یک داستان هیجانانگیز درباره دو مرد که یکی از آنها تاریکترین راز خود را برای دیگری فاش میکند و در ادامه، مبارزهای برای بقا بین این دو نفر در یک کلبه پوشیده از برف اتفاق میافتد.
سَوی، زنی شجاع، برای نجات همسرش از زندان فوق امنیتی انگلستان، با وجود 400 زندانی، 75 نگهبان مسلح و 60 دوربین نظارتی، نقشه فرار جسورانهای طراحی میکند.
سه داستان جداگانه از وقایع ماورایی و ترسناک در دانشگاههای تایلند نقل شده است. این داستانها به ترتیب به جاو نان، فی تکه و زیارتگاه نامرئی اشاره دارند که هر یک از آنها به تنهایی داستانی مرموز و پر از راز و رمز است.
داستان درباره آدمکشی به نام «برین» است که در حین اجرای یک قتل، تصادف میکند. او که به سختی از این حادثه جان سالم به در برده، برای زندهماندن میجنگد و به همه اطرافش مشکوک میشود تا فرد پشت پرده این اتفاق را پیدا کند.
تلاش جانانه یک زوج برای رهایی از چنگال بیماری ALS و بازگشت به زندگی، به حرکتی گسترده تبدیل شده که انعکاس های عمیقی در جامعه مبتلایان به این بیماری و میلیون ها بیمار دیگر که در جستجوی صدای خود در نظام ناکارآمد مراقبت های بهداشتی هستند، به همراه داشته است.
پنجاه سال پیش، در کشور ما، تبعیض علیه اقلیتها بسیار رایج بود. در لس آنجلس، برای مقابله با این مشکل، گروهی از رهبران محلی تصمیم گرفتند بانکی تأسیس کنند که به نیازهای جامعه توجه ویژهای داشته باشد. هدف آنها این بود که به افرادی که در جامعه به حاشیه رانده شده بودند، کمک کنند تا به رویاهای خود برسند. این اتفاق مهم، آغاز راهی بود که...
آیا این نسل کشی بود؟ اپیدمی ها؟ تغییر آب و هوا؟ آمیختگی؟ جایگزین رقابتی؟ برای کشف این موضوع، این تیم بلندپرواز مدارک را همانند تحقیقات جنایی بررسی می کند. آنها ما را در سراسر جهان به آزمایشگاههای پزشکی قانونی میبرند و مناطق اصلی را که نئاندرتالها در آن زندگی میکردند کشف میکنند.
جفری ساکس، مدیر موسسه زمین یک ماموریت دارد: او می خواهد تا قبل از سال 2050 دمای جهان را بیش از 2 درجه سانتیگراد افزایش ندهد. فراتر از این 2 درجه سانتیگراد اضافی، زمین باید بلایای ناشی از آب و هوا را تجربه کند. چگونه دانشمندان می توانند سازماندهی شوند تا بر دولت های سراسر جهان تأثیر بگذارند؟
مسابقه قهرمانی جهان AEW بین سوِرو و کریستین برگزار میشود. تیم الیت به مصاف FTR، داربی آلین و برایان دانیلسون خواهد رفت. در دیگر مسابقات، شاهد رقابت برای تصاحب عناوین TBS، TNT و IWGP خواهیم بود. همچنین، جریکو، هوک و شیباتا و رودریک و اوسپری نیز از جمله هایلایت های این رویداد هستند.
گرندپری موتورسواری کاتالونیا 2024 (با نام رسمی Gran Premi Monster Energy de Catalunya) ششمین دور از مسابقات گرندپری موتورسواری 2024 و سومین دور از مسابقات قهرمانی MotoE World 2024 بود.
ماکس ورشتپن، قهرمان دو دوره اخیر گرندپری موناکو، در این رقابت به مقام ششم بسنده کرد. شارل لکلرک، راننده فراری، با کسب مقام اول، عنوان قهرمانی این گرندپری را از آن خود کرد و به روند پیروزیهای متوالی سه ساله ردبول در موناکو پایان داد.
به تیم New Horizons بپیوندید تا آخرین یافته ها و تصاویر پلوتون و حواشی منظومه شمسی را بررسی کنیم. آنها دنیایی را نشان می دهند که شبیه به دنیای دیگری که تاکنون دیده ایم نیست.
مسابقات قهرمانی بلامنازع WWE: کادی رودز به مصاف لوگان پل میرود. بکی لینچ برای تصاحب عنوان قهرمانی زنان جهان با لیو مورگان روبرو خواهد شد. سمیر زین، چد گیبل و برانسون برای عنوان بین قارهای به رقابت میپردازند. فینالهای مسابقات پادشاه و ملکه رینگ نیز برگزار میشود.
ملوین براگ با استفاده از تجربهی طولانی خود در طول شصت سال، در مورد اهمیت هنرها بحث میکند. او با بررسی سالهای اولیهی زندگی خود و داستانهای مصاحبهشوندگان مهم، به این موضوع میپردازد که چرا هنرها حائز اهمیت هستند.
داستان عشقی غیرممکن که زاده ی انتقام است. میران بعنوان تاجری وارد شهر میشه و مراوداتش رو با خانواده ی شاداوعلوها بیشتر وبیشتر میکنه و در نهایت نوه ی نصوح شاداوعلو(ریّان) رو خواستگاری میکنه. از اوجاییکه ریّان نوه ی تنی نصوح نیست و میران خواستگار واقعا خوبی محسوب میشه نصوح میخواد که نوه ی دیگه اش رو بهش بده…
این سریال در مورد یک مثلث عشقی و برنامه موبایل با توسعه دهنده ناشناسی است که با آن میتوان در فاصله ده متری کسی را که به شما احساسی دارد، تشخیص داد! کیم جو جو (Kim So Hyun) دختری زیبا و باهوش هست که اطرافیان او همه فکر میکنند که وی فرد بسیار شادیست اما او در کودکی والدین خود را از دست داده و با خانواده خاله اش زندگی میکند. از طرفی هوانگ سان اوه (Song Kang) دانش اموز محبوب و ثروتمندیست که از کیم جو جو خوشش میاید. او نیز برخلاف محبوبیتی که در مدرسه دارد اما از طرف خانواده اش محبت و علاقه ای نمیبیند. طی اتفاقی هوانگ سان اوه متوجه میشود که دوست صمیمی اش یعنی لی هی یونگ (Jung Ga Ram) به کیم جو جو علاقه دارد. بنابراین تلاش میکند تا متوجه شود که این عشق واقعیست یا خیر؟
سو جی وون نویسنده ی کارتون می باشد که تصمیم می گیرد مسائل احساسی خود را از کار جدا کند و تمرکز خود را بر روی پیشرفت در حرفه ی خود بگذارد لذا از عشق و عاشقی دوری می کند. پس از این تصمیم او تا سن 25 سالگی تبدیل به نویسنده ی شناخته شده ای می شود. حال او 30 سال دارد و نویسنده ی مشهوری است و تصمیم دارد عشق و عاشقی را به زندگی اش بازگرداند اما ظاهرا این کار سخت تر از آنچه می اندیشید است…
داستان سریال در مورد جوانی به نام ساشا یازی است که از حملهی قلبی نجات پیدا کرده و اکنون توسط قلب اهداشدهای که جان وی را نجات داده است ، در حال نابودی به شکل دیگری میباشد. هرچه از داستان بیشتر میگذرد ، این شخصیت بیشتر به حقیقت ناگفته و پوشیده شده راجع به شخصیتی که قلبش را دارد و مرگ ناگهانی وی ، آگاه میشود. با پیگری ماجرا ، ساشا متوجه میشود که اهداکننده و متوفی چه خصوصیات رفتاری و شخصیتی داشته است و برخی از اخلاقیات وی شدیدا مرموز و ترسناک بودهاند و…
سریال Wynonna Earp که بر اساس سری کمیک های IDW ساخته شده داستان “وینونا ارپ” را شرح میدهد که نوه بزرگ “وایات ارپ”است. وایات ارپ خود مبارزی بزرگ علیه شیاطین و اهریمنان بوده و اکنون نوه او با توانایی های منحصر به فرد و ماورائی اش قصد دارد عدالت را برای شیاطین و موجودات ماوراء الطبیعه به ارمغان بیاورد...
هان ته سول ( Jo Seung Woo ) مهندسی نابغه و موسس شرکت کوانتوم و زمان است که به عنوان معجزه صنعت مهندسی کره جنوبی شناخته شده است ، پژوهش ها و کارهای او باعث رسیدن شرکتش به بالاترین سطح ها شد ، اما به یکباره از ماجرای مشکوکی پشت مرگ برادرش که ده سال پیش او را از دست داده است با خبر شده و وارد مسیری خطرناک برای سفر در زمان میشود ، از طرفی کانگ سو هه ( Park Shin Hye ) نیز برای زنده ماندن در محیط گانگسترها به فردی تبدیل میشود که به راحتی میتواند به مبارزه ، شلیک گلوله و ساخت بمب بپردازد اما زندگی او نیز وقتی دچار دگرگونی میشود که برای یافتن و نجات هان ته سول ، وارد مسیری خطرناک میشود …
بان ها نی (Choi Kang-Hee) زن 37 ساله مجردیست که موقعیتی موقت در محل کارش دارد و این باعث شده استرس اخراج شدن داشته باشد. او شخصیتی ضعیف و کم رو دارد و بخاطر وضعیتش نمیخواهد که مجرد بماند ، تا اینکه یک روز اتفاق عجیبی میوفتد، بان ها نی 37 ساله با بان ها نی 17 ساله که از گذشته آمده ملاقات میکند ، بان ها نی جوان کاملا با خود بزرگترش فرق دارد ، او شخصی با روحیه و خوش بین است …
سومیره سو تو کل مدتی که دبیرستانیه هیچ استعدادی توی فوتبال نداره که بخوایم ازش حرف بزنیم اما این دخترک جوون یه پیشنهاد عجیب از کسی میگیره... از رقیب اصلیش، میدوری سوشیزاکی! میدوری از سو میخواد که باهاش توی یه تیم بره و بهش قول میده که نذاره سو هیچوقت تنها بازی کنه. این یه پیشنهاد جدیه اما مسئله اینجاست که سو پیشنهادشو قبول میکنه یا نه. بنابراین پرده ی نمایش روی داستانی باز میشه که شخصیت افراد منحصر به فرد زیادی از بازیکنان فوتبال رو جمع آوری می کنه.
۵۰ امین سالگرد پروژه “فردا” (سگ نابکار) (Junk Dog) “JD” در مسابقات بوکس ارتقا یافته زیرزمینی بمنظور زنده ماندن شرکت میکند . امروز او دوباره وارد رینگ میشود اما با شخصی جدید روبه رو میشود. او میخواهد وارد چالشی بشود که همه چیزش را به خطر میندازد.
یون سه ری (Son Ye-Jin) وارث ثروتمند در کره جنوبیست که در مسیر مسافرت هوایی به طوفان شدیدی برخورد کرده و مجبور میشود در کره شمالی فرود اضطراری کند. در آنجا به طور اتفاقی با لی جونگ هیوک (Hyun-Bin) که افسر ارتش کره شمالیست ملاقات میکند و لی جونگ هیوک تصمیم میگیرد تا یون سه ری را پنهان و از او محافظت کند و…
اینجا یه دنیای خاصه که دخترای کشتینشین توش زندگی میکنن. تو بندر دریایی آزور لین، یه زندگی شاد و پرانرژی تو محیط مدرسه برای دخترای گروههای مختلف شروع میشه. اونا با تمام وجود از زندگیشون لذت میبرن و آروم آروم درگیر یه سری ماجراها و شیطونیهای باحال میشن!
تا وقتی که داخل آدما قلب وجود داشته باشه، همیشه هستن کسایی که زجر بکشن. و بعدش یه چیز «عجیب» وارد ذهنشون میشه و باعث وقوع مریضی عجیبی در بدن میشه. این بیماری که بهش «مریضی اسرار آمیز» میگن برای اکثر افراد ناشناختهست. ولی یقینا وجود داره. دکتر و شاگردی وجود دارن که با این مریضی، که حتی پزشکی مدرن نمیتونه علاجی براش پیدا کنه، مبارزه میکنن. اسم اون دکتر رامونهست. اون همیشه آزادانه رفتار میکنه، بد دهنه، و حتی شبیه یه دکترم نیست! اما، وقتی با این بیماری اسرارآمیز رو به رو میشه، قادره که سریع ریشه اون رو پیدا کنه...
برای آیدول شدن، خون و عرق و اشک ریختم. با این حال، ادامه میدم. میخوام بدرخشم. میخوام به دستش بیارم. میخوام نفر اول باشم. میخوام بخندم. میخوام رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنم. میخوام به کلی آدم نگاه کنم. میخوام مورد توجه قرار بگیرم. میخوام پیداش کنم. میخوام موانع رو پشت سر بذارم. فقط غرور توی سینه دارم. هیچکس از اول در مرکز توجه نیست. همه ضعیف هستن. فقط کسایی که وا نمیدن میتونن آیدول بدن. این داستان آیدول هاییه که با رویاهای بزرگ و واقعیت بی رحم رو به رو میشن.
یوری هانجو 16 ساله بعد از دیدن مردی که با تبر، سرش باز شده بود، با ترس و سردرگمی در حالی که داره از قاتل نقابدار فرار میکنه، متوجه میشه توی یه خونه متروکه گیر افتاده که هر کدوم از در ها، به طور عجیبی قفل شده.درحالی که ناامیدانه دنبال راه فرار میگرده، به پشت بوم فرار میکنه ولی دنیایی روبروش قرار میگیره که هیچ نشونهای از زندگی توش وجود نداره و توسط ساختمون های بلند احاطه شده. هنگامی که تو ناامیدی غرق شده بود، متوجه میشه برادرش هم توی این مکان عجیب و غریبه. یوری مصمم میشه تا برادرش رو پیدا کنه و فرار کنه. هر چند، به زودی متوجه میشه که نقابدار های بیشتری...
آستا و یونو در یک کلیسا در یک روز به عنوان نوزاد در سبد رها شدند و از آن زمان به بعد با هم بودند. وقتی بچه بودند، قول دادند که با هم رقابت کنند تا ببینند چه کسی پادشاه بعدی جادوگرها میشود. اما با بزرگ شدن، تفاوتهای بین آنها مشخص شد: یونو یک نابغه جادویی بود، در حالی که آستا هیچ قدرت جادویی نداشت. در کشوری که جادو همه چیز است و توانایی ورزشی مهم نیست، آستا هر روز با تمرینات بدنی و اراده قوی سعی میکرد جادو یاد بگیرد.