«تام هایوی» (ایست وود)، گروهبان خشن نیروی دریایی است که سابقه ی جنگ در کره و ویتنام را دارد، اما حالا یک وصله ی ناجور به حساب می آید. در آستانه ی بازنشستگی او را موظف می کنند تا جوخه ای از سربازان جوان را تعلیم دهد. سرانجام همین جوخه مأموریت می یابد در عملیات گرانادا شرکت کند.
«دكتر جان ماركوى» دانشمند مردم شناسى كه درگير انجام آزمايش هايى براى شناخت انواع پديده هاى ماوراءالطبيعى است، همراه دو زن كه تجربياتى در زمينه احضار ارواح دارند – « الينور» و «تيودورا» – راهى يك خانه اعيانى 90 ساله در نيوانگلند میشوند كه به پناهگاه ارواح و اهريمنان شهرت دارد ...
بیوگرافی کاپیتان گروه "نیروی هوایی سلطنتی" داگلاس بادر که پس از از دست دادن هر دو پای خود، در طول جنگ جهانی دوم با هواپیمای جنگنده بریتانیایی پرواز کرد...
در جنگ جهانی دوم، یک افسر بریتانیایی شکست خورده توسط عمویش، سرتیپ دفتر جنگ، برای شرکت در یک عملیات مخفی برای "بازیابی" آثار هنری غارت شده از نازی ها انتخاب می شود...
در حالی که ارتش بریتانیا برای حمله به سیسیل در طول جنگ جهانی دوم آماده می شود، مامور اطلاعاتی ایون مونتاگو نقشه ای حیله گرانه برای فریب آلمان می کشد و به این فکر می کند که هدف واقعی متفقین یونان است...
داستانی درباره جنگنده ها و خلبانان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را به تصویر میکشد که درباره نبرد بریتانیا است. نبرد بریتانیا نبردی تدافعی از جانب بریتانیا در برابر حمله های آلمان نازی به خاک این کشور بود...
پس از مرگ ناگهانی یک زن بیمار ویکتوریایی، مشخص می شود که بدن او حاوی دوز کشنده آرسنیک است. سوء ظن به شوهر و همراهش که عاشق هستند می افتد. بازرس مارتین از اسکاتلند یارد معمای مرگ او را با یک فنجان چای حل می کند...
"هنری راسل" بذله گوی مشهور ، پنجاه هزار پوند برای هر یک از چهار قوم و خویش خود به جای می گذارد . اما هر یک آن ها باید ظرف مدت یک ماه وظیفه ای را به انجام برسانند ...
یکی از کارمندان بانک که بر حمل و نقل شمشهای طلا نظارت می کند به همراه یکی از همسایگان عجیبش تصمیم می گیرند دست به سرقت طلا زده و آنها در قالب ماکت برج ایفل به خارج کشور قاچاق کنند...
ویلینگدون دانشمند، یک بمب هسته ای می دزد و تهدید می کند که اگر دولت تحقیقات هسته ای را متوقف نکند، شهر را ویران خواهد کرد. بنابراین سرپرست فولاند وظیفه دارد او را ردیابی و متوقف کند...
در سال 1831،”چارلز ادر” ایرلندی به استرالیا می رود تا به کمک پسر عموی خود که اخیرا به مقام فرمانداری رسیده یک زندگی جدید را آغاز کند.وقتی او به آنجا می رسد با زمین دار قدرتمند “سم فلاسکی” آشنا شده و قصد تجارت با او می کند…