داستان فیلم از آنجایی آغاز می شود که یک سنگ آسمانی به پارکی در مرکز نیویورک برخورد می کند و گودالی در آنجا ایجاد می شود. بعد از برخورد یک شخص از داخل گودال بیرون می آید ولی او یک شخص عادی نیست بلکه او تشکیل شده از ۱۰۰ موجود فضایی هست که قد هر کدام پنج سانتی متر بوده و به دنبال راهی برای نجات سیاره ی خود از نابودی هستند و…
فضانوردی به نام اسکارچ سوپرنووا یک پیام کمک از سیاره ای خطرناک دریافت می کند اما هنگامی که به پیام پاسخ می دهد ، متوجه می شود ارسال این پیام تله ای بیش نبوده و ...
یک آدم بیکار و تنبل به ایده ای میلیون دلاری دست پیدا می کند، ولی برای اینکه بتواند این ایده را به نتیجه برساند، اول باید به همکار جذابش کاملا اعتماد کند…
«سدي جونز» (مور) و «بن مورفي» (کراسينسکي) دل باخته ي يک ديگر هستند. در حالي که «بن» پيشنهاد مي دهد عروسي شان در جزاير کاراييب باشد، «سدي» آرزو دارد که در کليساي خانوادگي سنت اوگستين ازدواج کند. آن دو براي آمادگي شرکت در مراسم به سراغ کشيشکي به نام «فرانک» (ويليامز) مي روند...
الکس فلچر که بیست سال پیش خواننده موفق یک گروه موسیقی پاپ بوده، اکنون محبوبیت سابق را ندارد. در ادامه کریس، مدیر برنامه های او به وی خبر می دهد که یک خواننده جوان و پرطرفدار پیشنهاد داده که الکس در آلبوم بعدیش با او همکاری کند و …
"فیلیکس بونهوفر" فیلمنامه نویسی سالخورده در دو دنیا زندگی می کند،در واقعیت و دنیای درونی خودش.او در حالیکه بر روی فیلمنامه یک داستان مرموز و جنایی کار می کند،متوجه می شود که شخصیتهای داستانش پا به دنیای واقعی گذاشته اند و...
دختری که فکر می کند یک روبات جنگی است، به بیمارستان روانی راه پیدا کرده و با بقیه بیماران روبرو می شود. او سرانجام عاشق مردی می شود که معتقد است می تواند روح آدم ها را بدزدد و …
فیلم “عقاب در برابر کوسه” درباره زندگی دو فرد ساده و اجتماعی است و اینکه چگونه آنها از طریق انجام کارهای عجیبی از جمله تلافی کردن زورگویی های قلدرهای دوران مدرسه، خوردن ساندویچ و بازیهای ویدیویی در پی پیدا کردن عشق هستند …
ستاره فوتبالی به نام «جو کینگ من» دختر هشت سالهای دارد که از ازدواج قبلی اوست و با همسر قبلیاش زندگی میکند ولی روزی به سراغ جو میآید. جو در ابتدا از نگهداری دختر خود ناراحت است و امتناع میکند اما به تدریج اوضاع بهتر میشود چون وجود دخترش باعث میشود بر شهرت او افزوده شود اما پس از مدتی …
ریچل یک وکیل با استعداد و موفق است که مدت هاست با دارسی دوست است و دوستان بسیار نزدیک و صمیمی برای یکدیگر به حساب می آیند تا اینکه ریچل با اتان آشنا می شود .مردی که به او علاقه مند می شود اما بعد از چند روز متوجه می شود که اتان نامزد دارسی است و حالا ریچل با مشکلات زیادی روبرو شده است.
مردی ضعیف وقتی که پی می برد به خاطر کلاه برداری باید به زندان برود، وحشت می کند. او از یک معلم هنرهای رزمی کمک می گیرد تا برای روبرو شدن با زندانی هایی که احتمالا با او نمی سازند، آماده شود…
«آنی» (اسکارلت جوهانسون) که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، کارش را بعنوان پرستار بچه یک خانواده نیو یورکی پولدار شروع می کند. در حالی که پدر بچه مدام مشغول کارش است و مادر هم وقتش پر است و هیچ کدامشان دوست ندارند با پسر کوچکشان باشند. آخرین پرستار بچه به خاطر گذراندن وقتش در قرارهای عاشقانه اخراج شده و همین مساله باعث دردسر آنی میشود، زیرا مرد جذابی که در همسایگی آنهاست، سعی دارد با او ارتباط برقرار کند.
برادر بزرگ تر بابانوئل، «فرد کلاوس» (وون) به ميزان زيادي پول احتياج دارد، بنابراين براي کمک براي برادرش «سينت کلاوس» (بابانوئل / جياماتي)، به قطب شمال مي رود...
“دورل” و “لیجان” دو دوست صمیمی و تبهکارانی خرده پا هستند. وقتی آنها تهدید می شوند اگر بدهی هفده هزار دلاری را نپردازند “دورل” پسر خود را از دست خواهد داد، تصمیم می گیرند از کلیسای محله خود سرقت کنند...
زن جوانی که با افسون هایش مردان را تیغ می زند، در شرایطی گیج کننده یک خدمتکار ساده و مهربان هتل را با خواستگاری ثروتمند اشتباه گرفته و با او رابطه برقرار می کند…
دن چند سالی هست که همسر خود را از دست داده است . وی از همسر خود نیز دارای 3 دختر هست که به انها عشق می ورزد . در جشن شکرانه سالیانه دن به همراه 3 دخترش به شمال سفر می کنند تا در کنار بقیه خانواده دن این سنت را بجا بیاورند در این بین وی با یک خانم باهوش به نام ماری اشنا می شود و بین انها رابطه ی صمیمانه ای شکل می گیرد اما دن متوجه می شود که ماری در واقع نامزد برادرش است و.....