مارچلو یک آرایشگر حیوانات است که در شهرستانی در حومهی روم زندگی میکند. او گذران روزهایش را بین کار کردن در آرایشگاهش و محبت به فرزندش تقسیم میکند. اما هنگامی که مارچلو تصمیم میگیرد کمی پول بیشتر بدست آورد ، با مردی مرموز به نام سیمونچینو آشنا میشود. یک بوکسور سابق و خشن که با دزدی باعث ایجاد وحشت در محله شده است و…
داستان آشنایی «لازارو» پسر کشاورزی که عدهای او را ساده لوح می خوانند با «تانکردی» که پسری نجیب زاده است. زندگی آنها در روستای دورافتادهای تحت سلطه «آلفونسیا» معروف به ملکه سیگار است. پیوند محکمی بین آن دو شکل می گیرد. این دوستی تا اندازه ای برای «لازارو» ارزشمند می شود که بعد از مدتی برای یافتن «تانکردی» پا به شهر می گذارد، جایی که او مثل یک قطعه از گذشته است که در دنیای مدرن گم شده است.
یک پسر دوازده ساله به نام راد آلبرایت زمانی که یک سفینهی فضایی کوچک در اتاق خوابش فرود میآید ، بسیاز شوکه میشود. او پس از این اتفاق عجیب با ماجراهای جالبی مواجه میشود که…
داستان فیلم 3 دزد جوان تصمیم میگیرند از مهمانی شام در عمارت بزرگی دزدی کنند ، برنامه دزدیشان به مشکل مواجه می شود چرا که آنها می فهمند میزبان این مهمانی قاتلی سریالی هست که به دنبال گلچینی از افراد جامعه می گردد و هدفش از برگزاری این جشن همین هست ، نقشه راحت آنها برای به دست آوردن پول تبدیل به تلاش برای زنده ماندن می شود و...
فیلم بر اساس وقایع واقعی زندگی مردم در تابستان 67 و دوران آشفته آن زمان و مبارزات مردان و زنان که تحت تاثیر جنگ ویتنام قرار گرفته اند می باشد. همسر جوان و مادر میلی مجبورند با نامادریشان زندگی کنند در حالی که شوهر جرالد در یواساس فورستال (ناو هواپیمابر) مشغول خدمت است. کیت باید بین معشوقه دبیرستانی خود پیتر و ون یکی را انتخاب کند، اما در نهایت عشق واقعی را در رگی می یابد...
در دنیای آخرالزمانی یک قبیله از مهاجمان از مواد مخدر خانگی استفاده می کند تا افراد بی گناه را به حیوانات مضطرب تبدیل کنند تا آنها را در مبارزه با یکدیگر سرگرم کنند. هنگامی که رئیس آن ها شایعه هایی در مورد دختری با قدرت هایی منحصر به فرد میشنود، بهترین افرادش را برای گرفتن او می فرستد. در همین حال آن دختر که نامش مولی هست، کودکی تنها را پیدا میکند که در یک کابین منتظر بازگشت پدر و مادرش مانده که احتمالا مرده اند. مولی مجبور است در همان زمان از کودک و خودش در مبارزه با مهاجمان محافظت کند.
لولو دنجر زمانی که یک آگهی برای برنامهای جادویی با حضور مردی از گذشتهاش به نام بورلی لاف لین میبیند، زندگی غیر رضایت بخشش مختل میگردد. این اتفاق منجر میشود تا لولو از همسرش به نام شین به همراه تفنگداری که همسرش استخدام کرده که بنابر اتفاق، به شدت عاشق لولو میشود، بگریزد...
این مستند به زندگی طراح مد "لی الکساندر مک کوئین"، که در آغاز به عنوان یک خیاط کار خود را شروع کرده و بعدا خط تولید لباس خود را راه اندازی می کند و در آخر مرگ نابهنگام اش، می پردازد...
نانسی فریمن بر این باور هست که در دوران کودکی ربوده شده است. او که در حال تحقیق بر روی این موضوع میباشد، به طور اتفاقی زوجی را ملاقات میکند که حدود سی سال هست فرزندشان ناپدید شده است و…
آلیا پس از فوت پدر و مادرش تصمیم می گیرد تا بانکوک را ترک کند و به جاکارتا برود. او و خواهر کوچکترش که از بچگی عجیب و غریب بود درگیر ماجرایی ترسناک میشوند که...
دو متخصص امور مالی در حالی که یک مرد در حال مرگ را به بیمارستان منتقل میکنند، یک میلیون دلار پول نقد را در لباس او مخفی میکنند. اما او قبل از اینکه بمیرد، تصمیم میگیرد آن را حفظ کند، و پول ها را در یک محل شبانه روزی مخفی میکند و...
سریال "Criminal: United Kingdom" تمرکزش بر درگیری شدید روانی بین کارآگاهان و مظنونان است. هر 12 داستان در چهار کشور مختلف تشکیل شده و هر یک، در یک مجموعه مصاحبه پلیس اتفاق می افتد.
زمانی که ناظر از (استیو کوگان) می خواهد تا به بهترین رستورانهای کشور سفر کند، او تصور می کند این بهترین آغاز با نامزدش است ، اما وقتی او ترکش می کند، (استیو) جز بهترین دوستش "راب برایدون" کسی را برای همراهی پیدا نمی کند و...
داستان دربارهی پسری به نام هیدا کیزونا می باشد که به درخواست خواهرش به آکادمی دفاعی Ataraxia میرود، در آنجا با دختری به نام شیدوریگافوچی آینه روبهرو میشود که صاحب زره جادویی Zerosu بوده. ناگهان، “آینه” لباسهایش را جلوی هیدا درمیآورد و به او میگوید “نگاه نکن منحرف!” و هیدا پاسخ میدهد که “من منحرفم یا تو؟!”. در این لحظه، ماموریتی از سمت خواهرش به هیدا میرسد. او باید…
دایگو به عنوان پسر گورو به دنیا اومد ، پدری که خیلی عالیه. “دایگو” چه مسیری رو پیش خواهد گرفت؟ ، چه کسی انتظارات بزرگی که در بیس بال وجود داره رو به عهده میگیره؟
عارف و زکریا دو رقیب کبابی در یک کوچه هستن.با اومدن دو ایتالیایی به نام های زولا و چاوی به محله ،زندگی عارف و زکریا زیر و رو میشه. چاوی با عکسی قدیمی در دستش به محله اومده و شروع به گشتن دنبال پدرش میکنه. زکریا و عارف بخاطر این بچه که بعد از سالها سر و کلش پیدا شده نگران میشن. این دو رقیب همیشگی مجبور به همکاری با هم دیگه میشن. در بین تموم این اتفاقا زولا عاشق خوشگلترین دختر محله آزرا میشه؛ در حالی که آزرا با پسر عارف یعنی احمد یه عشق پنهونی رو داره تجربه میکنه. رقابت،عشق،راز ها،تعقیب و گریز؛ ببینیم همه اینها توی این محله کوچیک جا میشه؟
این داستان ماجرای نو ای جونگ (Song Ji-Hyo) مادر مجردی را روایت میکند که 14 سال است به تنهایی از فرزندش مراقبت میکند ، او که از کودکی بدشانس بوده ، به یکباره با 4 مردی آشنا میشود که هرکدام ویژگی خاص خود را داشته و زندگی نو ای جونگ را تحت تاثیر قرار میدهد و…
این سریال ماجرای سئو هیون جو (Hwang Jung-Eum) را روایت میکند ، زنی که در گذشته بخاطر شکست عشقی تلخی که میخورد ، تصمیم میگیرد دیگر هیچ وقت ازدواج نکرده و وارد هیچ رابطه عشقی نشود ، اما پس از آنکه این موضوع را اعلام میکند ، دو اعتراف عاشقانه دریافت میکند که زندگی او را دچار تغییر میکنند و…
هینا سوروگی یه دانش آموز سال اولی توی دبیرستان ساحلیه و خودش رو یک فرد آدم به دور محسوب میکنه. همینطور که داره از لب رودخونه رد میشه، به یه همکلاسی بزرگ تر از خودش، کوروایوا برخورد میکنه که اون رو به کلوب تِیبو دعوت میکنه و هینا شروع به ماهیگیری میکنه! با محاصره شدن توسط هم کلوبی های عجیب غریبش، زندگی دبیرستانی هینا چطور خواهد گذشت؟
سئو گوگ میونگ (Park Sung-Hoon) افسر درجه پنج سرسخت و مستقلیست که بخاطر توانایی اش در انجام دادن هم زمان چندکار ، لقب “مرد شماره یک خوش تیپ” را گرفته است ، اما متاسفانه اخلاق بد او باعث شده که تعداد دشمنانش از دوستانش بیشتر باشد و همچنین لقب “لوسیفر بزرگ” را به خود اختصاص بدهد . از طرفی گو سه را (Nana) که از وضعیت مالی و تحصیلات پایینی برخورد دار هست و در تمامی حوزه های کاری که قبلا شرکت کرده شکست خورده ، با کارهای پاره وقت اوضاع خود را میگذراند ، اما با وجود همه این مسائل او لقب “ملکه شکایات مدنی” را از مردم گرفته چراکه به دلیل فیلمبرداری مداوم از شکایات مدنی در اداره محلی خود مشهور است . زندگی او با اعلامیه نمایندگی شورای مردم دچار تغییر میشود و…
این سریال ماجرای چند زوج را روایت میکند که ساکن شهر جدیدی شده و در آرامش ، زندگی عادی خود را با لذت سپری میکنند ، تا اینکه یک قتل غیرمنتظره اتفاق می افتاد و این صلح را به هم میزند و…
چهار جوان بیکار برای کمک کسی که ندای "نجاتم بده" او را میشنوند میروند و بعدا متوجه میشوند این شخص درگیر یک گروه فرقه مذهبی شده که اونها رو وارد اتفاقاتی غیرمنتظره و عجیب غریب میکند...
داستان از اون جایی شروع میشه که پسری به نام “هیدکی نیشیمورا” توی یه بازی آنلاین، به یه نفر عشقشُ اعتراف میکنه ولی میفهمه که طرف پسر بوده!! بعد از این ماجرا، قسم میخوره که دیگه به یه دختر “آنلاین” اعتماد نکنه. اما، یه روز دختری بهش توی بازی ابراز علاقه میکنه و در واقع اون شخص، یه دختر زیبا به نام “آکو تاماکی” هست. آکو نمیتونه بین دنیای واقعی و دنیای مجازی تمایز قائل بشه پس هیدکی و اعضای گیلدش تصمیم میگیرن که “درستش” کنن.
داستان این انیمه درباره چهار مرد که به زندان نانبا، مخوف ترین زندان جهان، برای سپری کردن دوران حبسشون ارسال میشند. جیگو، مردی که قصد داشت از زندان فرار کنه ولی فقط مدت زندانش رو بیشتر کرد. اونو، مردی که دوست داره با زنان قمار کنه. راک، مردی که دوست داره همیشه دعوا راه بندازه. نیکو، مردی که انیمه دوست داره. این داستان یک کمدی اکشن فوق العاده هیجان انگیز درباره زندگی روزمره زندانیان و نگهبانان زندان است.
میناتو ساهاشی پسریه شدیدا تنبل و کودن که دو بار امتحان ورود به کالج رو رد شده. به همین دلیل خیلی ها اونو یک کودن، احمق و بازنده میدونن. یه روز بعد از اینکه میناتو با مادرش که خیلی ناراحت بوده صحبت میکرده، به واسطه اتفاق جالبی با یه دختر به نام موسوبی آشنا میشه که به وسیله افرادی مورد حمله واقع شده بود. موسوبی، از دست مهاجم ها فرار میکنه و میناتو رو هم با خودش میبره و خیلی زود متوجه میشه که میناتو یک Ashikabi هست. Ashikabi به افرادی گفته میشه که دارای خصیصه ژنتیکی خاصی هستند که ...
روحی در طبقه دوازدهم ساختمان آساکوسا جونیکای دیده شده. مقاله یه روزنامه خبر از دور هم جمع شدن تاکوبوکو ایشیکاوا، کسی که یه دفتر کارگاه خصوصی رو اداره میکنه تا از خانوادش حمایت کنه، و دستیارش کیوسکه کیندایچی میده که پرونده رو حل کنن.
در سال ۱۹۳۰ ، دو سال پس از وقایعی که در فصل (بدرود ، عشق من ) رخ داد ، جنگ بزرگ با اهریمن منجر به نابودی امپراطوری و بخشهای گل از نمایشهای رزمی پاریس و نیویورک شد .با برقرار شدن آرامش در زمین و آشکار شدن فعالیت های نمایشهای رزمی ، سازمان جهانی نمایش رزمی از بخش های مختلف بین المللی تشکیل شده ؛ و مسابقه ای به نام نمایش رزمی بین الملی دوساله نیز تاسیس شده.ده سال بعد در سال ۱۹۴۰ ، کاپیتان نیروی دریایی امپراطوری ژاپن ، سیجیرو کامیاما به عنوان کاپیتان بخش گل از نمایش رزمی امپراطوری جدید در توکیو منصوب شده که اعضای آن از : ساکورا آمامیا که یک شمشیرزن و یک نیروی جدید است ، هاتسوهو شینونومه که یک بانوی معبد و بازیگر محبوبی است، آناستازیا پالما یک بازیگر یونانی انتقالی جدید ، آزامی موچیزوکی یک اعجوبه نینجا از خاندان موچیزوکی و کلاریسا اسنوفلیک یک نجیب زاده لوکزامبورگی است تشکیل میشود .بخش گل بار دیگر با تهاجم اهریمن رو به رو میشود و همچنان که سعی میکنند تا خانه خود در تئاتر امپراطوری را باز نگه دارند در مسابقه پیش رو شرکت میکند.
داستانی است بر اساس داستان اصلی کاماچی که در شهر دانشگاهی و مدرسه ای آکادمی سیتی رخ میدهد ,که حدوداً ۸۰٪ از جمعیت آن را دانش آموزان تشکیل می دهند که به منظور توسعه قدرت های فیزیکی و فن آوری های پیشرفته در حال تحصیل هستند. داستان درباره ماجراهای میساکا میکوتو یکی از تله پاتی کننده های لول ۵ توارو کاگوکو نو هست.