این استندآپ درباره کمدین "کریستین ترجو" می باشد، کسی که به عنوان تنها فرزند والدین مهاجرش بزرگ شد و مجبور شد بسیاری از دروس زندگی را به روشهای غیر متعارف فرا بگیرد و در همه حال می خواست انتظارات والدین خود را برآورده بکند ...
داستان فیلم درباره گروهی از ساکنین یک منطقه است که در تلاشند تا پس از یک فاجعه خورشیدی، به زندگی ادامه دهند. اما زنده ماندن در این شرایط، چندان کار ساده ای نیست …
پیشگامان ویدیو آرت، هکرهای مادام العمر و پدربزرگ و مادربزرگ نسل «یوتیوب» هستند. آنها در سالهای بازنشستگی برای بایگانی مجموعه کارهای خود در تلاش هستند. به طور تصادفی آنها توسط دنیای هنری که آنها را فراموش کرده بود، دوباره کشف می کنند...
دبیرستان Demon به یک سیستم پاره وقت و یک سیستم تمام وقت تقسیم می شود ، Yoshiki Murayama رئیس دبیرستان Demon است و Kaede Hanaoka این آرزو را دارد که دنیای تمام وقت را در پیش بگیرد تا روزی مورایاما را به چالش بکشد...
کیم جی یونگ ازدواج کرده و یک دختر دارد او برای بزرگ کردن فرزندش شغلش رو رها میکند و به خانه داری روی می آورد. همه چیز در زندگی او عادی پیش میرد تا اینکه کم کم مدل حرف زدن و رفتار های او تحت تاثیر مادر و خواهر بزرگترش و کسانی که با آنها در ارتباط است میشود…
داستان دو خواهر به نام های آکانه و آئویی رو دنبال میکنه که 13 سال پیش والدینشون رو از دست میدن. آکانه علاقه به موسیقی داره و توی یه فستیوال اجرا میکنه در همین حین...
گروهی از دوستان جوان باید از کتاب به عنوان راهنما استفاده کنند تا در هرج و مرج و ویرانی که درست قبل از چشمان آنها برای زنده ماندن رونمایی می شود عبور کنند...
چول سو از نظر ظاهری و جسمی خوش تیپ اما ذهنی کمی کند است. او با خانواده برادر کوچکترش زندگی و در یک رستوران کار میکند. یک روز او طی اتقاقاتی با دختری در بیمارستان که مریض است آشنا میشود و متوجه میشود که دخترش است و بعد از آن یک سفر را باهم آغاز میکنند…
هو-ایم یه دکتر شرقی و شناخته شده به عنوان بهترین متخصص طب سوزنی دوران چوسان است. شهرت و موفقیت وی به دلیل شأن و مقام پایینش در ان زمان با مانع مواجه شده بود. روزی او در زمان سفر کرده و خودش را در به سئول امروزی میابد! او با چویی یئون-کیونگ اشنا میشود… دختری که به عنوان دکتر قاطعانه فقط به روش ها و درمان های امروزی اعتقاد دارد
7 سال از ممنوعیت ازدواج می گذرد! مردان و زنان جوان چوسون از ازدواج ممنوع! زمانی که ولیعهد درگذشت، قانونی که ازدواج را ممنوع می کرد، اعلام شد. و الان 7 سال گذشته! مردم به این دلیل احساس شدیدی از خشم پیدا می کنند. چه کسی به پادشاه کمک می کند تا بر شاهزاده خانم غلبه کند و دوباره عاشق شود، به قانون منع ازدواج پایان دهد و مردم را از بدبختی نجات دهد؟
داستان در مورد یک فرشته مرگ هست که بر روی زمین در کالبد یک کارگاه مرد هبوط کرده است و به زنی فانی که سایه مرگ را می بیند علاقه مند می شود. این عشق ممنوعه باعث رانده شدن این فرشته از بهشت و فراموشی آن از خاطر تمامی جهانیان خواهد شد…
داستان یک دانشجوی سال سوم سینما که به دوست خود علاقمند است . پس از سه سال عشق نافرجام و دردناک، او تصمیم می گیرد این احساسات را در خود بکشد و برایش مهم نیست که این کار چقدر دشوار باشد.
داستان عشق و دوستی بین پنج دانش آموز دبیرستانی از دبیرستان Seoyeon. لی هامین مانند یک فرد روشن ظاهر می شود، اما تاریکی نیز در ذهن او وجود دارد. هان سو مانگ فردی خونگرم است، اما همچنین بسیار ترسو است. لی جائه مین یک دانش آموز محبوب با گذشته ای دردناک است. او با همه اطرافیانش مهربان است. یون بو می یک دانشجوی شیرین و نمونه است. چوی جین یانگ عاشق بازی کردن است. او می تواند غیر دوستانه به نظر برسد و شخصیت ظریفی دارد.
بازگشت ایلجیما به عبارتی ادامه ی سریال بسیار دیدنی ایلجیما می باشد که حکایت از مردی جنگجو و البته با قلبی رئوف و مهربان دارد. ایجیما به مانند زورو مردی عدالتخواه و جنگجوست که به حمایت از مردم سطح پایین جامعه می شتابد. او که در کودکی از خانواده رها شده توسط یه زن و شوهر چینی بزرگ می شه و به کره برگردونده می شه تا پدر و مادرش را پیدا کنه … در همین حین با دال ئی آشنا می شه و برای اولین بار تو عمرش عشق را تجربه می کنه ولی دال ئی به طور ناجوانمردانه و غیر عادلانه به مرگ محکوم شده … ایلجیما تصمیم به نجات دال ئی و گرفتن انتقام اون از مقامات دولتی می گیره و …
این سریال در تاریخ چوسان رخ میدهد؛ زمانی که آشوب و جنجال بر سر قدرت حول تخت سلطنتی به سطوح بالایی میرسد پادشاه برای فرار از کسانی که قصد ترور او را دارند، یک دلقک که دقیقا شبیه خودش است را روی تخت مینشاند…
سریالی تاریخی، تخیلی در مورد جاه طلبی ها و موفقیتهای شش شخصیت است که با محور لی بانگ وون نوشته شده است. لی بانگ وون، سومین پادشاه سلسله چوسان و پدر شاه سجونگ بزرگ بود. او به پدرش، شاه تجو، در تأسیس سلسله ی چوسان کمک کرد.
صدها سال پیش، کودکی به نام خدا نامگذاری شد و نفرین شد. پس از 4 تناسخ، او عشق خود را در قالب یک کارمند شرکت خود می یابد، یک مرد! اگر قرار نگذارند می میرند!
بک هی سونگ (Lee Joon-Gi) پدر مهربان و سخت کوشی است که با تلاش فراوان سعی میکند که هم در خانه و هم در محل کار، تمام نیروی خود را برای تلاش بیشتر خرج کند ، همسر او ، چا جی وون (Moon Chae-Won) کاراگاه تیزهوش و موفقیست که متوجه میشود پشت چهره فریبنده و خوبی های همسرش ، گذشته وحشتناکیست که از همه پنهان میکند ، پس سعی میکند راز این گذشته را کشف کند و…
درست زمانی که ماساتو فکر می کرد که بررسی تصادفی در مدرسه تمام شده است، در یک طرح مخفی دولتی درگیر شد. همچنان که با جریان برده می شد، به یک دنیای بازی رسید! انگار که اینها کافی نبوده، مادرش نیز آن جا بود! کمی با مدل همیشگی انتقال به دنیای دیگر متفاوت بود، اما بعد از کمی سر و کله زدن، "مامان می خواهد با ما-کون به ماجراجویی بپردازد." آیا مامان می تواند همراه ما-کون باشد؟ ماساتو و ماماکو ماجراجویی شان را شروع می کنند، آن ها پورتا را می بینند، یک تاجر زیبای در حال سفر، و یک فیلسوف زیرک قابل تاسف. در کنار عضو جدیدشان، ماساتو و دوستان سفرشان را شروع می کنند.
ساحل پشه ها داستان یک مخترع و خانوادش را روایت میکند که از دست عدهای که قدرت و نفوذ دولتی دارند فرار میکنند و در این راه اتفاقهای خطرناکی برایشان می افتد...
زمانی که فین توسط یک باند محلی مجبور به معامله مواد مخدر نادرست می شود، زندگی روآن به مارپیچ می رسد. با توجه به اینکه زندگی فین در خطر است و یک رهبر باند خشن به زندگی او تجاوز می کند، روآن با بازپس گیری پولی که فین از دست داده است مواجه می شود.