بسیاری از خانواده های سلطنتی به دلیل انقلاب فرانسه در قلعه ای زندانی شده اند."مارکوس د سید" مرد بدنامی در آنجا زندانی است و توسط دیگران رانده شده است.دختر نوجوانی درو از چشم پدر و مادر خود با او ارتباط برقرار می کند و درباره او و زندگی اش شناخت پیدا می کند...
در سال 1940 نیروهای آلمانی تا پاریس پیشروی می کنند."اودیل" معلمی بیوه که به همراه دو فرزند خود زندگی می کند برای در امان ماندن به خارج شهر نقل مکان می کند.پس از چند کیلومتر آلمانها حمله می کنند و آنها همه چیزشان را از دست می دهند.مردی ناگهان از راه می رسد و آنها را از خطر نجات می دهد و...
"لیان" و "یوون" در دوران پس از جنگ زندگی می کنند.آنها فرزندی ندارند اما خواهر "لیان" همراه آنهاست.آنها مشکلات زیادی داشته و در اتاقهای جداگانه می خوابند.اما دیدار با دوست قدیمی "لیان" که پزشکی در یک شهر بزرگ است همه چیز را عوض می کند...
"سایمون کوهن" یک یهودی لیبرال است که به یک محله در آمستردام فرمانروایی کرده و یک کافی شاپ را اداره می کند."سایمون" به دانشجوی دندانپزشکی "کامیل ورولیژیک" علاقه مند شده و او را به دنیای در هم گسیخته خود می کشد و...
تاجر شنزنی "دا مینگ" به خانه اش در پکن، جائی که فکر می کند پدرش از دنیا رفته می رود. او پدرش را در وضعیت خوبی می بیند. او چند روزی را نزد پدر خود مانده و کارهای او را تماشا می کند و...
یک پسربچه 10 ساله که پدرش را از دست داده، همراه با برادر کوچکتر و مادرش که معتاد به هروئین است زندگی میکند. پسر بچه در تلاش برای نجات مادر از چنگال دیو اعتیاد دست به هرکاری میزند تا جایی که خود در معرض سقوط به جاده تباهی اعتیاد به هروئین قرار میگیرد و...
از دید یک مادربزرگ که در زاغه های جاکارتا زندگی می کند، ما تغییرات اقتصادی جامعه اندوزی و تاثیر آن بر زندگی نوه خود و پسران او به تصویر کشیده می شود...
داستان در دنیایی اتفاق می افتد که جوامع از هم گسیخته شده اند. دو زوج در کلبه ای کنار رودخانه ای پنهان شده و امیدوارند از این وضعیت جان سالم بدر ببرند...