سرنخ تمسخر آمیزی که در جلسه ای برای آرورا باقی می ماند، یک بازی موش و گربه را بین او و یک جنایتکار مرموز آغاز می کند که مرتکب جنایات جدی فزاینده ای می شود که شهر را به لرزه در می آورد.
پرستاری به اسم سوست کلو که در دهکده ای کوچک زندگی میکند، رهبری مردم را برای ایستادگی دربرابر زورگویان سیاسی که به منطقه زندگی شان علاقمند شده اند برعهده میگیرد.
Aurora Roe Teagarden، کتابدار و علاقه مند به جنایت واقعی، هرگز از گروهبان کارآگاه جک برنز خوشش نمی آمد. او همچنین هرگز نمی خواست او را مرده ببیند، اما وقتی او به قتل رسید، او نمی تواند جلوی خود را بگیر و درگیر این ماجرا شد...
لورا با شوهرش در محل کار و پسرش در مدرسه، رویای یک پروژه بازسازی خانه را در سر می پروراند تا جایگزین روزهای بی قرارش شود. الیوت، پیمانکار خصوصی او، به زودی رویاهای ممنوعه را برآورده می کند...
"آروورا" تصمیم گرفته تا برای کمک به خانه مادرش برود چرا که او در این روزها بسیار مشغول به کار شده است ، "آیدا" خواهرش با فهمیدن این موضوع بوی مرگ و زندگی را به خانه مادرش احساس میکند چرا که خواهرش سابقه ی بسیار بدی دارد ...
ارورا متوجه میشود که یکی از اعضای باند خلافکارش ، بطرزی مشکوک به قتل میرسد که در بین گروه منتشر شده است. حالا برای پاسخ به این عمل ارورا برگ برنده خود را رو میکند که نفرات برگزیده او هستند و…
آیا کتابدار رو بهترین کاراگاه در کلاب قتلهای واقعی است؟ هنگامی که جین، یکی از اعضای باشگاه می میرد، رو خانه او، جمجمه ای که در داخل آن پنهان شده و معمایی برای حل کردن به ارث می برد....
دو معلم مدرسه برای برنده شدن در یک مسابقه پخت کیک و جذب یک پدر مجرد خوشتیپ، با یکدیگر رقابت میکنند. این رقابت باعث میشود که رقابت آنها به سطح جدیدی برسد...
پس از ۱۷ سال زندگی مخفیانه یک زن با خطر جدیدی مواجه است هنگامی که دخترش درگیر خرید و فروش مواد مخدر پدرش شده است و در واقع آنها توقع دارند از او که پولی که سالها قبل از او سرقت کرده است برگرداند …
جیمز و لیلی در جایی بدور از مردم دیگه زندگی میکنند و دخترانشان را در آرامش و محیطی امن بزرگ میکنند.اما زمانی یک موج و انفجاری فلج کننده از سرتاسر شهر عبور میکنه,همگی خانهایشان را ترک و درون قلعه ای جمع میشوند تا از حملات سایبری بدور باشند اما …
یک افسر زن تنها در یک پارک ملی دورافتاده با یک موجود وحشی خطرناک روبرو میشود که افراد مختلف را میکشد. این افسر باید تمام تلاش خود را برای ردیابی و متوقف کردن این موجود انجام دهد...
داستان مردی را روایت میکند که از طریق امواج رادیویی و برفکهای تلویزیون با مردگان ارتباط برقرار میکند. جانتان ریورس(مایکل کیتون) که پس از مرگ همسرش از طریق واسطهای در مییابد که همسرش قصد برقراری ارتباط با وی را دارد، او سعی میکند از طریق نشانههای صوتی این ارتباط را برقرار کند و در این مسیر به دید دیگری نسبت به مرگ میرسد...
"ایمی" و "لو" مادر خود را در تصادف رانندگی از دست داده اند، اکنون آنها با پدر بزرگشان زندگی میکنند و از طریق رسیدگی به اسب ها و محبت به آنها خاطرات مادرشان را زنده نگه میدارند و ...