یک کارآگاه خصوصی به نام واگر ویم روی یک پرونده تحقیق می کند جایی که دوست خوب او ایوانز یک افسر عالی رتبه سابق ارتش به دروغ به بمب گذاری آرماکون "یک مرکز ذخیره سازی سلاح" متهم شده است...
پس از یک جنگ ویرانگر در یک تمدن ترسناک آنارشیستی آینده، آلن و خانواده اش تصمیم می گیرند از شهر نقل مکان کنند و در یک زباله دان بزرگ مستقر شوند تا با زباله ها زنده بمانند. اما کمبود آب بسیار زیاد است. این یک مبارزه برای وجود است.
کاترین پس از مرگ پدرش به عمارت قدیمی خانوادهاش در نروژ بازمیگردد. اما با شنیدن داستانهای ترسناک اهالی روستا درباره ناپدید شدنها و قتلها، آرامش او بر هم میخورد و او مجبور میشود به دنبال رازهای تاریک خانوادهاش بگردد.
در Skoddeheimen، نروژ، آلما 15 ساله درگیر هورمون ها و فانتزی هایش می شود، از تصاویر عاشقانه شیرین از آرتور، دوستی که او آرزوی او را دارد، تا رویاپردازی در مورد تقریباً هر کسی که به آن چشم دوخته است...
جک تصمیم میگیرد که زندگی خود را متحول کند، اما همان شب، دوستش گلِن در یک سانحه رانندگی ناشی از مواد مخدر جان میبازد. در طول تنها ۲۴ ساعت، جک تمام دارایی خود را از دست میدهد و با خطرات جدی مواجه میشود. اکنون که شرایط او بیش از پیش رو به سراشیبی است، او باید از کسانی که دوستشان دارد، محافظت کند.
بچه های اد گاراژ می بینند که برای یک مانور گارد ملی فراخوانده شده اند. پس از یک ملاقات تصادفی با یک دریاسالار آمریکایی (دان جانسون)، شش فرد ناسازگار تنها کسانی هستند که می توانند یک فاجعه هسته ای را متوقف کنند...
فیلم در کپنهاگ شروع می شود، جایی که وارگ وئوم لیزا، دختر روسپی فراری 16 ساله یک تاجر ثروتمند را پیدا می کند. او او را نزد موکلش و خانواده اش در نروژ می آورد، جایی که همسایه ها او را پیدا می کنند و از او می خواهند پسرشان پیتر، دوست نزدیک لیزا را پیدا کند. او تمایلی به کمک به آنها ندارد، اما...