ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
در روز جمعه سیزدهم افرادی متفاوت در " گرند کنیون " با هم برخورد میکنند که شامل یک مرد آمریکائی همراه دخترش , یک وکیل , یک محصل جوان , و چند دانش آموز دبیرستانی میشوند .
خانواده ای از شهر به خانه ای بزرگ در نزدیکی یک دهکده ، نقل مکان می کنند . در حالی که سعی دارند به خانه جدیدشان عادت کنند ، متوجه اتفاقات مرموزی می شوند که به گذشته این خانه مربوط می شود ...
" اوون " که بیکار و ورشکسته است در حال گذران دوران بدی میباشد تا اینکه یک تاجر پولدار ژاپنی را از دست سارقان نجات می دهد و ورق برمیگردد . تاجر به اوون پیشنهاد کار میکند و او نمیداند که با پذیرفتن آن وارد دنیای تاریکی میشود .
یک سال می گذرد که پیج و ناتان دککر به طور غم انگیز پسر نوجوان خود زاک را به دلیل مصرف بیش از حد از دست دادند. ناتان و دختر آدی به آرامی زندگی خود را دوباره جمع کرده اند و ...
جوزی و جک رابرن که در یک عمارت قدیمی در پنسیلوانیا و خانه هایشان که توسط استاد استبدادی خود آموزش دیده اند ، پرورش یافته اند ، هرگز به کسی وابسته نبودند بلکه به یکدیگر وابسته بودند.
کلارا و ری به تازگی نامزد کرده اند. آن ها برای یک مهمانی شام دوستان و خانواده شان را دور هم جمع کرده اند. در ابتدا به نظر می رسد این مهمانی شب خوشی را برای آن ها رقم خواهد زد اما چندی بعد فاجعه ای ناگوار به وجود می آید...