"ام. جی" به همراه دوستش "آماندا" و "فرانکی" در یک خانه در بورلی هیلز زندگی می کند. در حالی که او سعی دارد حرفه خود را ادامه دهد، زندگی شخصی او در حال آشفتگی است ...
یک پسر نوجوان با دختر زیبایی که در همسایگی شان زندگی می کند آشنا میشود.برادر برزگترش برای رسیدن به موفقیت به او کمک می کند.اما بعد از پیدا شدن جسدهایی در قایق،همه چیز پیچیده می شود...
«هوارد مارنر» (پندلتن)، رئیس شرکت روبات سازی نووا، آخرین محصولات خط تولید روبات های نظامی اش را در برابر مهمانان به نمایش می گذارد. اما «شماره ی پنج» – یکی از روبات ها – در اثر صاعقه، از برنامه ی عادی اش فراتر می رود و دارای شعور و اراده می شود.
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...
داستان از آنجایی شروع می شود که پسر نوجوانی به نام رایان اتوود به همراه برادرش اقدام به سرقت ماشین میکند که بعد ازکمی تعقیب و گریز توسط پلیس دستگیر شده و به زندان می افتد.
"والتر اوبراین" یک نابغه کامپیوتر با ضریب هوشی بالاست که توسط واحد امنیت ملی ایالات متحده به کارگرفته میشود تا به همراه اعضای گروه خود این سازمان را در مقابله با تهدیدات پیچیده و خطرناک موجود در دنیای مدرن یاری کند. اما هرچقدر که او و اعضای گروهش در حل مشکلات و تهدیدهای دشوار دنیای فناوری تبحر دارند، در برقراری ارتباط با محیط پیرامون و سایر افراد جامعه دچارمشکل می باشند...