نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
سه سرباز که در حال فروش اسلحه های دزدیده شده دستگیر می شوند، از جوخه تیراندازی مهلت می گیرند، مشروط بر اینکه برای ماموریتی برای برگرداندن طلاهای دزدیده شده متعلق به کنفدراسیون به مکزیک بروند...
پدر و مادر رامون توسط مردان صاحب زمین جان بارت کشته می شوند. رامون در حالی که تلاش می کند انتقام بگیرد، زخمی می شود اما جان رضا، یک قاتل سرخورده قدیمی را نجات داده است. مردها در حین پرستاری از زخم هایش، دوستانی بی میل می شوند و رضا به رامون هنر تیراندازی، زنده ماندن و تنهایی را آموزش می دهد...
داستان مردی که مورد اصابت گلوله قرار گرفت، دزدیده شد و به زندان افتاد که برای ربودن محموله بزرگ طلا از مردی که به او ظلم کرده بود، برمی گردد. طلا در یک واگن زرهی به نام واگن جنگی حمل می شود.
لوتون کول، یک قمارباز حرفهای، پس از کشف نقشه گنجینهای از طلا، راهی بیابان میشود تا به این گنج دست پیدا کند. اما او تنها فردی نیست که به دنبال این گنجینه است.
در سال 1864، کلاید مک کی مزدوررهبری یک تیم از جنایتکاران را در یک ماموریت که دستوران از بالا امده بود برعهده داشت؛این ماموریت نفوذ به قلعه دشمن و سرقت یک میلیون دلار طلا از ارتش اتحادیه بود...
پس از جنگ داخلی، جانی همیلتون متوجه می شود که پدرش توسط راهزن سانتانا به قتل رسیده است و مادرش گرترود با عمویش کلود ازدواج کرده است، اما جانی مصمم است که حقیقت را دریابد....