زنی که در ناز و نعمت زندگی میکند و خرجش را مرد دیگری میدهد، او را رها میکند تا دنبال مردان دیگر برود. وقتی عشق واقعی را پیدا میکند، متوجه میشود که سبک زندگیاش باعث شده نتواند به یک نفر متعهد بماند.
یک معاینه پزشکی عجیب از یک زن توسط چندین پزشک و دانشمند نشان می دهد که آخرین سوژه آنها قبل از به دنیا آوردن یکی از موجودات جهش یافته ای که در بدن او قرار داده بودند، خودکشی کرده است...
رابرت ونچوری و دنیس اسکات براون به دلیل تحسین متقابل خود از معماری کلاسیک، با هم کار کرده اند تا فضایی از ساخت و سازهای پست مدرنیسم منحصر به فرد ایجاد کنند. ..
دو پسر که برای یک حلقه بردهداری سفید کار میکنند به رئیس خود خیانت میکنند و سعی میکنند به دختران بومی برزیلی که ربودهاند کمک کنند تا از جنگل فرار کنند...
کنسرت خداحافظی مینمی در فلش بک ۲۰۱۲ با بهترین آهنگهای او و صحنههایی از سریال و فیلم ماکروس همراه است و با نمایش پرتاب سفینه مگارود-۰۱ به پایان میرسد.
در طول یک مسابقه رقابتی ماهیگیری افراد بطرز اسرار آمیزی توسط یک قلاب عظیم ماهیگیری به پایین کشیده شده و کشته میشوند و بعد از مردن بسیاری از مردم قاتل خود را نمایان میسازد .
در 27 ژوئیه 1986، گروه راک استادیوم بریتانیایی کوئین با نواختن برای اولین بار در مجارستان، کشوری که هنوز تحت یک دیکتاتوری کمونیستی در پشت پرده آهنین بود، پیشرفت جدیدی ایجاد کرد.
رابرت موگ کارگردان، با ترکیب فیلمهای کنسرت با مصاحبههای صریح، به زندگی موسیقیدان مشهور جاز، سانی رولینز، او را از شهر نیویورک تا توکیو برای اجراهای متعددش دنبال میکند...
کریستال در معاملهای ملکی که به طور کامل از کنترل خارج شده، غرق شده است. به نحوی او نه تنها از این ماجراجویی جان سالم به در میبرد بلکه میدرخشد و از آن سود میبرد.
در دنباله فیلم "ملکه مار"، مردی به نام برایان که به قدرت پول برای کسب عشق باور دارد، پس از تلاش برای رابطه با دوست دختر سابقش در جنگل با ملکه مار روبرو میشود و ملکه در ازای اطاعت، به او وعده ثروت میدهد.
نام هیون جو زنی است که با دوست دوران دانشگاهش به نام کیم دو یونگ ازدواج کرده است . آن دو زندگی خوب و شادی دارند . کیم دو یونگ که یه معمار نابغه است ، بسیار درگیر شغل خود شده است و همین امر سبب شده تا زندگی اش با نام هیون جو دچار مشکل شود . نام هیون جو بالاخره درخواست طلاق می دهد و در همین زمان عشق اول کیم دو یونگ که زنی است به نام شین داهه سر و کله اش پیدا می شود و …
شخصیت های اصلی داستان که برای ۸ سال باهم دوست بودن یک شب رو باهم می خوابن. درنتیجه این اتفاق، بین عشق و دوستیشون درتقلا هستن.ایون سونگ یک مترجمه که زبان فرانسه رو به کره ای و بالعکس ترجمه می کنه. اون باهمه چیز باشجاعت روبرو میشه اما یه وجهه غیرقابل پیش بینی هم داره. ایون سونگ با کیم رائه وان در کالج دوست میشه…
دستان سریال در مورد والتر هالترایت است که یک شب در جاده با یک زن مرموز که لباس سفید به تن دارد مواجه میشود. او بزودی خودش را غرق در دنیای اسرار آمیز و آزاردهنده میبیند و...
این سریال درباره حوادث و اتفاقاتی است که در میان نیرو های پلیس اتفاق می افتد و شادی، غم، اندوه و دردی که افسران پلیس در حین کار تجربه میکنند رو به تصویر میکشد.
این درام ، داستان شاهزاده ای را نشان میدهد که در میان عشق و نفرت گیر کرده است و برادرش را برای عشقش میکشد ، در این درام زن جوانی که زیبایی بسیاری دارد و در تمام کشور میخواهند به اون دست یابند وارد این مثلث عشق میشود . این زن زیبا ، دختر یک مقام دولتی معتبر است ، او شخصیت علمی پدرش را به ارث برده است؛ او دارای حس قوی و محبت و عدالت است، و همه چیز را با شور و اشتیاق روبرو می کند.
“چا سان هی” خانه دار و “چا دو هه” یه مهماندار هواپیماست این دو خواهر دوقلو هستن و برخلاف ظاهرشون شخصیت کاملا متفاوتی از هم دارن. بعد از اینکه برای “چا دو هه” مشکلی پیش میاد، “چا سان هی” مجبور میشه خودش رو جای خواهرش جا بزنه و تظاهر کنه که یه مهماندار هواپیماست…
دختری به اسم «سایا» در یک معبد به همراه پدرش زندگی می کنه. مثل همه ی بچه های دبیرستانی به دبیرستان می ره و دوستان جالبی داره. از اون جایی که پدر و دختر هیچ رقمه آشپزی بلد نیستن، به نزدیک ترین کافه نزدیک معبد می رن. به طوری که رئیس کافه، آشپز اونا حساب می شه. «سایا» در ظاهر شبیه به بچه های دیگه س، ولی یه تفاوت بزرگ در اون وجود داره. «سایا» قدرت فرا انسانی داره. با کمک شمشیری که از معبد قرض می گیره، به شکار موجودات عجیب و خطرناکی به نام «فرزندان ارشد» می ره. این موجودات از انسان ها تغذیه می کنن و «سایا» شکارچی این موجودات است … در طول روز، «سایا» یک فرد معمولی است، ولی در شب به موجودی قدرتمند تبدیل می شه…
سریال درباره یه خون آشام ـه به اسم پارک جی سانگ (آ جه هیون) که بعنوان دکتر در یک بیمارستان مشغول به کار میکنه یو ری ته (کو های سون) دکتر و وارث همون بیمارستان ـه لی جه ووک (جی جین هی) هم رئیس بیمارستان ـه و در ضمن آدم بده ی سریال هم هست.
شی هیون (وو دو هوان) زندگیش را بر سر بازی خطرناکی که گمراه کردن اون ته هی (جوی) است شرط بسته است. هدفِ شی هیون ۲۰ ساله است و اعتقاد دارد کسانی که تحت تاثیر عشق قرار می گیرند احساساتی هستند. بعد از اینکه ته هی؛ شی هیون را ملاقات می کند دیدگاهش نسبت به عشق تغییر می کند…
بازرس "تیادر بورلو" از گروه جرایم ویژه در شهر "بسزل"، قتل دانشجویی را در شهری شبیه به شهر "بسزل" را بررسی می کند، شهری که به همان شکل هست اما به گونه ای دیگر حس می شود...
اوه سو (لی جونگ هیون) پسر باهوش و خوش تیپِ بیست و چند ساله است. او مهندس شرکت IT، صاحب یک کافی شاب و باریستا است. اوه سو احساسات غیرقابل دیدن مردم را می بیند و با استفاده از گرده جادویی اش نقش خدای عشق را برای مردان و زنان بازی می کند و آنها را به هم می رساند. این گرده جادویی باعث می شود اوه سو عاشق سو یو ری (کیم سو اون) شود. سو یو ری یک افسر پلیس و دختری با شخصیت روشن است که خانواده اش را ساپورت می کند…
چان جه این یه کارآگاه کارکشته و نابغه با ضریب هوشی بالاست. “کیم دان” هم یه کارآگاه تازه کاره که میتونه ارواحُ ببینه. این دونفر برای پیدا کردن دسیسه ، وارد یه شرکت بزرگ و پر قدرت می شوند …
یو سئول اوک رمان های رمزآلود رو دوست داشت و میخواست که کارآگاه بشه، اما بعد ازدواجش همه رویاهاش رو از دست داد. در حال حاضر اون زن خانه دار با یه شوهر دادستانه.اون ها وان سئونگ رو میبینه که یه کارآگاه پرشوریه و تصمیم میگیرن که برای حل موارد همکاری کنن …
داستان از آنجایی شروع می شود که پسر نوجوانی به نام رایان اتوود به همراه برادرش اقدام به سرقت ماشین میکند که بعد ازکمی تعقیب و گریز توسط پلیس دستگیر شده و به زندان می افتد.
مانو یوکیترو محصل سال دوم راهنماییه میباشد . اون پسریست که در پیدا کردن دوست مشکل دارد و دوست پیدا کردن برایش سخت میباشد . او فکر می کند که خودش فقط یک تماشاگر است و تمام اتفاقات رو زانه رو در قسمت یادداشت های دفتر تلفنش ثبت میکند . اون از تنهایی رنج میبرد پس در ذهن خود یک دوست رو خلق میکنه به نام "دیوس ایکس " که ارباب زمان و مکان میباشد . و این دوست جدید یعنی دیوس وقتی کار های روزمره یوکیترو رو میبینه یه تواناییه جدیدی بهش میده و آن هم اینه که حال در دفتر یادداشتش وقایعی رو که در آینده ی نزدیک اتفاق میفته رو هم ثبت میکنه ...
Rei Kiriyama یه پسر ۱۷ ساله ـست که تازگیا زده تو خط تنها زندگی کردن و با پولی که به عنوان یه بازیکن حرفهای شوگی میگیره، امرار معاش میکنه. با وجود این استقلال مالی هنوز به استقلال عاطفی نرسیده و همین مشکل زندگی روزانه ـشُ مداوما تحت تاثیر قرار میده. رابطه ـش با خونواده ـش تیره و تار شده و نمیتونه درست و حسابی با هممدرسهای هاش تعامل داشته باشه.توی همین هیری ویری کارش با شیب ملایم وارد رکود میشه و قوز بالا قور انتظارات با توجه به پنجم شدنش تو دوره راهنمایی ازش بالاست ولی دچار نوساناتی میشه و پیشرفتش متوقف میشه.
در دنیایی که انسان های نیمه حیوان بوجود آمده اند دوئل و به جان هم انداختن آنها تبدیل به تفریحی برای افراد زیادی گشته است. "یوویا"، پسریه که روزی به اصرار دوستان خود برای سوار کردن دختران و خوشگذرونی با اونا همراه میشه ولی از قضا دختری (هیتومی) که اونا سوار می کنند نیمه حیوان از آب در میاد و بجز یوویا تمام رفقای اونو می کشه! هیتومی یک راتلِ که به عنوان نترس ترین حیوان شناخته میشه و بعد از اون بخاطر اتفاقاتی که می افته مجبور میشه برای محافظت از یوویا کنارش بمونه.