کی نا، زنی جوان، با وجود داشتن شغل و رابطه ای پایدار، احساس ناخشنودی می کند و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. او در نهایت، علی رغم مخالفت دیگران، برای شروعی جدید به نیوزیلند می رود.
در فیلم پادشاه ، جوانی به نام پارک تایسو در راستای تحقق خواسته اش که میخواهد یک وکیل باشد ، به دانشگاه کشور کره میشود و در بین وکلا ، به جایگاه بزرگی میرسد تا اینکه هان کانگ را ملاقت کرد که وکیلی است با پشتیبانی پادشاه ..
ستوان دوم هان سانگ-یول در جریان جنگ کره در اوایل دهه ۱۹۵۰ جوخه خود را هدایت میکرد . او در جریان این جنگ دچار آسیب های روحی و جسمی شد . وقتی او تعدادی از بچه های گروه گروه کر را میبیند که در خلال جنگ گم شده اند ، احساساتی میشود . سانگ یول شدیدا تحت تاثیر قرار میگیرد و سعی میکند از آنها محافظت کند …
یک کارگردان بنام “چونسو” به اشتباه وارد شهر سوون (یکی از شهرهای کُره جنوبی) می شود. در آنجا او با هنرمندی بنام “یوون هیجانگ” آشنا می شود. آنها با هم به محل کار “یوون” می روند تا نقشی هایش را ببینند و بیشتر با هم آشنا شوند. اواخر شب که هر دو مست کرده اند، “یوون” از او می پرسد که آیا ازدواج کرده است یا نه؟! و اینجاست که “چونسو” مجبور می شود حقیقت را بگوید…
داستان این پس از پخش شدن گازی سرما ساز در سطح کره زمین می باشد که با یخ بندان زمین تقریبا تمام زندگی های جاندارن کره ی زمین را نابود کرده است و حالا نجات یافتگان در قطاری بنام Snowpiercer درحال سفر می باشند که آن نیز طبقه بندی شده است . در این فیلم مشاهده می کنیم که افراد ساکن در طبقه پایین قطار تصمیم می گیرند تا در مقابل افراد پولدار و مرفح طبقه ی دیگر قطار شورش کنند و ...
جین هی نه ساله پس از ازدواج مجدد پدرش در یتیم خانه رها می شود و او به سرعت مجبور می شود با زندگی و موقعیت جدید خود سازگار شود. اگرچه او تلاش می کند ، اما با گذشت زمان با بچه های دیگر دوست می شود....
«پارک هیه – بونگ» (هیه – بونگ) در کناره ی رودخانه ی هان درسئول اغذیه فروشی کوچکی را اداره می کند و با دو پسر، یک دختر و نوه اش زندگی می کند. یک روز هیولایی از اعماق رودخانه بیرون می آید و نوه ی خانواده را می رباید. همه ی اعضای خانواده بر آشفته و درمانده هستند ولی هنگامی که می فهمند نوه زنده است در پی نجات او بر می آیند...
هوانگ دونگ جو (Im Si Wan) مدیر بخش 5 اداره مالیات است. او به همراه تیمش، سو هه یونگ و اوه یونگ به سختی کار میکنند. در همین حال، این ته جون مدیر یک اداره مالیات منطقه ای است. او مردی جاه طلب است که اقدامات فاسد و غیرقانونی انجام می دهد…
هان سونگ مین (Yoon Kye Sang) استاد محبوب دانشکده پلیس است. او همچنین به عنوان روانشناس جرایم جنایی شناخته می شود. نامزدش یو هی (Go Ah Sung) نیز در بخش جرم شناسی جنایی کار می کند. ناگهان هان سونگ مین اعتراف می کند که پدر یو هی و افراد دیگر را به قتل رسانده است. او سرانجام به دلیل جنایات خود به حبس ابد محکوم می شود. یو هی اعترافش را باور نمی کند و به دنبال یافتن پاسخ است. به همین دلیل به ملاقات هان سونگ مین در زندان می رود…
هان ته جو در حین تحقیق درباره یک قتل سریالی دچار یه حادثه میشه. وقتی به هوش میاد، خودش رو در سال ۱۹۸۸ میبینه. او برای بازگشت به زمان حال، باید یک پرونده قتل رو حل کنه…