند یهودی ازدواج می کند و زمانی که توسط نازی ها به داخائو تبعید می شود، می ایستد تا املاک او را به ارث ببرد...
داستان در لندن دهه 1930 رخ میدهد و روایتگر زندگی زنی جوان به نام هتی است که درگیر مشکلات خانوادگی و اجتماعی ناشی از فقر و جنایت میشود. او باید با برادر مجرمش و مادری که به دنبال منافع شخصی است، مقابله کند. این داستان، تصویری از تضاد طبقاتی و اجتماعی آن دوران را ارائه میدهد.
یک معلم فرانسوی فقیر اما مغرور پس از امتناع از تغییر نمرات یک دانش آموز ثروتمند اخراج می شود. از آنجایی که این می تواند فرصتی برای بهره برداری از صداقت او باشد، کاستل بناک توپاز را به عنوان مدیر عامل برای یک تجارت مشکوک استخدام می کند...
ترور به اپرا لندن حمله می کند که یک اپرا جدید است که توسط اعمال یک شکلات تغییر شکل یافته از نمایش نشان داده شده است که با یکی از دختران کوروش تولیدی روبرو است.
در دوران جنگ داخلی آمریکا، گروهی از سربازان و فراری ها توسط یک بالون موفق به فرار شده و در جزیره ای که مملو از گیاهان و حیوانان غول پیکر است فرود می آیند. آنها باید از نبوغ خود برای زنده ماندن و بازگشت به خانه استفاده کنند...
برده ای به نام «اسپارتاکوس» به خاطر اندام ورزیده اش به عنوان گلادیاتور انتخاب می شود تا آموزش ببیند. مربی و تمامی ساکنان آن مکان که اسپارتاکوس در آن آموزش می بیند مردان خبیثی هستند که برای جان برده ها و کنیز ها ارزشی قائل نمی شوند. در این بین اسپارتاکوس با زنی آشنا می شود که کنیز است. بعد از مدتی به خاطر برخی مسائل اسپارتاکوس مربی خود را می کشد و با دیگر برده ها از مکان آموزش که مانند زندان است می گریزند...