فیلم داستان «تام» آهنگسازی سالخورده است که دچار زوال تدریجی عقل شده است. او سال هاست که از این بیماری رنج می برد و اکنون به دوران کودکی اش بازگشته است...
دو برادر دوقلو که از لحاظ ظاهر بسیار به هم شباهت دارن هر دو یک شغل رو هم دارن. هردو دکتر متخصص زنان هستند. یکی از برادرها خجالتی و اون یکی زرنگه. مدتها برادر زرنگ با زنهای مختلف رابطه برقرار میکنه و وقتی ازشون خسته میشه بدون اینکه چیزی بگه د..خ..ت..ر رو میذاره واسه برادر خجالتیش و میره سراغ یه د..خ..ت..ر دیگه تا اینکه یک بازیگر زن وارد کلینکشون میشه و اینبار برادر خجالتی قبل از برادرش عاشق این زن میشه اینجوری زندگی روتینشون دچار مشکل میشه ........
«رالفی» پسر جوانی است که رویای داشتن یک تفنگ بادی رد رایدر در سر می پروراند. او تصمیم دارد به همه ثابت کند که این تفنگ یک هدیه عالی برای کریسمس است، اما والدینش، معلم او، و همینطور بابا نوئل نیز با او مخالفند…
در اواسط قرن هفدهم، پدر لافورگ، كشيش ژزوئيت فرانسوي براي ترويج مسيحيت ميان سرخپوستان هورون، به همراه مرد جواني به نام "دانيل" و گروه كوچكي از سرخپوستان هورون كه چومينا رياست آن را به عهده دارد، به سوي محل سكونت قبايل هورون رهسپار مي شود. در ميان راه، "چومينا" روياي عجيبي مي بيند كه در آن كلاغ سياهي، چشمان او را از حدقه بيرون مي آورد. سرخپوستان كه از اين رويا وحشت كرده اند و از بهشتي كه پدر لافورگ براي آنها توصيف كرده، دلسرد مي شوند و او را تنها مي گذارند و به راه خود مي روند...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
هشتاد هزار سال پیش. قبیله ی «اولام» منبع زندگی بخش آتش را ازطبیعت می گیرند، اگر چه هنوز نمی دانند چگونه باید آن را دوباره برافروزند. تا این که پیر قبیله، «نائو» (مگیل) را هم راه «آموکار» (پرلمن) و «گا» (ال کادی) برای به دست آوردن آتش روانه می کند.
سرایدار یک کمپ تابستانی بر اثر یک شوخی به طور اتفاقی آتش می گیرد.سالها بعد او از آسایشگاه روانی مرخص شده و به کمپ بازمی گردد تا از ساکنان آنجا انتقام خود را بگیرد ...
داستانی قدیمی و محلی وجود دارد در مورد کشته شدن کسانی که روز ولنتاین را جشن می گیرد. اما وقتی گروهی از دستور قاتل سرپیچی می کنند و مردم کشته می شوند به نظر می رسد که افسانه به حقیقت تبدیل شده است ...
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 15 جایزه دیگر.
چهار خواهر به نام های «جو»، «مگ»، «بت» و «امی»، که پدرشان به جنگ رفته است، همراه مادرشان زندگی می کنند. آن ها رابطه نزدیکی با هم دارند و به کمک یکدیگر از میان سختی های زندگی عبور می کنند...
این فیلم داستان زندگی خانوادهی مردی به نام “نوح” است، و بازگو کننده این است که چگونه زندگی هر شخصی منحصر به فرد است. نوح با مشتریانش س/ک/س دارد. همسرش “هرا” که برای انجمن سانسور کنندگان کار می کند باید فیلم پ/و/ر/ن/و مشاهده کند. آنها یک فرزند دارند و خواهر “هرا” نیز پیش آنها زندگی می کند…
"رز" پس از تصادف با موتور سیکلت تحت عمل جراجی پلاستیک قرار می گیرد.اما پس از عمل او علاقه زیادی به خوردن خون پیدا می کند.قربانیان او به مرور زیاد شده و شهر را وارد آشوب می کند...
"رایان جیکوب" دختری سیزده ساله به همراه پدرش در خانه ای دورافتاده در شهری ساحلی زندگی می کنند. اما هرگاه یکی از اعضای شهر از سر کنجکاوی به آنها سر می زند، اثری از پدر ندیده و به نظر می آید دختر به تنهایی زندگی می کند...