پنج دوست به طور ناخواسته باعث یک تصادف رانندگی مرگبار میشوند. آنها برای فرار از عواقب این اتفاق، آن را مخفی کرده و با هم پیمان میبندند که این راز را برای همیشه نزد خود نگه دارند. یک سال بعد، گذشته دوباره به سراغشان میآید و آنها ناچار به مواجهه با یک حقیقت هولناک میشوند: شخصی از راز تابستان گذشتهی آنها باخبر است و برای انتقام، عزم خود را جزم کرده است.
جما یک برنامهریز مراسم موفق با زندگیای پربار است. او تقریباً از قرار گذاشتن با کسی دست کشیده است تا اینکه یک فالگیر به طرز مرموزی در یکی از مهمانیهای کاملاً برنامهریزیشدهاش ظاهر میشود و پیشبینی میکند که جما فقط یک قرار ملاقات وحشتناک دیگر تا عشق واقعی فاصله دارد.
در یک زمان حال دیگر، انسانهای ارتقا یافته ژنتیکی بر جامعه تسلط دارند. لئون و کلوئی، مطرودان، برای عدالت علیه سیاستمداران فاسدی که از نابرابری ژنتیکی سوءاستفاده میکنند، مبارزه میکنند و همه چیز خود را برای به چالش کشیدن سیستم ظالمانه به خطر میاندازند.
یک مددکار اجتماعی پرانرژی و مشتاق، پنج غریبه عجیب و غریب را گرد هم میآورد تا به آنها در حل مشکلات وجودیشان کمک کند، اما خودش را در موقعیتی میبیند که نمیتواند از پسِ آن بربیاید.
یک رپر مشتاق پس از اینکه لپتاپش دزدیده میشود، در خیابانهای رو به نوسازی تورنتو به دنبال موسیقی مورد علاقهاش میگردد تا آن را به موقع برای رویدادی که میتواند زندگیاش را تغییر دهد، پیدا کند - ملاقات با یک تهیهکننده برنده جایزه گرمی.
وقتی ونسا نتایج آزمایش دیانای شجرهنامهاش را دریافت میکند، خانوادهای را کشف میکند که از وجودشان بیخبر بوده و برای کریسمس به خانهشان سفر میکند.
برایان پس از اخراج از شغلش، به عنوان پدر خانهدار فعالیت میکند. او به دعوت یک پدر خانهدار دیگر برای یک قرار بازی پاسخ مثبت میدهد، اما متوجه میشود که آن شخص، فردی متقلب و خارج از کنترل است.
دو دزد خردهپا، سالی و لو، عمارت یک بیوه مرموز را هدف قرار میدهند. در حالی که سالی مجذوب زیبایی او میشود، سرقت آنها با تعقیب و گریزهای مرگبار یک قاتل سریالی که شهر را طعمه خود کرده، درگیر میشود.
بلا پس از اینکه به خاطر ترک یک برنامه رقص شهرت زیادی پیدا کرد، به استودیویی در یک شهر کوچک پناه میبرد. در آنجا با ویل، مدیر املاک بااستعداد، آشنا میشود و در حالی که برای یک اجرا تمرین میکنند، دیدگاههای جدیدی در مورد رقص، زندگی و عشق پیدا میکنند.
زنی که قصد دارد مغازه چاپ حروفچینی مادربزرگش را بفروشد، پس از ملاقات با یک علاقهمند به حفظ آثار باستانی، هدف غیرمنتظرهای پیدا میکند که هر دوی آنها را به سمت فرصتی برای رستگاری و عشق سوق میدهد.
مندی پترسون در تلاش است تا شور و شوق خود را در زندگی پیدا کند. به نظر نمیرسد آخرین تلاش او به عنوان یک مشاور املاک، با وجود تشویقهای دوستش تام و موفقیت شخصی او در این صنعت، نتیجهی مطلوبی داشته باشد. به نظر نمیرسد او شور و شوق تام برای فروش را داشته باشد.
یک نویسندهی مشهور سبک زندگی باید تصویر ساختهشدهی خود را هنگام ورود دوربینهای تلویزیونی برای شام کریسمس حفظ کند. نقشهی او برای اینکه بهترین دوستش در نقش همسرش ظاهر شود، منجر به احساسات و افشاگریهای غیرمنتظرهای میشود.