آرنولد پس از مرگ، با معشوقهاش ازدواج می کند و برای کسانی که تنها به پول او اهمیت میدادند، تلههای مرگ همراه با نوارهای صوتی و جسد سخنگو از او به جا می گذارد ...
از زمان کودکی،"ناتاتلی میلر" تصور میکرده دختر زشتی است.برخلاف تشویقهای مادرش که او را بزرگ کرده تا دختری زیبا شود،او هیچگاه باور نداشته این اتفاق بیافتد.او تلاش می کند زندگی مستقلی داشته باشد و...
شبح کاپیتان داستان فیلم Blackbeard’s Ghost 1968 درمورد روح یک دزد دریایی مشهور است که برای کمک به پیرزنی که صاحب مسافرخانه مورد علاقه اش بود باز می گردد…
دو مرد مسلح پس از سرقت از یک بانک ، کارمندی را گروگان می گیرند و به آپارتمان کوچکی منتقل می کنند.گروگان میداند که آنها بلاخره اور را می کشند و او هیچ راهی را برای فرار ندارد و تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که پشت ساعت مچی خود کلمه کمک را بنویسد و به گردن یک گربه ببندد.تا اینکه بلاخره یک دختر جوان ساعت مچی را می بیند و ....
مری پاپینز با چتری از ابرها پایین می آید تا نگه داری از “جین” و “مایکل” بچه های آقا و خانم “بنکس” را به عهده بگیرد. اما او یک پرستار بچه ی معمولی نیست…
ناشرى به نام « شپرد هندرسن » ( استوارت ) در شب کریسمس ، تحت تأثیر طلسم جادوگرى به نام « گیلیان هالروید » ( نوواک ) ، به او دل مىبندد ، برنامه ى ازدواجش با « مرل کیتریج » ( رول ) را به عقب مىاندازد ، و دنبال « گیلیان » به راه مىافتد .
« سر ويلفريد روبارتس » ( لاتن ) ، وكيل سرشناس ، از يك سكته ى قلبى جان سالم به در برده است و دوران نقاهت را مى گذراند . پزشكان او را از ادامه ى كار در محاكم جنايى منع كرده اند ، با اين همه ، « روبارتس » دفاع از مردى به نام « لنرد وول » ( پاور ) را متهم به قتل بيوه زنى ( واردن ) شده قبول مى كند .
در یک دهکده زیبای اروپایی ، تنها یک انسان ناراحت وجود دارد،"الا". او مورد تنفر همه بوده و از طرف نامادری و خواهر ناتنی اش نادیده گرفته می شود.روزی او با مردی خوشتیپ آشنا می شود.مرد عاشق او می شود.پسر جوان در حقیقت "شاهزاده چارلز" است و...
یک زن آمریکایی که به دنبال همسر گمشده اش در جنگ است، به هاوایی سفر میکند، اما متوجه میشود او نه تنها زنده است، بلکه فراری و درگیر دشمنی با همکاران سابقاش در یک گروه تبهکاری است...
یک اسقف که تلاش می کند کلیسای جدید بسازد، برای بدست آوردن راهنمایی دست به دعا می برد. فرشته ای پدیدار می شود اما راهنمایی های او در مورد بدست آوردن پول نیست و...
مرد ماجراجویی برای شناخت خود خانه را ترک کرده و در این میان نامزد ثروتمند خود را از دست می دهد.اما پس از ده سال که باز می گردد تمام تلاش خود را می کند تا او را بدست آورد حتی با وجود اینکه او ازدواج کرده است...
"هلن" دختری زیبا اما ناشنوا است که برای خانم "وارن" کار می کند."خانم وارن" دو پسر دارد،"آلبرت" و "استیون" که در عمارت او زندگی می کنند.اما وقتی تعدادی قتل در محله اتفاق می افتد او نگران امنیت "هلن" می شود.او از روانپزشک خود "دکتر پری" درخواست می کند او را به مکان امنی ببرد.اما وقتی مرگی درون عمارت او اتفاق می افتد مشخص می شود که "هلن" در خطر است...