"اِما" در حالی که مشغول انجام خدمات اجتماعی اش در یک مزرعه نگهداری از اسب ها می باشد، به یکی از اسب های نمایشی که اجازه نمی دهد کسی سوارش شود علاقه مند می شود و...
داستان فیلم در آینده ای نزدیک رخ می دهد جایی که یک بیماریِ همه گیر کل سیاره ی زمین را فرا گرفته است و در این بین ، گروهی سعی دارند بازماندگان سالم این فاجعه را نجات دهند. اما…
صبح روز پنجمین سالگرد ازدواج نیک دون (با بازی بن افلک) و ایمی (با بازی رزاماند پایک)، نیک متوجه میشود همسرش ناپدید شدهاست. در قیل و قالهای رسانهای در مورد گم شدن ایمی، شک و تردیدهایی پدید میآید مبنی بر اینکه خود نیک دون همسرش را به قتل رساندهاست. ازدواج نیک و ایمی ازدواج موفقی نبوده و آنها زندگی مشترک از هم پاشیدهای دارند. هر دوی آنها در دورهٔ رکود اقتصادی کارشان را از دست دادهاند و مجبور شدهاند از شهر نیویورک به شهر کوچکی در میسوری، زادگاه نیک، بیایند. شهری که در آن نیک به تنبلی و افسردگی دچار شدهاست.
مالکوم به همراه دوست دختر جدید و دو فرزندش به خانه رویایی شان نقل مکان می کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما بزودی متوجه می شوند که در این خانه نیز فعالیت های غیر طبیعی مشاهده می شود ...
یک تهیه کننده ناامید تلویزیونی عموی پیر خود را متقاعد می کند تا در یک برنامه واقع گرا شرکت کند. اما وقتی "عمو رافائل" وارد خانه خانواده "شوماخر" می شود، تنها یک هفته فرصت دارد تا یک خانواده پر از مشکل آمریکایی را از جدا شدن نجات دهد...
داستان فیلم در هالیوود و بین سال های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ اتفاق می افتد. «جورج والنتین» (ژان دوژاردین) هنرپیشه خوش سیمای سینمای صامت هالیوود است که رقیبی برای خود نمی بیند. اما بعد از آنکه سینمای صامت به سینمای ناطق تغییر می یابد، جورج والنتین محبوبیت خود را از دست داده و به دست فراموشی سپرده می شود تا اینکه...
کتی ۱۷ ساله (لوسی هیل) بازیگر جوان و خوش چهره سینمای هالیوود نقش دختری را ایفا میکند که با نامادری خود زندگی میکند او همچنین یک خواهر ناتنی و یک برادر ناتنی کوچکتر از خود دارد...
بری ماندی، پس از اینکه به خانه اش دستبرد می زنند و جواهرات خانوادگی اش می دزدند، اما این تنها مشکلش نیست، بلکه او به یک دادگاه احضار شده است که یک زن ادعا می کند با او رابطه داشته است، اما بری چیزی یادش نمی آید...
یک شهر آشفته یک کازینو هندی دارد که در یک میدان جنگ تاریخی ساخته شده است. چیس که در موزه شهر کار می کند با آن مخالفت می کند. او با لوسی ناز آشنا می شود. آنها یک دادخواست علیه کازینو شروع می کنند...
بکی، گیل و جودی دوستان صمیمی هستند. وقتی بکی فرصتی پیدا می کند که با دختر رئیسش برای تعطیلات بهاری دانشگاه به جزیره جنوبی برود، از دوستانش می خواهد که او را همراهی کنند...
یک کمدی خونگرم، درباره یک مادر فوتبالیست که خود را به عنوان یک ستاره مشهور فوتبال ایتالیایی در می آورد و برای مربیگری تیم فوتبال دخترش استخدام می شود ...
هارولد و کومار یک روز صبح مثل همیشه صبحانه ی خود را به اتفاق خوردند و یک روز معمولی دیگر را شروع کردند. هارولد تصمیم خود را برای ازدواج با معشوقه اش گرفته و برای انجام این کار باید به آمستردام سفر کند البته به همراه دوستش کومار. ولی در هواپیما کومار را با یک تروریست اشتباه می گیرند و در نتیجه هارولد و او را دستگیر می کنند و به زندان می برند.
لوسی همیشه از غذا برای فرار از مشکلات زندگی استفاده میکرده است، اما زمانی که این دوست چاق، گروه دوستان قدیمیاش را به بیابان مونتانا میکشاند، خود جدیدش را نشان میدهد - لاغر، زیبا و همچنان ناقص...
هری و همسرش در غم و اندوه از دست دادن پسرشان هستند که به علت زیاده روی در مصرف هروئین جان خود را از دست داده است . همچنین هری که یک پروفسور است دست از کار کشیده است و بیشتر وقت خود را در یک کافه که به وسیله دوستش برادلی اداره می شود سپری می کند...
الکس رایدر، نوجوانی است که با عموی خود ایان رایدر زندگی میکند. او مدیر یک بانک است و الکس زندگی با او را پیش از آنکه در طی عملیاتی اسرارآمیز ناپدید شود، خستهکننده میپنداشت. آلکس متوجه میشود که عموی او جاسوس انگلستان در سرویس مخفی MI6 بوده است و...
داستان این سریال کمدی در مورد دو زن جوان است که شانسشون رو از دست دادن و در یک ناهار خوری به عنوان پیشخدمت مشغول به کار میباشند. این دو دختر رابطه ی دوستانه ای با هم برقرار میکنن و تصمیم میگیرن که پولهاشون رو جمع کنن و خودشون یک کافی شاپ کوچیک بزنن.واسه همین برای جمع کردن پول شروع به تلاش کردن و انجام کارهای مختلف میکنن و…
جنیفر بخاطر مشکلات عصبی که داره از شغلش با درآمد 250 هزار دلار در سال اخراج میشه. اون و دختر جوونش میرن پیش مادر جنیفر زندگی کنن و جنیفر در بار برادرش مشغول به کار میشه و دوستای قدیمیشو ملاقات میکنه و ...
روایت فردی به نام "یه" که در جهانی پس از آخرالزمان قرار دارد و آخرین بشر مذکر موجود در کره زمین است. این فیلم براساس مجموعه طنز "Y: The Last Man" ساخته شده است.
داستان این سریال در مورد پیر زنی به نام Ruth (با بازی کیتی بیتس) می باشد که تصمیم میگیرد داروخانه ی محلی خود را تاسیس کند. برای اداره کردن این داروخانه، او پسر تازه فارغ التحصیل اش و همچنین تیمی از نیروهای جوان را استخدام می کند تا در لس آنجلس به او کمک کنند اما...
Heroes داستان یک سری از افراد را روایت می کند که فکر می کردند مثل بقیه ی مردم هستند تا زمانی که با تواناییهای شگفت انگیزشان از خواب بیدار شدند. مثل : تله پاتی , سفر زمان و پرواز کردن. این افراد به سرعت پی می برند که در جلوگیری از یک فاجعه و نجات نسل بشر نقش مهمی را بازی می کنند و همگی به نوعی تلاش خود را برای نجات دادن دنیا آغاز میکنند...
سریال داستان پسری است به اسم "ند". "ند" ۹ سالشه که متوجه میشود توانایی خارقالعادهای دارد: میتواند موجودات مرده را تنها با یک بار لمس کردن زنده کند . "ند" اما خبر از محدودیتهای این موهبت نداره. همان روز مادر "ند" میمیرد و ند هم زندهاش میکند. یکدقیقهی بعد پدر دختر همسایه میمیرد. شب موقعی که مادرش میبوسدش، مادرش هم میمیرد. محدودیتها اینهاست: ۱- اولین تماس زنده میکند و دومین تماس جان رو میگیرد، برای همیشه. ۲- اگه موجودی را که زنده کرده ظرف یک دقیقه دوباره برنگرداند یکی دیگر به جاش خواهد مرد. "ند" البته عاشق دختر همسایه هم بوده. ۱۸ سال بعد، "ند" شده یک pie-maker موفق و منزوی. تقریبا با هیچ کس رابطهای ندارد. یه کارآگاه خصوصی به اسم "امرسون کد " اتفاقی متوجه توانایی ند میشود و با هم شروع به کار میکنند، به این شکل که "امرسون" پروندههای قتل رو پیدا میکند، "ند" هم با زنده کردن مقتول و پرسیدن چندتا سوال به حل پرونده کمک میکند. یکی از پروندهها مربوط میشود به قتل دختری روی قایق تفریحی. دختری به اسم "چارلوت چاک چارلز" دختر همسایهی "ند"، عشق دوران کودکیش که پدرش را اتفاقی کشته بود...