"زیپ" و "زپ" دوقلوهای بازیگوش برای تنیبه شدن در تابستان به مدرسه ای که توسط "فالکونتی" مردی خشن با یک چشم بند که هر گونه خوشگذرانی را ممنوع کرده فرستاده می شوند و...
سه زن، سه دوره، یک سرنوشت؛ در سال 1923، ویولتا عاشق مرد جوانی می شود که می خواهد به فرانسه بگریزد. در سال 1941، اینس در بیابانی در انتظار معشوق گمشده خود، پاکو، زندگی می کند. در سال 1975، لوئیزا متوجه میشود که میترسید تمام زندگیاش را دوست داشته باشد...
داستان امیلیو، دانش آموزی خجالتی و نه چندان باهوش که در یک مدرسه متوسطه محلی، همیشه عشق پنهانی به ناتالیا، بامزه ترین و باهوش ترین دختر کلاس را در سینه دارد. در آخرین روز سال تحصیلی، زمانی که بالاخره تصمیم می گیرد احساساتش را ابراز کند...
«کارمن» (خیل)، مادر «اوفلیا» (باکرو)، به تازگی با «ویدال» (لوپس) سروان بی رحم ارتش «ژنرال فرانکو» ازدواج کرده است. خیلی زود «اوفلیای» کوچک، که تازه خانواده اش در یکی از دهکده های دور افتاده ی اسپانیا خانه گرفته، در دنیای تخیلی خود غرق می شود و وارد هزارتویی می شود که «پان» (جونز) موجودی افسانه ای، بر آن حکم می راند… این فیلم ساخته گیلرمو دل تورو کارگردان فیلم های پسر جهنمی و تیغ ۲ است.
نینو و برونو، دو کمدین موفق، با اجرای مشترک خود به شهرت فراوانی در تلویزیون دست پیدا میکنند. اما همزمان با افزایش محبوبیت، کینه و نفرت بین آنها نیز شدت میگیرد و به سرعت رشد میکند.
پیانیست میانسال و مطلقه "سوفیا" در روز تولدش عشق خود به پیانیست با استعداد چکاسلواک "آلیسکا" را که بیست سال از او جوانتر است به دختران خود "الیورا"،"جیمنا" و "سول" اعلام می کند و...
پس از چهار سال «ویکتور» (رابال) از زندان آزاد می شود. او هنوز به «النا» (نری) علاقه دارد، اما «النا» با پلیس سابق، «دیوید» (باردم) ازدواج کرده است. «دیوید» همان پلیسی است که چهار سال پیش بر اثر شلیک اتفاقی اسلحه ی «ویکتور» فلج شده و حالا به صندلی چرخدارش میخکوب است...