زنی که از شکسته شدن قلبش رنج میبرد، سگی را به سرپرستی گرفته است. با بازگشت صاحب اصلی برای پسگرفتن سگ، آیا جرقهای زده میشود یا منجر به شکستن دوباره قلب کسی خواهد شد؟...
یک عروس با دوستانش برای یک شب به لاس وگاس می رود. وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار می شود، متوجه می شود که در شب مستی، با یک ستاره سینما ازدواج کرده است...
یک عکاس جوان با استعداد، که از گرفتن عکس از محله طنزآمیز و منحرف بالتیمور و خانواده حواس پرت خود لذت می برد، به دنیای هنرمندان پرمدعا از شهر نیویورک کشیده می شود و شهرت تازه ای پیدا می کند...
یک خدمتکار ربوده می شود و پیامی را روی یقه گربه می کشد. وقتی صاحبش متوجه این موضوع می شود، او با کمک گربه در نقش کارآگاه ناشی سعی دارد تا مجرمان را پیدا کند...
استیسی، نوجوان سرکش، خانه را ترک میکند تا آزادی و ماجراجویی زندگی در جاده را به دور از پدر و مادرش تجربه کند. او که تنها و ترسیده است، با ریچارد، یک زندانی سابق خوشچهره که در حال انجام یک رشته جرم و جنایت در سراسر کشور است، دوست میشود. اما شادی کوتاهمدت او به زودی به وحشتی بینهایت تبدیل میشود.
دکتر دانیل جکیل در حال تحقیق در مورد داروهایی است که به بشر کمک می کند از جراحی اجتناب کند، پودر سفیدی را کشف می کند که حیوان را در هر مردی آزاد می کند
وکاس و ناثان اسکات، دو برادر ناتنی، در شهر کوچک و پرهیاهوی تری هیل، کارولینای شمالی، زندگی میکنند. آنها در زمین بسکتبال و در میان دوستانشان با هم رقابت میکنند و گاهی اوقات با هم اختلاف نظر دارند.
این سریال داستان دو دختر جوان رو مطرح میکنه که متوجه میشن به طور تصادفی هنگام به دنیا اومدن با هم دیگه عوض شدن. “بی کنیش” در خانواده ای ثروتمند به همرا دو والدین و دو برادرش بزرگ شده و در مقابل “دافنه واسکوئز” که قدرت شنوایی خودش رو در بچگی به دلیل مننژیت از دست داده به همراه تنها مادرش و در محیطی فقیرانه بزرگ شده است . داستان وقتی دراماتیک میشود که دو خانواده همدیگه رو ملاقات میکنند و بر سر این که چه جوری به خاطر دخترا باهم زندگی کنن جر و بحث میکنند …