یک سرباز کهنه کار جنگ جهانی دوم (گری کانوی) در خطر از دست دادن مزرعه خود، با تبدیل شدن به یک اسلحه اجاره ای برای قماربازی که توسط اوباش تحت فشار قرار می گیرد، پول بیشتری به دست می آورد...
در سال 1845 مونتانا، یک رئیس تلاش می کند تا درمانی برای عفونت آبله کوچک قبیله خود پیدا کند ، اما ساکنان سفیدپوست با بی مهری رئیس هندی را مجبور می کنند که به اقدامات ناامیدکننده متوسل شود...
مدیران ضبط میخواهند یک تهیهکننده موسیقی بسیار مورد توجه قرار گیرد تا روی یک موسیقی پاپ سفیدپوست تمرکز کند که احساس میکنند صدای مورد نظر آمریکا را دارد. تهیه کننده باک مستر برای حفظ یکپارچگی خلاقانه خود با دقت شروع به مبارزه با سیستم از درون می کند...
"کلی" در شهر "گرنتویل" به عنوان فروشنده نیمه وقت مشغول بکار شده و آرامش درونی خود را پیدا می کند. او با "گریف" رئیس پلیس شهر آشنا شده و شبی عاشقانه را با او می گذارند. او در گذشته دچار آسیب روحی شده و در نهایت به عنوان پرستار کودکان معلول در بیمارستان مشغول بکار می شود...
والتر گولیک بعد از اتمام سربازی اش به عنوان مربی یک باشگاه ورزشی مشغول به کار میشود ولی مدیر آنجا فکر میکند که والتر پتانسیل تبدیل شدن به یک قهرمان ملی را دارد...
جورج گریگ که فرمانده یک سفینه فضایی است به دست نیرو که از سیاره ای دیگر آمده نابود می شود همانروز از وی بچه ای به دنیا می آید که نامش را جیمز می گذارند جیمز وقتی بزرگ می شود به خدمت سفینه فضایی در می آید تا جای پدر را بگیرد از آن طرف نیرو با ماده ای که اختراع کرده سیاره ای را نابود می کند و اکنون قصد دارد با همان ماده به جنگ زمین بیاید اما سفینه اینتر پرایز که جیمز نیز در آن است قصد دارد جلوی این کار را بگیرد...
این مجموعه دربارۀ فضانوردی به نام استیو آستین (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها سقوط میکند و به کما میرود و دستها و پاهای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض کرده و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب “استیو” دارای قدرت فوقالعادۀ فراانسانی میشود…