بیروس خدای جنگاوری پس از خواب طولانی دوباره بیدار شده است و می خواهد بر کل جهان مسلط شود گروه دراگون پس از مطلع شدن از این موضوع سعی دارد تا جلوی این اتفاق را بگیرد اما ......
این ویژه برنامه دو سال قبل از پیوستن دوباره کلاه حصیری ها در جزیره سابودی جریان دارد. در حال حاضر، لوفی در روسوکینا تمرین می کند تا برای ورود به دنیای جدید قوی تر شود. با این حال، تمرین زمانی قطع می شود که خواهران هنکاک، ماریگلد و ساندرسونیا، توسط بایندی ورلد، دزدی دریایی که در سطح 6 امپل داون زندانی شده بود اما ....
زیر حملات دائمی فرشتگان،"نرو" دو خلبان جدید را معرفی می کند،"ماکینامی" اسرارآمیز و "آسوکا" قدرتمند.در همین حین "گندو ایکاری" و "سیل" پروژه ای مخفی را پیش می برند و...
دختری ماجراجو به نام "الما" با پسری همچون خود "گوکو" اشنا می شود ، آن ها خود را در یک ماجراجویی بزرگ میبینند ، جایی که گفته می شود هر کس هفت توپ اژدها را جمع آوری کند به قدرت باورنکردنی دست پیدا میکند اما...
ایزوکو "دکو" میدوریا و دانش آموزان همراهش در کلاس 1-اِی از دبیرستان قهرمانانه یو اِی انتخاب شدن تا در یک برنامه امنیتی در جزیره نابو شرکت داشته باشن. برای کسب تجربه بیشتر و تقویت کردن مهارت هاشون، قهرمانان با خدمات کوچک و کمک به مردم در امور روزمره شروع به فعالیت میکنن.
وان پیس: لگدکوب، فیلمی جدا از خط داستانی اصلیه که بیستمین سالگرد انیمه رو جشن میگیره. مانکی دی لوفی و دزدان دریایی کلاه حصیری به جشنوارهی دزدان دریایی بزرگی دعوت میشن که خیلی از شخصیتهای سرشناس تمام سریال داخلش شرکت دارن و قراره با کلاه حصیریها رقابت کنن تا گنجینهی راجر رو پیدا کنن. کلاه حصیریها همچنین به دشمنی جدید به نام بولت که عضو سابق خدمهی راجر بوده، برخورد میکنند...
داستان فیلم به Deku و All Might میپردازد که به جزیره ی شناور دست ساز بشر برای یک نمایش عجیب سفر میکنند که جزیره هک میشود و ساکنان جزیره گروگان گرفته میشوند...
داستان انیمیشن در یک سیاره عجیب میگذرد. دو قهرمان به نامهای گوکو و وگاتا داریم که با جنگجویی به نام برولی مواجه میشوند. جنگجویی که شبیه هیچیک از قهرمانانی که پیش از این با آنها روبهرو شده بودند نیست و...
"وان پیس" داستان یک دزد دریایی به نام "مانکی دی. لوفی" است که به دنبال بزرگترین گنج دنیا، "وان پیس"، است. این گنج توسط "گلد راجر"، پادشاه دزدان دریایی، پنهان شده است. لوفی و خدمهاش در طول سفر خود با چالشها و خطرات زیادی روبرو میشوند، اما آنها مصمم هستند تا به هدف خود برسند.
کودو شینچی یک کارآگاه هفده ساله دبیرستانیه که مردم اونو شرلوک هلمز جدید میدونن. اگر چه اون یک شب بعد از ملاقاتی که با معشوقه ی دوران بچگیش ( ران ) داشت ، شاهد یه معامله غیر قانونی بود . توسط معامله کننده ها گیر افتاد و بیهوش و به او دارویی تززیق دادند که قرار بود اونو بکشتش … اما او بیدار شد و خودش رو یه پسر بچه هفت ساله دید . و برای این که کسی که باهاش این کارو کرده پیدا و دستگیر کنه هویت خودش رو رو مخفی کرد و با ران زندگی خودش رو شروع کرد . پدر ران یک کارآگاه بی عرضه است که توسط شینچی به یک مرد معروف و مشهور تبدیل میشه ولی ...
کازویا یک دانش آموز است که به تازگی به آکادمی سنت مارگریت(St. Marguerite Academy) منتقل شده ، به شهری که که مهد داستان ها و افسانه های ترسناک و وحشت آور است. او در آنجا با دختری بنام ویکتوریا(Victorique) آشنا می شود ، او(Victorique) دختری بسیار مرموز و فوق العاده زیباست و از هوش بسیار بالایی بر خوردار است ، در عین حال او(Victorique) تمایلی به آکادمی ندارد و هرگز به کلاس درس نمی آید و بیشتر وقت خودش رو در کتابخانه به مطالعه و حل پرونده هایی می گذراند که هرگز توسط هیچ کارگاهی حل نگشته است
وقتی یه تراژدی خونوادگی زندگیش رو زیر و رو میکنه، تورو هوندای دبیرستانی 16 ساله مجبور میشه زندگیش رو به دست بگیره و بره... به یه چادر! بدبختانه خونه جدیدش رو توی یه ملک شخصی متعلق یه قبیله مرموز به اسم سوما سر هم میکنه و خیلی طول نمیکشه که مالکین راز اون رو میفهمن. ولی تورو خیلی زود میفهمه که اون خانواده بهش پیشنهاد سرپرستی دادن و سوماها هم رازهای خودشون رو دارن...
در انتهایِ تعطیلاتِ تابستانیِ آخرین سالِ دبیرستان، یوئوتا ناروکامی روزهایش را در حالِ آمادهسازی برایِ آزمون ورودی دانشگاه سپری میکند؛ تا زمانی که دختر جوانی به نام هینا ناگهان ظاهر شده و خود را «خدای علم لایتناهی» معرفی میکند. یوئوتا که گیج شده، حرفِ هینا را در مورد «پایانِ جهان در 30 روز» را باور نمیکند. بعد از پی بردن به قابلیتِ پیشبینیِ خداگونهی هینا، یوئوتا کمکم به این باور می رسد که قدرت آن دختر واقعی و حقیقی است. هینا که علیرغم قدرتِ فوقبشریِ خود دارای چهرهای معصوم و کودکانه است، بنا به دلایلی تصمیم میگیرد تا در خانهی یوئوتا زندگی کند و این درآمدی است بر آغاز تابستانِ پر جنب و جوش آن دو، قبل از سر رسیدن «پایان»...
در دنیایی که انسان به عنوان دام برای حاکمان بیستمن ها نگهداری میشوند، و جایی که ماسه ها نقش آب و آتش را پر می کند. Kyrie توسط "کمیته جهانی تخریب" استخدام می شود تا در پایان دادن به جهان خود کمک کند. Kyrie به تنهایی قدرت لازم برای انجام این کار را دارد.
ساکنانِ بیگمان سیارهزمین به کارهای معمولشان مشغولند،از روز آفتابی زیبا ویژه و تابانشون لذت میبرند، وقتی یک پسر جوان ژاپنی سقوط شیء درخشانی رو از آسمان رو می بینه. بالاخره هجوم یک بیگانه شروع شده؟ جای دیگری در ژاپن، "کِرورو" ، گروهبان قورباغه و رهبر جوخه تدابیر ویژه ارتش تهاجم فضای سیاره 58ام سیستم سیارهای گاما، پناهگاه فوقالعادهای پیدا کرده. او به خانه خانواده "هیناتا" نفود کرد تا مقرفرماندهیای بسازد که خود و افرادش بتوانند برای تسخیر دنیا خودشون رو آماده کنند. ولی نمی تواند از پس "فویوکی" و "ناتسومی هیناتا" بر بیاد! غریزه ناتسومی که مخفیکاریشون رو خراب میکند.
در آینده ای دور ، جایی که سایبورگ ها و انسانها تلاش برای جنگ میکنند تا دنیا رو نابود کنند . در این هنگام شخصیت جدیدی وارد میشه به نام ” کاشرن ” که تمام حافظه ی گذشته اش پاک شده .در بارن و دنیای تاریکی جایی که هر کسی که در آنجا زندگی میکنه اون ازش متنفره شیاطینی که در گذشته میخواستند او را بکشند . ” کاشرن ” سعی بر این داره تا بتونه خاطرات گذشتش رو شکار کنه بوسیله ی پا گذاشتن در اون دنیا و مقابله با آنها ….
هاچین دختری است که تحت سرپرستی خانواده ای خشک و مذهبی پرورش یافته و همیشه رویای فرار از خانواده را در سر می پروراند.میچیکو نیز دختری است بی پروا و جسور که به دلیل قانون شکنی در زندانی فوق امنیتی حبس بوده ، ولی توانست از آنجا بگریزد. وقتی که این دو با یکدیگر رو به رو میشوند،معلوم مشود که هردو به دلایل مختلف به دنبال مردی هستند که به گذشته آنها مربوط میشود…
از وقتی کورو، گربهی سیاه آواره سر راه شیروتا ماهیرو سبز میشه، زندگی شیروتا دیگه رنگ آسایش نمیبینه. کورو یک گربهسیاه معمولی نیست، خونآشام خادمه. ماهیرو از اون آدماست که آسه میاد و آسه میره، به کسی هم کاری نداره و تا جای ممکنه از دردسر دوری میکنه. اما چشمتون روز بد نبینه، بیچاره از بخت بدش درگیر اتفاقی شد که باعث تنشی تمامعیار بین خونآشامها و انسانها میشه.
یوسوکه ( Yuusuke Urameshi ) ، یک جوان ولگرد ، پس از دیدن آخر خط زندگی اش هنگام تصادف با ماشین ، تلاش می کند که تبدیل به کاراگاه ارواح ( Spirit Detective ) بشود و دوباره به زندگی برگردد . او با کوابارا ( Kuwabara ) هم کلاسی اش و هی ای ( Hiei ) و کوراما ( Kurama ) که دو دیو قدرتمند هستند ، هم تیمی می شود تا دنیای ارواح و انسان ها را بهبود ببخشد . آنها هم چنین در مسابقات رزمی شرکت می کنند و قدرتهای خود را به نمایش می گذارند .