جسی (آجی دیوگان) سردار مقیم لندن برای فروش زمین به زادگاهش پنجاب باز میگردد غافل از اینکه بیلو (سانجی دات) به خاطر دشمنی دیرینه با خانواده جسی، قسم یاد کرده در صورت پیدا کردن جسی او را بکُشد. جسی در راه آمدن به زادگاهش تصادفاً با سوکی (سوناکشی سینها) خواهر کوچک بیلو آشنا میشود و...
در تایلند پریم ،حسابدار خبره ای است که وارٍث امپراطوری شده است.پدرش می خ.اهد او ازدواج کنداما پریم با بهره گیری از تجرد سانجینا در مورد هویت او دچار اشتباه شده است سانجینا دختری یتیم است که تمام عمه هایش او را حریص ثروت میدانند.پس از بازگشت به هند ،پریم و خانواده اش یه خانه بزرگ به نفع خود برای عروس (انجینا) درست میکند .
کریشنا مهرا(هریتک روشن) پس از مرگ پدر و مادرش همراه با مادربزرگش در یک منطقه دورافتاده ولی زیبا و کوهستانی زندگی میکند، روهیت مهرا ۲۰ سال پیش مردهاست. کریشنا تنها است و سرگرمی خاصی ندارد تا اینکه گروهی توریست به آن منطقه میآیند در هنگام فرود چتر یکی از این گردشگرها که پریا(پریانکا چوپرا) نام دارد دچار مشکل میشود و کریشنا او را نجات میدهد، پریا در آن جا پی به قدرت خارقالعاده و فرا انسانی کریشنا میبرد. به تدریج کریشنا عاشق پریا میشود...
دو ناسازگار در شهر کوچک به زندگی کلاهبرداری روی می آورند و به دو نفر بدنام تبدیل می شوند که به نام های بانتی و بابلی شناخته می شوند. با این حال، آنها به زودی توجه یک کمیسر پلیس سختگیر را به خود جلب می کنند...
"رام جانه" توسط پلیسهای فاسد دستگیر شده و روانه زندان می شود. پس از چند سال او آزاد شده و به خیابانها باز می گردد. او تصمیم می گیرد به بچه های محلی کمک کند تا دچار فساد نشوند و...
داستان فیلم درباره بازرس پلیس وظیفه شناس و وطن پرست “عمر دانجی” ( امیرخان ) میباشد که هدفش نابودی تبهکاران و خلافکاران هست و که در این راه به مشکلات زیادی برخورد میکند…
آنمول توسط نامادری و خواهران ناتنیاش به عنوان خدمتکار در خانهاش کار می کند . بعدها یک خواننده عاشق او می شود و تصمیم می گیرد او را از شر خانواده شرورش رها کند...
"ویکرام سینگ" دارای دو پسر، "راجش"، یک افسر پلیس و "عمار سینگ" ، یک دختـر باز. "راجش" یک تجربه تلخ داشته است از جدا شدنِ دختری (سیری دِوی)که عاشقه او بوده و تسلیم مواد مخدر شده است ، به او قل داده که با اعتیاد مبارزه کند ولی ..
هنگامی که یک مبارزه سلسله ای بین شاخه های جانبی قبیله کورو، کائوراواها و پانداواها آنها را به آستانه جنگ سوق می دهد، لرد کریشنا تصمیم می گیرد وارد عمل شود و کنترل اوضاع را در دست بگیرد.