داستان فیلم درباره مردی است که شغلش بادیگارد و اسکورت زنان بیوه در شهر نیویورک است. او با یک نمایشنامه نویس جوان آشنا می شود و می خواهد که او را زیر بال و پر خود بگیرد و...
والتر استاد موسیقی، کاملاً احساساتی و کم حرف است. همسرش فوت شده و تنهایی هرگز روی خوشی به او نشان نداده. او تصمیم می گیرد به آپارتمان قدیمیش در منهتن بازگشته و به تنهایی خود پایان دهد.
«لیلا نوواک» فارغ التحصیل دانشگاه و نوازنده ماهر ویولون سل است. او یک روز با مرد جوانی به اسم لوئیس که خواننده یک گروه موسیق راک است آشنا می شود و شب را در کنار او سپری می کند اما فردای آن روز آنها مجبور می شوند برای همیشه از هم جدا شوند. لیلا از لوئیس باردار شده و فرزند پسری بدنیا می آورد. پدر لیلا به دروغ به دختر خود می گوید که فرزنش پس از تولد مرده است و این کودک را مخفیانه به یک پرورشگاه می سپارد. دوازده سال می گذرد و پسر لیلا و لوئیس بزرگ شده و استعداد زیادی در موسیقی پیدا می کند. او بخاطر آزاد و اذیت فراوان همسن و سالهایش از پرورشگاه فرار کرده …
تام گاتری، معلم تاریخ دبیرستان، پس از اینکه همسرش او را ترک می کند، با تربیت دو پسر جوان روبرو می شود. مگی جونز، معلم همکار، سعی می کند آرامش و حمایت را فراهم کند...
اوايل دهه ي 1950، اوج دوره ي قدرت کميته ي بررسي فعاليت هاي ضد امريکايي «سناتور مکارتي». استاد تاريخ هنر، «کاترين واتسن» (رابرتس) از کاليفرنيا به دانشکده ي ولزلي در نيوانگلند مي رود. اما خيلي زود متوجه مي شود که برخلاف انتظارش، آن بنياد دانشگاهي معتبر در محافظه کاري غوطه ور است و يک انگشتر نامزدي به انگشت دختري جوان، بيش از تحصيل و آموزش درست و کامل، اهميت دارد...
در دهه ي 1860، اين افسانه شکل مي گيرد که ساختمان «هيل هاوس» در تسخير ارواح شيطاني است. صد و سي سال بعد، «دکتر ديويد مارو» (نيسن) که به سرگذشت «هيل هاوس» علاقه مند است، سه نفر را به آن جا مي برد تا در مورد اختلال در خواب آدم ها مطالعه کنند...
«وید» (نولتی)، کلانتر یک شهر کوچک در ایالت نیوانگلند، به صورت نیمه وقت کار می کند و وقت آزادش را به نوش خواری و مصرف مواد می گذراند. همسر سابقش (بت هرت) او را تحقیر می کند و تنها محبوبه اش، «مارجی» (اسپیسک) او را همان طور که هست پذیرفته است. وقتی یک تاجر پولدار در اثر حادثه ای هنگام شکار می میرد، «وید» پرونده اش را با چنان وسواسی دنبال می کند که تمام اطرافیانش تعجب می کنند…
هریت 10 سال است که رویای ترک خانه را در سر دارد. او حس می کند نیازی به مادر و یا خواهرش ندارد. زمانی که مادر او جان خود را در یک تصادف از دست میدهد، بالاخره او تصمیم میگیرد با کمک ریکی که یک بیمار روانی است، نقشه اش را عملی کند...
داستان در مورد یک قطعه ی کامپیوتری است که بسیار محرمانه است و مربوط به مقامات بسیار سطح بالای آمریکاست. این قطعه توسط یک عده تبهکار حرفه ای ربوده می شود. آنها برای عبور دادن این قطعه از ایست بازرسی فرودگاه از یک ماشین کنترلی استفاده میکنند که بطور تصادفی در ایستگاه بازرسی ساک این گروه با پیر زنی عوض میشود که در ادامه...
"تام سایر" پسری بازیگوش شاهد قتلی به دست "اینجان جو" می شود.او با "هاکلبری فین" پسری بدون خانواده و آینده دوست می شود.آنها با پشت سر گذاشتن چندین ماجرا تلاش می کنند مدارکی برای این قتل جمع آوری کنند...