نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
دو برادر با هم ملاقات می کنند تا در خانه خالی والدینشان درباره آینده صحبت کنند. یکی می خواهد مادرش را از زندان آزاد کند و دیگری می خواهد گذشته ناکارآمد خود را فراموش کند و اموال را بفروشد....
در سال 2000، یک شهر کوچک میزبان مسابقات قهرمانی آرایشگری بریتانیا است، جایی که یک برنده سابق ، پسرش، همسر فراری اش و معشوقه بانوی همسر فراری اش در آن زندگی می کنند...
یک زن روان پریشان به زادگاهش بازمی گردد تا متوجه شود چه کسی دوست دوران کودکی اش را سال ها قبل کشته است. ورود او مصادف است با یک سری قتل هایی که نشانه های مشابهی با پرونده حل نشده مرگ دوستش دارد و...
مذاکره کننده متخصص گروگان، ستوان فیبی مک نامارا، حرفه پرفشار خود را با خواسته های بزرگ کردن دختر خردسالش و مبارزه با مادر آگورافوبیک خود، اسی، انجام می دهد...
سفر سه خواهر و برادری که در منطقه کردستان عراق به دنیا آمده اند و در آلمان بزرگ شده اند و می خواهند آخرین آرزوی مادرشان را برآورده کنند تا در روستای زادگاهش در کنار همسرش که در جنگ رژیم صدام حسین کشته شده به خاک سپرده شوند...
نان روزانه ما تابلویی است با صفحه گسترده از جشنی که هضم آن همیشه آسان نیست - و همه ما در آن شرکت می کنیم. یک تجربه فیلم ناب، دقیق و سطح بالا که مخاطب را قادر می سازد ایده های خود را شکل دهد..
داستان عشق غیرمنتظره و نامشخص سریکئو ، یک دختر 21 ساله بار در پنوم پن، و بن، یک دانشجوی جوان آلمانی که برای یک سفر تابستانی پس از فارغ التحصیلی به کامبوج سفر می کند...
یک آزمایش تحقیقاتی اتمی در سنت لوئیس، میزوری به اشتباه انجام می شود و نه تنها یک سیاهچاله بزرگ، بلکه موجودی از ماورای آن را آزاد می کند که از برق در خیابان های این شهر غرب میانه تغذیه می کند...
دو ماما، یکی بودایی و دیگری مسلمان، از تقسیمات قومی شدید سرپیچی می کنند تا در یک کلینیک موقت در غرب میانمار در کنار هم کار کنند و به روهینگیایی های ایالت راخین خدمات پزشکی ارائه دهند...