جف تالی، پلیس شهر لوس آنجلس و وظیفه اش مذاکره با گروگان گیران بود اما وقتی نتوانست جان بچه ای که گروگان مرد دیوانه ای که قصد خودکشی داشت را از مرگ نجات دهد، کارش را در لوس آنجلس ترک کرد و به شهری کوچک و آرام در بخش ونتورا رفت و ...
یک شاهد فدرال فرار میکند و تیمی از ماموران دولتی او را تعقیب میکنند، اما زمانی که در مسیر بازگشت از میانبر استفاده میکنند، مورد حمله زامبیها قرار میگیرند...
شیطان می خواهد با آبستن کردن دختری به نام «کریستین» (تانی) به هنگام شروع هزاره ی سوم، «پایان روزها» را که در مکاشفات یوحنا پیش بینی شده، تحقق بخشد. اما «جریکو کین» (شوارتسنگر)، محافظ یک بانکدار وال استریت (برن)، به مقابله بر می خیزد…
هنگامی که دختری که از مافوقهای روسی فرار میکند، یک دیسک کامپیوتری دزدیده شده را روی تامی لی میکارد، کارشناس هنرهای رزمی ناخواسته خود را درگیر وحشتناکترین ماجراجوییاش میبیند....
مهاجران مکزیکی در یک شهر مرزی کوچک تگزاس که توسط یک گروه شبه نظامی محلی مورد حمله قرار گرفته اند، گروهی از مزدوران را برای محافظت از خود استخدام می کنند...
پس از سقوط يک هواپيما در جنگلي در افريقا، پسري به نام «جرج» در ميان قبيله ي بوکووو گم مي شود تا اين که ميمون سخن گوي انسان نمايي به نام «ايپ» (کليز) او را نجات مي دهد و بزرگش مي کند. «جرج» (فريزر) تبديل به مردي قوي و سرزنده و خوش قلب مي شود. مدتي بعد «جرج» با «اورسلا استن هوپ» (مان) زني که از سن فرانسيسکو به بوکووو آمده و گم شده آشنا مي شود.
یک استاد رزمی کار توسط یک میلیاردر روان پریش ربوده می شود که یک حلقه مبارزه عجیب را اداره می کند، جایی که مبارزان باید یا برنده شوند یا بمیرند. جان استونمن از کشتن هیچ مردی امتناع می کند تا زمانی که زندگی همسرش به خطر بیفتد.
کارآگاهی سیاه پوست در حالیکه در جستجوی پولهای گمشده معامله مواد مخدر است، وارد راهی خطرناک می شود. در بین تحقیقاتش او با تعدادی از رابط های قدیمی اش برخورد کرده و...
یک پلیس سایبورگ لس انجلسی بازنشته مجبور میشود خارج از زمان بازنشتگی اش اقدام به دستگیری همکار قدیمی اش کند. همکار قدیمی او در حال قاچاق اطلاعات به یک سازمان ترروری است که در حاله توطئه برای ترور مقامات دولتی هستند…
شاهزاده جهنا توسط ساحر دستگیر شده است ، بنابراین تارامیس ملکه شر (که میخواهد به قربانی جهنا و تاج و تخت را برای همیشه) می پرسد از کانن برای یافتن او و او را به قلعه. کانن می پذیرد ، چرا که تارامیس دارای قدرت های جادویی و در نتیجه او تنها فردی است که قادر به عشق مرده خود را در زندگی به ارمغان می آورد...
آزمایشگاه جنایی بری آلن، دانشمند پزشکی قانونی پلیس مرکزی شهر، مورد اصابت صاعقه قرار گرفت. بدن الکتریسیته آلن به داخل پرتاب می شود و کابینه ای از مواد شیمیایی را در هم می شکند، مواد شیمیایی که هم برق می گیرند و هم در تماس فیزیکی با بدن او مجبور به تعامل با یکدیگر و فیزیولوژی او می شوند. او به زودی متوجه می شود که این تصادف متابولیسم بدنش را تغییر داده و در نتیجه توانایی حرکت با سرعت فوق انسانی را به دست آورده است. بری آلن تبدیل به فلش شده است.