روایتی ناگفته از زندگی یک ترانهسرای اسطورهای. با شرکت هنرمندانی چون شر، کامن، جنیفر هادسون، گلوریا استفان، کشا، لیان رایمز و جمعی دیگر از چهرههای سرشناس.
داستان عاشقانهی مایک و دیوین با کشف رازی دردناک از گذشتهی دیوین به چالش کشیده میشود. آیا عشق آنها میتواند در برابر این آشفتگی مقاومت کند و به زندگی ادامه دهد؟
این داستان در مورد درگیری یک کارگزار بورس انگلیسی با پسر یک اوباش بر سر تجارت مواد مخدر در آریزونای دهه نود است. داستان از دیدگاه خانواده گراوانو روایت میشود و به رقابت دو رقیب غیرمنتظره در دنیای جنایت و مواد مخدر میپردازد.
یک راهنمای شکار در منطقه پاتاگونیا، به طور اتفاقی از جنایتی وحشتناک علیه خواهرزادهاش باخبر میشود. این اتفاق او را وادار میکند تا برای برقراری عدالت، با رازهای پنهان و دردناک دهه ۸۰ آرژانتین که دورهای پرآشوب و تاریک بود، روبرو شود.
گابریل ایگلسیاس با تعریف کردن داستانهای خندهدار از زندگی روزمرهاش، سعی میکند مخاطبانش را بخنداند. موضوعات داستانهای او شامل قرار گذاشتن، مشکلات خانه و سفرهای هوایی است.
دون جدوندو، کمدین معروف کلمبیایی، با اجرای استندآپ کمدی جدید و بسیار طنزآمیز خود، به صحنه بازگشته است. نمایش او، که با شوخیهای رک و بیپرده همراه است، برای علاقهمندان به کمدیهای تند و تیز بسیار جذاب خواهد بود.
در طول 34 روز در دریا در اعماق دایره قطب شمال، دستمزد دانش بررسی می شود. دریانوردان و دانشمندان کشتی به زندگی خود در دریا فکر می کنند، زیرا تلاش می کنند تا درک بیشتری از تغییرات آب و هوا در گذشته و حال به دست آورند.
داستان گری، پسر بازماندگان هولوکاست، به بررسی تاثیرات روانی و بین نسلی این فاجعه میپردازد. او با کندوکاو در گذشتهی والدینش، با هویت خود و میراث دردناک خانوادگیاش روبرو میشود.
قطار سریعالسیر ۳۱ دسامبر قرار بود یک سفر ریلی معمولی و آرام باشد، حداقل این چیزی بود که لوکوموتیوران نیکلای ایوانوویچ فکر میکرد. با این حال، سرنوشت برنامههای دیگری برای آن داشت.
میشل بوتئو در یک برنامهی خاص، درباره زندگی شخصی و حرفهای خود صحبت میکند. او در این برنامه، تجربیاتش را از شهرت، فرزندپروری و همچنین چالشهای ناشی از مصرف مواد مخدر با بینندگان به اشتراک میگذارد.
مراسم رُست برای جشن گرفتن مهمترین اتفاقات سال گذشته، با حضور کمدینهای مارک نورمند، خانم پت، سم موریل و تیم دیلون، در تاریخ ۱۷ دسامبر در سالن بلوئدر لسآنجلس فیلمبرداری شد.
بوی کالدگ به دلیل اندازه غیرعادی هیکلش مشهور است. این ویژگی خاص، هم برای او محبوبیت و هم دردسرهای زیادی به همراه دارد و زندگیاش را به دنیایی از شهوت و آشوب تبدیل کرده است.
آتش نشانان پس از فجایع و تغییرات ناگوار، باید همواره خود را در حال کمک به تمام دنیا ببینند، حتی اگر در زندگی شخصی و حرفهای خود، با سختیها و موانع بسیاری روبرو باشند...
خانواده دیویس در مسیر مسابقات بیلیارد تگزاس، از سالنهای گرد و خاکی تا مسابقات آزاد تگزاس، با تراژدی دست و پنجه نرم میکنند و برای رستگاری میجنگند. در این مسیر، افسانهها ظهور میکنند و قهرمانان تاجگذاری میکنند، در حالی که مهارت و سرنوشت در هم آمیخته میشوند.
این مجموعه شخصیت های منحصر به فرد دنیای سینمایی مارول را نشان می دهد که طی سالهای گذشته بینندگان آنها را شناخته و دوست دارند و از نمادین ترین لحظات خود دوباره دیدن می کنند.
ریمورو با تحقیق، متوجه شد که گاستاف و کارل، اهریمنهایی هستند که زنوبیا را نفرین کردهاند. آنها قصد دارند با استفاده از زنوبیا به عنوان یک جسم، خدای خود را ظاهر کنند. آیا ریمورو میتواند قبل از نابودی پادشاهی کلوس، آنها را متوقف کند؟
در سال 1995، تحقیقاتی برای از بین بردن کارتل های مواد مخدر کره، چین و ژاپن آغاز شد. کارآگاه روستایی جونمو به صورت مخفی در اتحادیه در حال ظهور گانگنام می رود، بدون اینکه از روابط پیچیده بین همسرش و رئیس باند آگاه باشد. سرنوشت در هم تنیده آنها منجر به بدترین سناریوها می شود.
میونگ جون تصمیم می گیرد که روهی را بدزدد تا هزینه های بیمارستان دخترش را بپردازد. در راه او، شخصی جلوی ماشینش می افتد که معلوم می شود روهی است. او چیزی را به خاطر نمی آورد و میونگ جون ادعا می کند که پدرش است و با والدینش برای باج تماس می گیرد اما موفق نمی شود. او شاهد بردن اجساد پدر و مادرش به خانه شان است و صحنه را ترک می کند. روهی به میونگ جون مشکوک می شود.
در آینده ای نسبتا نزدیک، یک تکنولوژی نوآورانه ظهور کرده است. در شبکه های اجتماعی، شایعات در مورد پدیده های عجیب و غریب که اصالت آن ناشناخته است، به عنوان "ارواح هولوگرام" شناخته می شود. هیرو آمانوکاوا یک دانش آموز که تازه به دبیرستان آکادمی هیزاکورا رفته، یک دستگاه مرموز که توسط پدرش به نام (دیجیوایس) باقی مانده را فعال میکنه. با فعال کردن اون دستگاه حالا هیرو قادر به دیدن موجودات ناشناخته به نام دیجیمون میشه که توسط افراد عادی قابل دیدن نیستند.
تواریخ آرتدال تولد تمدن و ملت ها را در دوران باستان نشان می دهد. این داستان قهرمانان افسانه ای، مبارزه، وحدت و عشقشان به افرادی است که در سرزمین افسانه ای Arth زندگی می کنند.
در سال 2040، آلودگی مداوم و مجموعهای از زمینلرزههای مرموز، شهر توکیو را ویران کرد. مرد جوانی به نام کن اندو در حال آموزش برای عضویت در DC، سازمانی شبیه به ارتش طراحی شده برای تحقیق و حفاظت از محیط زیست در حال فروپاشی است. کن، با حمایت خواهر بیمارش، ساویوری، تمام تلاش خود را می کند تا بخشی از گروه نخبه ای شود که جوانان آرزو دارند، اما خبر تکان دهنده ای دریافت می کند که به دلیل عملکرد ضعیف در جلسات ارزیابی از تیم کنار گذاشته شده است. سپس، ناگهان یک هیولای شوم با درخشش خیره کننده از آسمان ظاهر می شود و شروع به درو کردن ربات های کارگر DC با نیروهای نامرئی مرموز می کند. کن، مشتاق نشان دادن اینکه او واقعاً از چه چیزی ساخته شده است، سوار یکی از ربات های کارگر می شود و بیپروا وارد نبرد با هیولا می شود.
زندگی در آلاسکا با چالشهای زیادی همراه است که ناشی از شرایط آب و هوایی، فاصله زیاد از سایر ایالات و طبیعت بکر و وحشی این منطقه است. یک تصمیم اشتباه در این ایالت میتواند جان انسان را به خطر بیندازد.
چیتوز-چان پنگوئنی است که در کیوتو زندگی می کند. او از این که با مردم ارتباط برقرار کند و در حالی که با کنجکاوی در خیابان های کیوتو قدم می زند، غذاهای خوشمزه بخورد، لذت می برد. این داستان مکان های محبوب کیوتو مانند معبد کیومیزو، معبد گینکاکو و جیون را از دیدگاه پنگوئن به تصویر می کشد. این یک داستان کوتاه درباره یک پنگوئن نوستالژیک و گرم است که قلب را درمان و تسکین می دهد.
دو هون، کارمند اداری غمگینی که با فست فود زندگی میکند و فقط بین خانه و شرکت رفت و آمد میکند، وقتی مرد همسایه به عنوان هدیه به او برنج شیرین میدهد و سطح قند او را دوباره پر میکند، میدرخشد. مرد همسایه یون سو است که به طور ناگهانی کالج را رها کرد. یون سو صراحتاً اعتراف کرد که فرار کرده است زیرا جرات اعتراف به دو هون را نداشت. اما یون سو که اکنون این موضوع را متعلق به گذشته میداند و دو هون که از آن روز شروع به مراقبت از یون سو کرده است، هر شب با هم شام میخورند. حتی دو هون هم متوجه نشد، احساساتش نسبت به یون سو کم کم داغ می شود... از یک روز آرامش در پختن یک غذای عاشقانه لذت ببرید که هر لقمه ای را مجذوب خود می کند!
داستان درباره دختر جوانی به نام تانیا دگورچاف ( Tanya Degurechov ) است که در خط مقدم جنگ در حال مبارزه است. اون در زندگی قبلی خود در ژاپن یک کارمند بود ولی یک نفر اون رو میکشه و بخاطر غضب خداوند به شکل دختری کوچک دوباره تولد یافته. به عنوان تانیا در دنیایی که جادو به لطف خداوند وجود داره تناسخ پیدا میکنه.
حالا سال ۲۰XX است. زمین توسط هیولاهایی که “دشمن بشریت” نامیده میشدن مورد حمله قرار دادند. برای جلوگیری از خطرات آینده، مدارس خصوصی با نوجوانان با استعداد درست شد. “با استعداد” ها قابلیتهای عجیب و غریب دارند که قوانین طبیعت را نادیده میگیرند. در بین همین “با استعداد” ها یک نفر عجیب و غریب هست که هیچ قابلیت خاصی نداره ولی به یکی از این مدارس رفت. داستان ما دربارهی همین نفر عجیب و غریب هست که فقط با استفاده از ذكاوت و حیله گری سعی داره دشمنان بشریت رو شكست بده.
داستان سریال در مورد سه کارگر به نامهای کورال، وندی و جینا است که در یک کلوب شبانه کار میکنند. آنها در پی وقوع یک حادثه، از واسطهی خود و افراد جنایتکار او در حال فرارند و فقط سعی میکنند «پنج دقیقه بیشتر» زنده بمانند.
«دیگه فقط واسه خودم زندگی میکنم!» تنها چیزی که قویترین قاتل جهان تو زندگیش میدونست، اجرای دستورات بالادستیهاش بود— تا اینکه اونا تصمیم به کشتنش گرفتن. او با افسون یک الهه به زندگی برگشت، به دنیایی مملو از شمشیر و جادو. به او فرصتی اعطا شد تا اینبار زندگیاش را تغیر دهد. اما به همین سادگی هم نیست... او باید یک ابر قهرمان را که قصد نابودی جهان را دارد شکست دهد. بزرگترین قاتل ما که حالا با اسم «لوف تواتا دِ» شناخته میشد، سر قاتل ما بسیار شلوغ بود مخصوصا به دلیل تمام دخترانی که او را احاطه کرده بودند. شاید لوف قاتلی بینظیر بوده، اما چگونه از پس حریفانی با قدرتهای جادویی بر خواهد آمد؟