نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
کوئنتین تارانتینو، کارگردان رویاپرداز، رویای فصلی از «بیل را بکش» را در سر داشت که هرگز به پرده نقرهای نرسید، فصلی که با نام «انتقام یوکی» شناخته میشود.
در محله پپرهیل منچستر، نبردی مداوم بین باندهای تریاد و باندهای خیابانی در جریان است. رهبران باند، ری (اندرو گاث) و تری (گلدی)، که پسرعمو و دوست قدیمی هستند و همیشه به یکدیگر اعتماد و تکیه میکنند، در زندان بودهاند.
یک مامور DEA و شریکش سارقانی را تعقیب میکنند: نوجوانان سرکش خودشان که با استفاده از تاکتیکهای والدینشان و اطلاعات طبقهبندیشده شروع به سرقت از کارتل کردهاند.
اِما کورونل، همسر ال چاپو، که در هفده سالگی توسط بدنامترین قاچاقچی مواد مخدر مکزیک از پا درآمد، در حالی که با مسئولیتپذیری خودش دست و پنجه نرم میکند، به جنایات شوهرش، ازدواج پرآشوبشان و دوران زندان خود میپردازد.
یک نویسندهی ناموفق اعلام میکند که مرتکب جرم بینقصی خواهد شد و این باعث میشود پلیس برای جلوگیری از قتلهای برنامهریزیشدهی او، تعقیب و گریز شدیدی را آغاز کند.
یک سفر ماهیگیری با ناپدید شدن لیندا کارمن در دریا و رها کردن پسرش ناتان برای روزها، به فاجعهای ختم میشود. نجات او سوالاتی را در مورد قتل پدربزرگش مطرح میکند و نبردی بر سر ارث و میراث را شعلهور میکند که منجر به افشاگریهای تکاندهندهای میشود.
داستان درباره دو برادر دوقلوی همسان با ارزشهای متضاد است که در مسیر پرپیچوخم زندگی، پس از عبور از دنیای جرم و جنایت، با مفاهیمی چون خیانت و رستگاری مواجه شده و سرشت عمیق انسان را آشکار میسازند.
کارآگاه کارل مورک، رز، همکار جوان خود را به جزیره بورنهلم میفرستد تا به درخواستهای همکار قدیمیاش کریستین هابرسات پاسخ دهد. اما کریستین خودکشی میکند و رز را به سفری عمیق به گذشته خود میفرستد. کارل که به تازگی نامزد کرده به جزیره میرسد و به همراه رز و اسد درگیر یک پرونده سرد قدیمی از دختری میشوند که حلق آویز به درخت پیدا شده است. این قتل به اداره پلیس محلی و فرقهای از پرستندگان خورشید مرتبط است. کارل باید پرونده را حل کند و با گذشته تاریک خود روبرو شود.
استاد دانشگاهی خود را در یک بحران شخصی و کاری مییابد؛ چرا که یکی از شاگردان ممتاز او علیه همکارش شکایتی مطرح میکند و در همین حین، راز تاریکی از گذشتهی خود استاد در آستانهی فاش شدن است.
در یک روز و شب تابستانی وحشی در آپارتمانشان در ایست ویلیج، بانی، کلاهبردار خیابانی و دوستش دینو، با گروهی از همسایگان عجیب و غریب نقشه میکشند تا جسد یک مرده را پنهان کنند. با گذشت زمان و افزایش گرما، هرج و مرج حکمفرما میشود.
دو دزد خردهپا، سالی و لو، عمارت یک بیوه مرموز را هدف قرار میدهند. در حالی که سالی مجذوب زیبایی او میشود، سرقت آنها با تعقیب و گریزهای مرگبار یک قاتل سریالی که شهر را طعمه خود کرده، درگیر میشود.
دو قمارباز که از زندان آزاد شدهاند تصمیم میگیرند یک کازینوی غیرقانونی باز کنند، اما درگیر مافیا میشوند و دوست یکی از قماربازان در این میان گرفتار میشود.