یک مرد بیوه پس از بازنشستگی به عنوان مربی کالج به عنوان مترجم در توکیو امرار معاش می کند. تنها دختر او ازدواج کرده و نقل مکان کرده است.نقطه تعجب آور این است که دخترش در زندگیش ظاهر می شود و به او اطلاع می دهد که مدتی در آنجا می ماند. ناجور است، اما پدر و دختر باید یاد بگیرند که با هم ارتباط برقرار کنند...
داستان سه بوکسور سگ ته نشین را روایت می کند که به کیسه های بوکس عادت می کنند. بوکسور حرفه ای سوئناگا آکیرا (موریاما میرای) از مسیر عظمت خارج شد اما همچنان تلاش می کند تا راه خود را به سمت قله طی کند. اومورا ریوتا (کیتامورا تاکومی) جوانی است که در پرورشگاه بزرگ شده است. میاگی شون (کاتسوجی ریو)، یک سلبریتی تلویزیونی با پدر و مادری مشهور، به عنوان بخشی از یک برنامه تلویزیونی از بوکس عکس می گیرد...
سوئناگا زندگی خود را در آستانه فروپاشی می بیند زیرا خشونت اطرافیانش را می کشد. با این حال، او یک حریف شایسته را در اومورا پیدا می کند، یک واندرکاند جدید که سعی دارد از گذشته خشونت آمیز خود فرار کند ...
این فیلم روایتگر داستان هشت زن ژاپنی و یک زن غربی است که زندگی روزمره آنها با جزئیات نشان داده میشود. این زنان روابط اجتماعی گستردهای دارند و به دنبال لذت بردن از زندگی هستند. آنها انتظارات بالایی از زندگی دارند و به مادیگرایی نیز اهمیت میدهند.
داستان هنا و آليس انيمه و درامي براي جوانان است که نويسنده آن شونجي آيوا است. اين انيمه مربوط به داستان قبل از فيلم هنا و آليس است که در سال 2004 توسط همين کارگردان ساخته شد...
ماسایا در حال گذراندن دوره ای از رفتار شدید سرکشی است. او متوجه شد که مادرش به سرطان مبتلا شده است. ناگهان مادرش می آید تا با او در توکیو زندگی کند و کل چشم انداز احساسی زندگی او تغییر می کند...
در 300 سال اینده ، بشریت توسط جنگل های ذی شعوری که خود بیدار کرده است، مورد حمله قرار گرفته است. پسر جوانی به نام آگیتو در داخل یک پناهگاه ممنوعه، ماشینی را پیدا می کند که ممکن است کلید نجات بشریت باشد...
گروهی از مردم ناگهان خود را در 20 سال گذشته می بینند. هیروشی، یک تاجر 30 ساله، آن را فرصتی برای کمک به یک زن جوان از گذشته خود می داند که یاد و خاطره او را همیشه گرامی داشته است...
دو پسر به نام های هوشینو و هاسومی از ابتدای مدرسه راهنمایی باهم اشنا می شوند. این فیلم دارای خط داستانی ناپیوسته ای است که از اواسط داستان شروع می شود...
وقتی سه قتل در توکیو اتفاق می افتد، جدا از جنسیت جسد و نحوه جنایت، وجه اشتراک همه آنها قرار دادن شماره هایی در کنار صحنه جرم است. به همین ترتیب، بازپرس پرونده سرنخ های کافی را جمع میکند و متوجه میشود که قتل بعدی در یک هتل رخ خواهد داد. او در آنجا مخفی می شود و خود را یک کارمند هتل معرفی می کند و...