فیلم "آپولو ۱۳: بقا" داستان واقعی ماموریت فضایی آپولو ۱۳ را روایت میکند. در این ماموریت، فضاپیمای حامل سه فضانورد آمریکایی در راه ماه دچار حادثهای جدی میشود و جان فضانوردان در خطر میافتد. این فیلم دراماتیک، تلاشهای دانشمندان و مهندسان ناسا برای نجات فضانوردان را به تصویر میکشد.
یک سفر اکتشافی برای صعود به بلندترین کوه بریتیش کلمبیا در مواجهه با هوای بد، یک سری بدشانسیهای خندهدار و اصرار سرسختانه رهبر آن بر استفاده از تجهیزات قدیمی کوهنوردی، با شکست مواجه میشود.
دوست پسر جاس به دلیل کسل کننده بودن از او جدا می شود. برای اینکه به او ثابت کند اشتباه می کند، و فقط برای ادامه همراهی با او، قبول می کند که دوست او باشد.
گری و مری، دو کوهنورد، سفری طولانی را در مسیر ۲۶۰۰ مایلی "کرست پسیفیک" آغاز میکنند. گری به عنوان یک مرد سیاهپوست، با تصورات جامعه درباره سیاهپوستها در طبیعت دست و پنجه نرم میکند، در عین حال با دیگر کوهنوردان ارتباط برقرار کرده و چالشهای طبیعت وحشی را پشت سر میگذارد.
در تاریخ دوم شهریور، شاهد رقابت نفسگیر جوی چستنات، قهرمان جهانی خوردن هاتداگ، با رقیب دیرینهاش، تاکرو کوبایاشی، باشید. این دو تن در یک رقابت تنگاتنگ، بر سر کسب عنوان قهرمانی خوردن هاتداگ به مصاف هم خواهند رفت.
مستندی درباره ساخت فیلم جاده زیزیکس به همراه فیلمهای دیده نشده، نظرات نویسنده/کارگردان و مصاحبههایی به مناسبت بیستمین سالگرد انتشار نسخه کلکسیونی فیلم جاده زیزیکس.
دوازدهمین دور از مسابقات جهانی موتورسواری در سال ۲۰۲۴، گراند پری آراگون نام داشت. این مسابقه که با نام رسمی گراند پری GoPro آراگون نیز شناخته میشود، در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۴ در پیست موتورلند آراگون واقع در شهر آلکانیز برگزار شد.
شانزدهمین مسابقه از فصل 2024 مسابقات جهانی فرمول یک، گراند پری ایتالیا بود که در تاریخ اول سپتامبر در پیست معروف مونزا برگزار شد. این مسابقه با پیروزی پرشکوه شارل لکلرک، راننده تیم فراری، به پایان رسید. او برای هفتمین بار در مسابقات فرمول یک به مقام قهرمانی دست یافت. اسکار پیاستری و لاندو نوریس، دو راننده تیم مکلارن-مرسدس، به ترتیب در جایگاههای دوم و سوم قرار گرفتند. این مسابقه با استقبال بینظیر تماشاگران روبرو شد و بیش از 335 هزار نفر از نزدیک شاهد این رقابت هیجانانگیز بودند. این رقم، دومین رکورد حضور تماشاگر در تاریخ برگزاری گراند پری ایتالیا در پیست مونزا محسوب میشود.
زنانی که به دلیل شرایط تهدیدکننده زندگی، سقط جنین در تگزاس از آنها سلب شده است، با یک وکیل متحد شدهاند تا علیه این ایالت اقامه دعوی کنند و هدفشان بازگرداندن حقوق باروری برای خود و دیگران است.
چهار جوان با شخصیتها و گرایشهای جنسی متفاوت، در یک خانهی مستاجری کوچک گرد هم میآیند و زندگی مشترک آنها، پر از پیچیدگیها و کشمکشهای ناشی از تفاوتهایشان میشود.
دو خواهر که رابطه خوبی با هم نداشتند، پس از مرگ پدرشان به ثروتی دست پیدا میکنند. حالا آنها باید تصمیم بگیرند که این پول را برای خودشان نگه دارند یا آن را به شکل درستی خرج کنند.
"در سال ۲۰۲۰، سه نفر از حامیان ترامپ با پیشینههای مختلف، در سراسر آمریکا برای حمایت از انتخاب مجدد او مبارزه میکنند و امیدوارند بنیان یک جنبش سیاسی ماندگار را بنا نهند."
مستند «نوبو» به بررسی امپراتوری نوبویوکی ماتسوهیسا، اسطورۀ آشپزی میپردازد و تصویری خصوصی و صمیمی از او به نمایش میگذارد؛ مردی که توانسته دنیای غذا و آشپزی را در سطح جهان متحول کند.
برونائوپارک، زوریخ: ۵ مجتمع مسکونی، ۴۰۵ آپارتمان. یک بانک در حال برنامهریزی برای ساخت ساختمانهای جدید است و نیمی از آپارتمانها را لغو کرده است. در حالی که بسیاری آنجا را ترک میکنند، برخی دیگر مقاومت میکنند. این فیلم عدم اطمینان آنها و دگرگونی این فضای زندگی را به تصویر میکشد.
داستان درباره یک تیم ماریاچی دبیرستانی در جنوب تگزاس است که با وجود مشکلات مالی و کمبود تجربه، تلاش میکند تا در رقابتهای ایالتی پیروز شود. این تیم با هدایت مربی باتجربه خود، به دنبال کسب عنوان قهرمانی است.
داستان دربارهی چهار زن خانهدار است که زیر بار کارهای روزمره خانه از پا درآمدهاند، توسط اطرافیان نادیده گرفته میشوند و گاهی مجبورند بهخاطر خانوادهشان رؤیاهای خود را کنار بگذارند. آنها با گوش دادن به روایتهای قربانیانی که از نگاهها پنهان ماندهاند و دنبال کردن سرنخها در زندگی روزمرهشان، پروندههایی را حل میکنند.
داستان این سریال در مورد جوانی به نام "جاش" می باشد که زندگی بسیار خسته کننده ای دارد و زمانی که کار نمی کند، زمان زیادی را صرف بازی های ویدئویی می کند. زمانی که تمام دنیا در یک بازی کم آورنده اند و فکر می کنند قابل شکست دادن نیست، او این بازی را شکست می دهد و در آن پیروز می شود. پس از شکست این بازی، افرادی مرموز از آینده ظاهر می شوند. آن ها باعث شده اند تا دنیا را خطری بزرگ تهدید کند و تنها کسی که آن را می تواند نجات دهد، "جاش" است. "جاش" با استفاده از سفر در زمان، تیمی حرفه ای برای نجات زمین آماده می کند و داستان سریال آغاز می شود...
داستان سریال از قرار كليد و اتاقي سحر آمیز است که توسط آن می توان به نقاط مختلف جهان رفت . اجسام داخل این اتاق هر کدام قدرتی را به انسان می دهد و افرادی برای بدست آوردن آن به جان یکدیگر افتاده اند . در این میان افرادی نیز بر این باورند که این وسایل راهی برای ارتباط با خداست . یک کار آگاه پلیس نیز دختر خود را در این اتاق گم می کند و ادامه سریال در مورد پیدا كردن این دختر توسط پدرش و در گیری او با افرادی است که سعی در گرفتن کلید از او و به دست آوردن قدرتها را دارند.
Code of a Killer داستان واقعی فوق العاده ای از کشف آلک جفریز از انگشت نگاری DNA و اولین استفاده از آن توسط کارآگاه ارشد دیوید بیکر در حل پرونده ی دو قتل است و داستان درام سریال در مورد نحوه علوم جفریز و چشم انداز تحقیقی بیکر است که بزرگترین جهش در تاریخ تحقیقات جنایی را ایجاد کردند...
در یک کهکشان دور ، کودکی وجود دارد که توانایی ذاتی در تمرین تکنیک های داخلی را ندارد. بنابراین ، برای جلب احترام پدرش ، او تصمیم گرفت که راه دشوارتر و دردناک تری را برای تمرین فنون خارجی دنبال کند. هرچه زمان می گذرد ، او بزرگ می شود ، اما آنچه واقعاً زندگی او را تغییر می دهد سنگ مرموز بلورین شهاب سنگی است - Meteoric Tear. این سنگ بدون آنکه متوجه شود با بدن جوانان جوش خورد و به نظر می رسید که در نتیجه دچار تحول شدیدی شده است. بعد از آن همه چیز تغییر کرد. سرانجام پدرش فهمید پسری که واقعاً زیاد به او توجه نکرده است توانایی شگفت انگیزی دارد. و خیلی بیشتر در راه است.
پنج زوج قدیمی که قبلاً عاشق هم بودن، یه ماه تو یه هتل لوکس با هم زندگی میکنن. این مستند عاشقانه، واقعی و پختهست و نشون میده که بین دیدار دوباره یا عشق جدید کدومو انتخاب میکنن.
جوونا تو سیگنال هاوس (Signal House) جمع میشن تا سَمهای عاشقانه رو تجربه کنن و سیگنالهای قلبی (Heart Signal) یواشکی رد و بدل کنن! شش عاشقپیشه با کلی تجربه، دنبال پیدا کردن خط عشقی و سیگنالهای مخفیان. یه معمای عاشقانه پرهیجان که بدون حرف زدن، عشقو نشون میده!
بریل گاردنانت (Beryl Gardenant)، شمشیرزن میانسالیه که تو یه منطقه خلوت آموزشگاه شمشیرزنی داره و زندگی سادهای رو میگذرونه. یهو آلوشیا (Allucia)، شاگرد قدیمیش که حالا فرمانده شوالیههای سلطنتیه، سر و کلهاش پیدا میشه! زندگی بریل قراره یه دفعه عوض بشه! از زندگی شهری بگیر تا شاگردای قدیمی، دوستای جدید و دشمنای قوی. همهچیز براش یه کم زیاده. ولی با سالها تمرین، مهارتهای خفنی داره و بهش میگن «استاد شمشیرزن دورافتاده».
آزوزا آیزاوا، یه زن حقوق بگیر، خیلی ناگهانی و بر اثر کار زیاد می میره و خودشو در برابر فرشته ای میبینه که بهش اجازه میده تا توی دنیایی جدید و بعنوان یه ساحره ی فنا ناپذیر زندگی کنه، جایی که هر روزشو بخاطر پول و در عوض یه مسافرت ابدی، با کشتن هیولاهای اسلایمی سپری میکنه.ولی همون یذره تجربه ای هم که از کشتن اسلایم ها بدست آورده بعد از صدها سال روی هم جمع میشن و خیلی تصادفی میفهمه که سطحش به حداکثر خودش رسیده... با ترس از اینکه توانایی های بیش از حدش روی کارش تاثیر بذاره و به اون زندگی پر از فشار قبلی برش گردونه، تصمیم میگیره قدرتشو مخفی کنه تا همین زندگی آروم خودشو حفظ کنه. علیرغم تلاش های اون...
وقتی استوریبردهای چیکا هنرمند مشتاق مانگا رد میشود، او میزش را برای یک ماجراجویی رها میکند! او که با یک نظرسنجی عجیب و غریب در رسانه های اجتماعی مسلح شده است، سفری خود به خود را در مقصدهای تصادفی جمع آوری شده آغاز می کند. چیکا از اتفاقات خندهدار تا برخوردهای دلانگیز، الهامبخش، دوستی و خودش را کشف میکند، یک توقف غیرقابل پیشبینی در یک زمان.
پس از اینکه یک زندگی صادقانه به او خیانت کرد، لیام دوباره در یک امپراتوری بین ستارهای بزرگ متولد شد با یک هدف: بدترین ارباب کهکشان باشید. اما مهم نیست که او چقدر تلاش می کند تا یک ظالم باشد، نقشه های "شیطانی" او همچنان به صلح، رفاه و طرفداران ستایش می کنند. هرج و مرج کهکشانی، سحر و جادو و مکانیزم در این داستان خنده دار اشتباه ساخته شده از یک شرور است که نمی تواند جز تحت تاثیر قرار دادن او، منتظر باشد.
به شهر Maebashi، استان Gunma خوش آمدید. برای دانش آموز سال اول دبیرستان یوینا آکاگی، زندگی میانسالی او در لحظه ای که قورباغه ای مرموز به نام کروپ ظاهر می شود و از او می پرسد: "چرا جادوگر نمی شوی؟" در کنار آزو نیساتو، کیوکا کیتاهارا، چوکو میتسوماتا و مای کامییزومی، یوینا و دوستانش هیجان زده هستند تا رویاهای مردم را به عنوان جادوگران میباشی محقق کنند.
ماکو، یک دانشجوی سال اول دانشگاه که برای اولین بار به تنهایی زندگی می کند، در عشق خود به آشپزی و بازآفرینی غذاهای لذیذ در آشپزخانه کوچک خود آرامش پیدا می کند. خیلی خجالتی است که خودش بیرون غذا بخورد، وقتی به یک کلوپ غذاخوری میپیوندد، زندگی او تغییری خوشایند پیدا میکند. او در کنار دوستان جدید، سفری را برای کشف خود آغاز میکند و یاد میگیرد که نه فقط غذا، بلکه لذت غذای مشترک و خنده را بچشد.