رابین هود سالخورده پس از بیست سال از جنگ های صلیبی باز می گردد تا برای آخرین بار نظر خدمتکار ماریان را جلب کند، اما او تبدیل به یک راهبه شده و از بازگشت او استقبال نمی کند...
یک کشتی عظیم مسافربری عازم نخستین مسافرت بهاره خود شده است. غریبه ای که خود را جاگرنات (نیروی نابودکننده) معرفی می کند با نماینده کشتی در لندن، نیکلاس پورتر (هولم) تماس میگیرد و اعلام می کند هفت بمب، هر کدام حاوی نیم تن مواد منفجره، در کشتی جاسازی شده است و گروهی برای خنثی کردن بمبها وارد عمل می شوند که...
ایتان ستاره دیروز فوتبال است که منتظر فردایی است. او مردی است که چیزی جز مشورت با چشم انداز پیدا کردن یک حرفه جدید و مواجهه با زنی دوست داشتنی که مشکلات او را درک نمی کند برایش باقی نمانده است...
در اوایل دهه 1800، چهار سرخپوست با خانه خود بازگشته و برای پشت سر گذاشتن زمستان نهایت تلاش خود را می کنند. وقتی راهنمای آنها توسط یک خرس زخمی می شود، آنها تصمیم به رها کردن او می گیرند و...
"اولیور کراول" که از سیاستهای "چارلز اول" به ستوه آمده است تصمیم می گیرد خانواده اش را به دنیای جدید(آمریکا) ببرد.اما شب قبل از حرکتشان او در مخلوطی از مذهب و سیاست فرو می رود که منجر به جنگ داخلی در انگستان می شود...
سال 1825. «لرد جان مورگان» (هریس)، اشراف زاده ی انگلیسی، برای تجربه ی نوع دیگری از زندگی به ایالات متحده می رود و پنج سال را به شکار می گذراند. تا این که در منطقه ای بکر، سرخ پوستان قبیله ی سو به اردوگاهش حمله می کنند و پس از قتل عام همه ی افرادش، او را به اسارت می برند…
فیلم داستان ازدواج "شاه آرتور" با "گونیور" در میان شکوه کاملوت را به تصویر می کشد.نقشه "مودرد" برای بدست آوردن تاج و تخت،"آرتور" و شوالیه های او را تهدید می کند و...
یک مُبلغ مذهبی آمریکایی و همسرش به جزیره ای عجیب و غریب واقع در پادشاهی هاوایی سفر می کنند به امید اینکه بتوانند خلق و خوی بومیان آنجا را تغییر دهند. اما تناقض فرهنگی آنها باعث بوجود آمدن یک تراژدی می شود...
در اواخر جنگ های داخلی امریکا، گروهی از آپاچی ها به قرارگاه سواره نظام در نیومکزیکو حمله می کنند، تقریبا همه ی سربازان را می کشند، چند بچه را می ربایند و به مکزیک می گریزند ...
سرما،باران و مه کارخانه ای در "راونا" را احاطه کرده است.کارخانه دریاچه آن منطقه را آلوده کرده است."جولیانا" همسر مدیر کارخانه "یوگو" از نظر روانی بیمار است و این ماجرا را از همسرش مخفی کرده است.او با "زلر" مهندسی که در راه "پاتاجونیا" است تا کارخانه ای راه اندازی کند آشنا می شود و...
» فرانک « ( هریس ) با این فلسفه که » هر چیزى که دیدى و دلت خواست، مىروى و به دست مى آورى «، و با سوداى رسیدن به ثروت و شهرت، کار در معادن شمال انگلستان را رها مىکند تا به عنوان خشنترین بازیکن یک تیم راگبى انگلیسى راه موفقیتش را هموار کند.
دسامبر سال 1787. كشتى بونتى از انگلستان به مقصد تاهيتى به حركت درمى آيد تا هزاران اصله درخت نان را از آن جزيره به جاماييكا ببرد. در طى سفر، افسر اول كشتى، » فلچر كريستيان « ( براندو )، با رهبرى يك شورش، كنترل كشتى را از » ناخدا بلاى « ( هوارد ) مى گيرد.